مهر ۲۳, ۱۳۹۸/
  • By kandimiz
  • 37
  • 0
فصل ششم
موم و بره­موم
خواص عسل همراه با موم
موم داری خواص درمانی است که زنبورداران آنها را به خوبی می­شناسند. آن­ها اهمیت جویدن موم همراه با عسل را در موارد بسیاری به شما خواهند گفت:
  • علیه سینوزیت مزمن
  • در صوت زکام و یا برونشیت
  • برای تقویت لثه­ها
  • علیه آسم
در برخی مغازه­ها عسل همراه با موم عرضه می­شود. واضح است که خواص عسل همراه با موم، به خاطر بره-مومی است که در موم وجود دارد.ولی این بره­موم آن قدر کم است که اکثر اوقات بهتر است بره­موم خالص را بجوید. آن­ها این موم را به کارخانه می­دهند که پس از تصفیه مجدداً ورق­های موم شبکه­بندی شده به ایشان می­دهد.
زنبورداران ترجیح می­دهند قاب­هایی را که در آن­ها شبکه­های موم وجود دارد در قسمت ذخیره عسل کندو بگذارند تا زنبورها تنها کارشان پر ساختن آن­ها باشد. به این ترتیب، زنبورداران عمداً تولید موم را بخاطر دلایل اقتصادی متوقف می­سازند. برای ساختن یک کیلوگرم موم، زنبور باید حدود ده کیلوگرم عصل مصرف کد و این کار با در نظر گفرتن نسبت ارزش عسل به موم، به هیچ­وجه اقتصادی نیست. بنابراین، اکثر اوقات زنبورداران ترجیح می­دهندترشح موم را محدود سازند تا ذخیره عسل بیش از حد از بین نرود.
بره موم و خواص درمانی
ترکیبات اصلی بره­موم شامل رزین و موم می­باشد. رنگ آن ممکن است تنوع بسیار زیادی داشته باشد. در مناطق معتدل رنگ این ماده از زرد روشن یا قهوه­ای تا قهوه­ای تیره متغیر است. رنگ بره­موم تولید شده در آب وهوای گرمسیری ممکن است از قهوه­ای مایل به سبز روشن(در بره­موم برزیلی) تا سیاه و قرمز تیره (در تعدادی از نمونه­های کوبایی) متغیر باشد.
هرچه بره­موم بیشتر در کندو باقی بماند رنگ آن تیره­تر می­شود. بره­موم تازه به رنگ قرمزدر قاب­های حاوی سلول­های مومی تازه ترشح شده توسط زنبور عسل دیده می­شود.
همچنین رنگ بره­موم با توجه به درختان و گیاهی که مورد استفاده زنبورهای عسل قرار گرفته و نیز نوع رنبورهایی که این ماده را گردآوری می­کنند متفاوت است. شما می­توانید بره­موم را دو قسمت کندو بیشتر از جاهای دیگر مشاهده کنید.
اول در مدخل ورودی یا دریچه­ی پرواز کندوها و دوم در قسمت فوقانی و طرفین قاب­ها. لایه­های بره­مومی ذخیره شده در کندو به منظور استفاده در مسدود کردن درزها و منافذ کندو می­باشد.
در درمای ملایم؛ بره­موم ماده­ای نرم می­باشد و با افزایش میزان بردوت هو سفت و سخت می­گرد، گرچه باز هم قابلیت شکل­پذیری خود را حفظ می­کند. ولی هنگامی که یخ بزند شکننده می­گرد. بره­موم در دماهای بین ۷۰ تا ۱۰۰ درجه سانتی­گراد به مایع تبدیل می­گردد.
چگونه بره­موم درست می­شود؟
در حال حاضر بیشتر زنبورداران و پژوهشگران بر این باورند که رزین بره­موم به طور مستقیم توسط زنبور عسل از درختان، درختچه­ها و گیاهان مختلف گردآوری می­گردد. با این همه، این تنها فرضیه­ای نیست که در این مورد ارائه شده است.
در سال ۱۹۰۷ کاستن ماخر یکی از پژوهشگران آلمانی در زمینه­ی زنبورعسل، اظهار داشت که بره­موم تا اندازه­ی زیادی از دانه­های گرده به دست می­آید. او براین باور بود که زنبورهای عسل دانه­های گرده را به بخشی از روده­های خود انتقال می­دهند و در آنجا دانه­های گرده با جذب آب متورم می­شوند و به پنج برابر حجم خود می­رسند. هنگام گسیخته­شدن، دانه­های گرده، پلاسمایی تولید می­کنند که به باور او زنبورهای عسل، آن را برای تغذیه زنبورداران جوان به کار می­برند. سپس، پوسته­ی باقی مانده دانه­ی گرده، فرآوری و به نوعی بلسان تبدیل و از بدن زنبور دفع می­گردد.
این بلسان که به بیرون دفع شده بعداً با دیگر پوسته­های دور ریخته شده دانه­های گرده و موم ترکیب شده، پایه بره­موم را تشکیل می­دهند، آمیخته­ی سفت­تر و قهوه­ای رنگ­تر را بعداً می­توان به دیگر نقاطکندو انتقال داد. پشتیبانی از این فرضیه از تجربیاتی حاصل شده است که نشان می­دهد حتی در مواردی که زنبورداران عسل مواد رزینی و نیز دانه­ی گرده در دسترس داشته­اند، باز هم تولید بره­موم امکان پذیر می­باشد. همچنین مشاهدات بیشتر چنین نشان می­­­دهد که بیشترین تولید بره­موم با زمان­های اوج فراوانی گرده­ی گل همراه است. اما ابداع آنالیزهای بیوشیمیایی مدرن این فرضیه را بسیار ضعیف ساخته است. برای نمونه، پژوهش نشان داده است که اگر هم بازمانده­ای از مواد آزاد شده بر اثر تجزیه دانه­ی گرده در بره­موم موجود باشد، میزان آن بسیار اندک است.
تا به امروز مقبول­ترین فرضیه توسط روش و همکارانش در قرن گذشته ارائه گردیده است، وی مشاهده کرد که زنبورهای عسل رزین ترشح شده از درختان را با آرواره­هایشان حمل می­کنند و سپس به خرد کردن کلوخه­ی رزینی می­پردازند. پس از آن رزین از پاهای جلویی به پاهای میانی زنبور منتقل می­گردد و کار بر روی آن ادامه می­یابد تا این­که این محموله به سبد گرده واقع در پاهای انتهایی منتق می­گردد، در این زمان به شکل گلوله­ی کوچکی در می­آید.
زنبورها پس از جمع­آوری این ماده به سوی کندوهای خود پرواز کرده و بلافاصله پس از ورود به کندو آن را در مناسبترین نقطه کندو جهت مصرف در روزهای بعد ذخیره می­سازند.
فیلیپ در سال ۱۹۳۰ ترکیبی از این دو فرضیه را ارائه داد. او استدلال کرد که دو نوع بره-موم وجود دارد، یکی آنچه که کاستن ماخر توصیف می­کند و دومی، گردآوری بره­موم از منابع خارجی که توسط (روش)شرح داده شد، فیلیپ بر این باور بود که مهمترین کاربرد بره­موم در کندو پوشاندن و ضدعفونی سلول­هایی است که ملکه در آن­ها تخم­گذاری می­کند. بره­موم گردآوری شده از منابع خارجی کاربردی ثانویه دارد و بیشتر به عنوان ماده­ای ساختمانی در کندو جهت تقوتشان و پر کردن شکاف­ها و درزها به کار می­رود.
شخصاً بر این باورم که در فرضیه­ی فیلیپ نکته­ای وجود دارد که کاربرد دو نوع مختلف بره­موم را توجیه می­کند، اما گمان دارم باز هم باید صبر کنیم تا با پژوهش­های بیشتر به پاسخ قطعی برسیم.
اهمیت رزین­ها در بره­موم
رزین­ها از هر منبعی که جمع­آوری شده باشند، جزء اصلی یعنی حدود ۵۰% بره­موم را تشکیل می­دهند. در آغاز، زنبروهای عسل به جمع­آوری ماده­ای می­پردازند که گیاهان برای بقاء تندرستی و یک پارچگی خود بدان وابسته هستند.
می­دانیم که رزین­ها نقش مهمی را در سیستم­های ایمنی درختان و گیاهان برعهده دارند، همانگونه که می­دانیم در صورتی که درختی آسیب ببیند یا پوست آن خراشیده شود رزین­ها از نقاط آسیب دیده به بیرون تراوش می­کنند تا جای «زخم» را درزبندی کنند و جلوی تراوش مایع از داخل آن را بگیرند.
بسیاری از این رزین­ها از جایگاه والایی در ردیف داروهای طبیعی برخوردار هستند، دو نمونه از سه هدیه-ای که خردمندان برای نوزادی با نام عیسی مسیح به کار بردند از رزین­های درختان شامل فرانکینسانس و مُر بود. فرانکینسانس و مُر دارای ویژگی­های کاملاً شناخته شده­ی ضدالتهابی هستند و برای درمان بیماریهای مهمی از جمله روماتیسم و آرتریت روماتوئید و نیز جهت مداوای بیماری­های نایژه­ای تنفسی به کار می­روند.
دیگر رزین­ها شامل بنزوئین و رزین کاج، به دلایل مشابه در ردیف داروهای طبیعی جای گرفته­اند. بنابراین جای شگفتی نیست که زنبورعسل درجستجوی این­ها و دیگر رزین­ها به عنوان ماده­ی پایه برای ساخت بره­موم برآید.
زنبورهای عسل با ساخت بره­موم ماده­ای بی­همتا می­سازند
تا چه اندازه زنبورعسل بر روی رزین­هاییکه از درختان و گیاهان به دست می­آورند کار می­کنند، تا به فرآوری آنها در درون و بیرون کندو آنها را بره­موم تبدیل کنند موضوعی است که هنوز مورد بحث قرار دارد. جمعی از پژوهشگران باور دارند که زنبورهای عسل نقش فعالی در تبدیل رزی بره­موم برعهده دارند و این کار را به کمک تراوش­های غده­ای خویش هنگام گردآوری رزین­ها انجام می­دهند. این تراوش­ها حاوی آنزیم­هایی است که باعث سوخت­وساز رزین می­شود.
بررسی­هایی که در سال­های دهه ۱۹۹۰ در کوبا انجام گرفت، نشان داد که رزین­های گردآوری شده به وسیله­ی زنبورها، تا اندازه­ای توسط آنان مورد سوخت­و ساز قرار می­گیرد. گرین­وی در سال ۱۹۹۷ اظهار داشت که با افزودن بزاق دهان زنبورعسل در هنگام جویدن و خرد کردن رزین، مواد تازه­ای مثل قندها تولید می­گردند. همان پژوهش نشان داد که ساختار شیمیایی بیوفلاونوئیدها در رزین­های درختان است که به وسیله­ی زنبورهای عسل گردآوری می­گردد و به هنگام تبدیل به بره­موم، تغیرر می­یابد.
پژوهشگران دیگر چنین استدلال می­کنند که این خود رزین درخت یا گیاه است که به شکل ساده و خالص باعث ایجاد ویژگی­های حفاظتی و درمانی بره­موم در کندوی زنبورعسل می­گردد. توان فوق­العاده­ای زنبورعسل برای تبدیل طیفی از مواد خام ساده، مثل دانه­ی گرده و شهد، به مواد بسیار پیچیده­ای مانند عسل و ژله­ی رویال نشان از فعالیت­ سرشار این حشره دارد.
کندوی زنبورعسل نمادی است که از این که چگونه مواد ساده­تر مشتق از رده­های پایین جهان گیاهان، ارتقاء یافته و توسط زنبورهای عسل به موادی مناسب برای رده­های بالاتر تبدیل می­گردند، با کقایسه طیف گسترده­ی ویژگی­های درمانی که بره­موم در اختیار آدمی قرار می­دهد.
با ویژگی­های درمانی یکی از گیاهان دارویی، بار دیگر پیچیدگی، پیراستگیو در هم تافتگی­هایی که جهان گیاهان را از دنیای جانوران متمایز می­سازد، پی می­بریم.
افسانه درخت صنوبر
یکی از باورهای رایج در مورد خاستگاه بره-موم این است که این ماده منحصراً از رزین درخت صنوبر سرچشمه گرفته است. چنین چیزی درست نیست. هر چند درخت صنوبر یکی از خاستگاه­های غالب رزین است، اما درختان و منابع دیگر گیاهی نیز وجود دارند.
زنبورهای عسل بره­موم را از طیف گسترده­ای از درختان، درختچه­ها و گیاهان موجود در منطقه جمع­آوری می­کنند. این که چرا زنبورهای عسل منبعی را به منبع دیگر ترجیح می­دهندهنوز از اسرار است. همین­قدر می­دانیم که زنبورهای عسل حس جذابیتی دارند آنها را به سوی درختان، درختچه­ها یا گیاهانی راهنمایی می­کند که می­توانند بیش از گیاهان دیگر ویژگی­های ساختاری و درمانی مورد نظر آنان را برآورده سازند. قعاً وجود رنگها و فرمون­های جذاب که از طرف گیاهان شهدزا و گرده­زا تولید می­شوند نیز در این مکانیزم نقش اساسی ایفا می­کنند.
همه زنبورهای عسل بره­موم جمع­آوری نمی­کنند
با توجه به قدرت سازگاری بالای زنبورعسل غربی در تمام نقاط جهان به جز مناطق جنوبی امکان جمع­آوری بره­موم توسط این زنبورها اغلب پژوهش­های انجام شده مرتبط با بره­موم با استفاده از این زنبورها صورت می­گیرد، در صورتی که گونه­ی آسیایی تمایلی برای جمع­آوری بره­موم نشان نمی­دهند. خصوصیاتی از قبیل رنگ، بو و نیز ترکیبات بره­موم با توجه به منابع غالب رزین در منطقه تعیی می­گردد.
زنبورهای گونه Apis dorsata,Apis cerana و نیز نژاد کارنیولان از موم به جای بره-موم استفاده می­کنند. زنبوران بدون نیش یاMelipona موادی رزینی شبیه بره­موم جمع­آوری می­کنندکه آن را برای دزگیری کندو و ساخت سلول­های ذخیره عسل به کار می­برند.
با توجه ب فراوانی نژادهای زنبور متعلق به گونه Apis mellifera در تمام نقاط جهان بهجز قطب­ها و امکان جمع­آوری بره­موم توسط این زنبورها اغلب پژوهش­های انجام شده مرتبط با بره­موم با استفاده از زنبوران Apis mellifera صورت گرفته است.
میزان تمایل به جمع­آوری بره­موم در بین گونه­ها و حتی نژادهای زنبورهای عسل بسیار متغیر می­باشد. گرچه دلیل آشکاری بریا توجیه این تغییرات مشخص شده است ولیکن شاید علت آن باشد که برخی زنبورهای عسل به خواص ضدعفونی کنندگی و آنتی بیوتیکی که بره­موم فراهم می­آورد نیازی ندارند یا از فرآورده­های دیگری به این منظور استفاده می­کنند.
آیا امکان دارد که سرانجام حق با فیلیپ وکاستن ماخر باشد که باور داشتند عملکرد مهم ضدعفونی در کندو توسط بره­موم، ناشی از تجزیه­ی دانه­ی گرده می­باشد؟
همچنین ممکن است آن دسته از زنبورانی که بومی واقعی زیستگاه­های آب وهوایی جنوبی هستند. همان نیازها را نداشته باشند و بنابراین در بدن آنان سیستم گردآوری نوعی بره­موم ساده­تر، حاصل از منابع خارجی تکوین یافته باشد. شاید در بیشتر موارد به ماده­ای ساختمانی نیاز داشته اشند. تا آنتی­بیوتیک، به جای رزین از مواد جایگزین دیگری مانند خاک (گل) یا دیگر مواد استفاده کنند، (کاری که زنبوران بدون نیش آفریقایی انجام می­دهند) یا مانند زنبورهای کارنیولان تنها از موم استفاده می­کنند. هم اینک پژوهشگران کوبایی در پی یافتن دلیل این نکته­اند که چرا بره­موم تولید شده در نیم کره­ی شمالی تولید می­کردد. ممکن است این پژوهش­ها به ما کمک کند که چرا انواع دیگر زنبورهاکهبومی مناطق گرمسیری هستند بره­موم تولید نمی­کنند.
باید چنین فرض کنیم که تکامل در داستان بره­موم نقش برعهده دارد. می­دانیک که برخی از نژادهای زنبورعسل به دلیل جمع­آوری فعالانه­تر بره­موم از بقیه نژادها برتر هستند، به ویژه زنبوران قهوه­ای رنگ موه­های قفقاز که (نسبت به زنبورانی که در جنگلهای انبوه زندگی می­کنند) بره-موم بیشتری گردآوری می­کنند.
زنبورهای ایتالیایی، اوکراینی و زنبورهای خاور دور مقدار بره­موم بسیار کمتری جمع­آوری می­کنند. تئودریش (زنبورداری که در جزیره ون­کوور در بریتیش کلمبیا زندگی می­کند)می­گوید که زنبوران امروزی کمتر از گذشته بره­موم تولید می­کنند و بسیاری از ما زنبوداران به یاد می­آوریم که در گذشته زنبورهای سیاه قدیمی همه چیز را محکم به همدیگر می­چسباندند و شخص به راحتی می­توانست یک چهارم پوند بره-موم از دریچه ورودی کندو جدا کند. به نظر وی زنبورداران امروزی ملکه­هایی را پرورش می­دهند که تمایل به جمع­آوری بره­موم کمتری از خود نشان می­دهند تا با استفاده از این خصوصیت کاری­های­شان راحت­تر انجام گیرد.
ترکیبات بره­موم
رزین و موم دو ترکیب عمده­ی بره­موم را تشکیل می­دهند، انجام بررسی­ها و تحقیقات زیاد در دهه­های اخیر به ترکیبات متعدد و پیچیده بره­موم اشاره می­کند.
در سال ۱۹۹۵، گرین­وی در آکسفورد ۱۵۰ ترکیب متمایز را در بره­موم شناسایی کرد. بررسی­های تازه­تر به شناسایی ۳۰ ترکیب دیگر انجامیده است. با بهبود و پیشرفت تجهیزات تجزیههای شیمیایی، ابعاد بیوشیمیایی این ماده بیشتر مشخص می­گردد و احتمال دارد که باز هم اجزی دی
ر ک تاکنون شناساسس نشده­اند در آن یافت شوند.
ترکیبات شیمیایی بره­موم با توجه به منطقه و منبع جمع­آوری آن توسط زنبورهای عسل متفاوت می­باشد. عوامل متعدد دیگری چون فصل و زمان و جمع­آوری از فاکتورهای مهم تاثیرگذار در کیفیت آن است.
رزین­ها بخش اعظم فلاونوئیدها را تشکیل می­دهند(شاید تا ۴۰ نوع) که همراه با تعدادی از فنول­ها و اسیدها در این ماده یافت می­گردند. بره-موم دارای مقادیر بالایی از فلاونوئیدها می­باشد وهمین مواد است که بیشترین توجه پژوهشگرانی که در جستجوی موادی به اصطلاح «فعال» در بره­موم هستند را به خود معطوف داشته است(یعنی آنهایی که بیش از همه گمان می­رود مسئول بروز خواص دارویی باشند.) برای بررسی عمیق­تر نقش فلاونوئیدها زمانی به این موشع باز می­گردیم و آثار داروشناسی و فیزیولوژیک آن را مورد توجه قرار می­دهیم.
اسیدهای چرب موجو در بره­موم زنبورعسل یکسان بوده، ولی برخی از آنها منشاء گیاهی نیزدارند. وقتی بره­موم تصفیه می­گردد، موم­ها عموماً از آن جدا می­شوند. با این همه آنها بخش جدایی­ناپذیر و مهمی از بره­موم به شمار می­آیند و حاوی طیفی از عناصر ریزی هستند که گمان می­رود در درمان سوختگی­ها اهمیت داشته باشند.
بررسی­های بالینی، با استفاده از موم زنبورعسل برای درمان سوختگی­ها، در بیمارستانی در جنوب انگلستان در حال اجرا است.
طیف روغن­های فرار موجود در بره­موم به گیاهان مورد استفاده زنبورعسل بستگی دارد . پتری دانشمند مجاری، روغن­های فرار جمع­آوری شده از بره­موم را با روغن­های فرار صنوبر که منبعی از رزین مورد توجه زنبورهای عسل می­باشد مقایسه کرده و بررسی­های میکروبیولوژیک، فعالیت مشابهی را علیه برخی از باکتری­ها و قارچ­ها نشان داد.
مقدار اندک دانه­ی گرده که بره­موم یافت می­شوند، ترکیبات پؤوتئینی آن را تشکیل می­دهند. گابریس محقق لهستانی، ۷۶ اسید آیمنه متفاوت را در بره­موم شناسایی کرده که مقدار آنها را بیش از ۱ درصد می­رسید. هفت اسیدآمینه­ی دیگر هم به مقدار کم موجود بودند. گابریس بر این باور است که توان بره­موم برای ترمیم بافت­ها، مربوط به وجود آرژینین در آن است، زیرا این ماده در تحریک تولید اسید نوکلئیک نقش دارد. همچنین ۱۴ عنصر ریزمعدنی در بره­موم شناسایی شده است که از بین آنها، آهن و روی از همه فراوان-تر هستند. دیگر کانی­های یافت شده شامل طلا، نقره، منیزیم، جیوه و سرب می­باشند.
با انجام آنالیزه­های شیمیایی بره­موم در ال ۱۹۹۴ در کشور انگلستان مشخص شد، بره­مومی که به مصرف کنندگان عرض می­گردید حاوی مقادیر زیادی سرب بوده است.
در تفسیر و توجیه این آلودگی توسط آلاینده­ها، موارد متعددی گفته شده که از جمله می­توان به آلودگی­های جوی و نیز استفاده از کندوهایی که با رنگهای حاوی سرب رنگ­آمیزی شده­اند، اشاره کرد.
نکته­ی قابل توجه دیگر این است که رزین میل ترکیبی بالایی با سرب دارد و حتی ممکن است آن را از بدن نیز جدا کند. فیلکس مورات در کتابش تحت عنوان «بره­موم شفابخش طبیعی جاودان» داستان جالبی راجع به اینکه چگونه سرب خورده شده از دود اتومبیل را می­توان با نوشیدن شراب محلی به نام رتسینا از بدن پاک کرد، بیان می­کند!
مورات شرح می­دهد که وقتی حبه­های انگور فشرده می­شوند و شراب برای نخستین بار آغاز به تخمیر می­کند، مقدار معینی از رزین تازه که از درختان کاج به دست می­آید به درون تغار تخم ریخته می­شود، رزین موجود در رتسینا، میل به ترکیب با سرب و جیوه دارد، فلزات را جذب و آنها را به ترکیبات بی­ضرر تبدیل می­کند که از راه ادرار دفع می­گردند.
در سال­های اخیر بزرگترین کارخانه­ی تصفیه بره­موم در آریزوان به منظور جدا کردن سرب و سایر فلزات سنگین از بره­موم تاسیس گردید.
در این تاسیسات با بهره­گیری از فن­آوری نوین سوپر کلوئیدال که شامل عبور بره­موم مایع از ستون حاوی رزین می­باشد، استفاده شده است. ذرات سرب به شکل انتهایی جذب رزین می­گردند. با وجود این شاید پرسش اصلی این باشد که آیا فلزاتی، مثل سرب که به نظر می-رسد بره­موم؛ آنها را جذب می­کند، به منظور هدفی مثبت است یا این که میل ترکیبی طبیعی به عنوان یکی از راه­های طبیعی گردآوری سرب از محیط زیست عمل می­کند.
سایر ترکیبات آلی موجود در بره­موم شامل ستون­ها، لاکتون­ها، کینون­ها، استروئیدها، اسیدبنزوئیک، استرها، ویتامین­ها و قندها می­باشند. با شناسایی دقیق­تر ترکیبات بره­موم به اطلاعات موجود در زمینه­ی خصوصیات بیوشیمیایی و داروشناسی آن نیز افزوده می­گردد.
باید باز هم مدت بیشتری با خود زنبورها باقی بمانیم و دریابیم که چگونه آنها بره­موم را در کندوهای خود به کار می­برند.
نقش بره­موم در کندو
ارسطو(۳۲۲ تا ۳۸۴ قبل از میلاد) در حالی که به عنوان آموزگار اسکندر مقدونی عمل می­کند، به نوشتن کتابهای بزرگ خویش پیرامون اخلاقیات و فلسفه مشغول بود، زمانی هم برای نوشتن نخستین کتاب مفصل علوم طبیعی در مورد زندگی جانوران به دست آورد. این کتاب شامل منابع مختلف و مفصل درباره زندگی زنبوران عسل بود.
هدف بزرگ ارسط این بود که از آنچه در درون کندو می­گذرد به ویژه از نقش زنبور مادر یا زنبور ملکه، آگاهی یابد.
ارسطو دو نوع بره­موم را شناسایی کرده و به درک روشنی از نقش و اهداف آنها رسیده بود. به گفته­ی او بره­موم Conosis زا زنبوران عسل برای پر کدن شکاف­ها و سوراخ­های کندو به کار می­برند تا جلوی ورود نور، هوا و مهاجمان بالقوه، مثل عنکبوت­ها، مورچه­ها و دیگر حشراتی که ممکن است به محیط گرم، پناهگاه و اندوخته­ی غذایی آنها یورش برند را بگیرند.
از سوی دیگر بره­موم Mitys ماده­ای غنی­تر، تیره رنگ­تر و معطرتر از موم است.این ماده برای تنگ کرن ورودی کندو و نیز در ساخت دیواره­های حجره­ها به کار می­رود.
اد امیری نویسنده عرب، سالها بعد بینش روشنگرانه­ای هم در مورد چگونگی کار ارسطو به عنوان دانشمند و هم پیرامون استفاده­های بره­موم به دست می­دهد.
ارسطو برای مشاهده­ی زنبورعسل در حین کارکردن، کندویی شیشه­ای ساخت. اما زنبورها زیر بار نرفتند و فقط موقعی به کار مشغول شدند که داخل شیشه را با ماده­ای تیره و چسبنده پوشاندند که نشانه­ی روشنی از استفاده­ی بره­موم برای جلوگیری از ورود روشنایی به درون کندو بود.
آیا بره­موم نوعی سیستم ایمنی خارجی است؟
نقش بره­موم در کندو با معمایی کانونی ارتباط دارد. چگونه یک کلنی از زنبوران (متشکل از ۰۰۰/۵۰ زنبور یا بیشتر) در محیطی عملاً سربسته و تنگ در دمای ثابت ۳۵ درجه سانتی­گراد و با میزان رطوبت ۹۰% می­توانند داوم بیاورند؟ بی­گمان این شرایط برای رشد میکروب­ها و گسترش بیماری اماده است.
با این وجود، زنبورهای عسل نه تنها در چنین محیطی دوام آورده­اند، بلکه در همین محیط طی میلیون­ها سال تولیدمثل کرده­اند. از بسیاری جهات، شرایط درون کندو بازتاب وضعیت درون پیکر آدمی است(دمای لازم برای پرورش نوزادان دقیقاً مانندی دمای تن آدمی است) و با مشکلات همسانی روبه­رو است(شامل دما و رطوبت بالا).
پاسخ برای آدمیان این است که بدن ما از ساز و کار دفاع ایمنی پیچیده­ای برخوردار است در حالی که زنبورهای عسل از بره­موم به این منظور استفاده می­کنند.
هرچند ظاهر امر ممکن است تعجب­آور باشد، ولی مشکل بتوان از این نتیجه­گیری صرف­نظر کرد که بره­موم به شکل موثر نوعی سیستم ایمنی دفاعی خارجی برای کندوی زنبورعسل فراهم می­آورد که وظیفه­ی خود را به راه­های گوناگون به اجرا در می­آود. در همین حال این ماده در برگیرنده فرآیندهای دارویی بسیار پیچیده­ای می­باشد که جنبه­هایی از آن هنوز به طور کامل شناخته نشده است.
پدافند شهر
ورودی کدو که دروازه­ی ورودی شهر زنبوران عسل به شمار می­آید، هر دو ساز و کار را در خود گرد آورده است. گذرگاه پیچ در پیچ به طور کامل از بره­موم ساخته شده است. این گذرگاه باید تنها ورودی کندو باشد. همه زنبورهایی که بین کندو و جهان خارج در رفته­وآمد هستند باید از این گذرگاه بگذرند. عملاً و از لحاظ ساختاری، باریک کردن ورودی کندو به طرف پایین یا بره­موم، امکان دفاع از کندو در مقابل مهاجمان به ویژه دیگر زنبورها، مورچه­ها و دیگر حشرات به وسیله­ی زنبورهای محافظ به وجود می­آورد. امام بره­موم از راه پهان­تری نیز از کندو دفاع می­کند.
این ماده که از رزین شاخته شده همچنین به عنوان نوعی اتاقک استریل کننده عمل می­کنئ که همه­ی زنبورها باید از درون آن بگذرند، اتاقکی باریک، دراز و پرپیچ و خم که زنبورها به آرامی در حالی که به سمتقلب کندو در حرکت هستند(جایی که به عنوان استریل محیط شناخته شده در طبیعت می­باشد) از باکتری­ها پاک می­کند.
با توجه به مشاهدات ارسطو دریافتیم، زنبور عسل علاقه­ای ندارد که در برابر روشناییآفتاب قرار گیرد.
در دنیای وحش، زنبورها کندوی خود را در نقاطی حفاظت شده مانند حفره­ای درون تنه­ی درختان، غارها، یا شکاف صخره­ها بنا می­کنند. در محیط­های شهری آنها ممکن است به دنبال حفاظ-های امنی در سقف­ها برآیند، یا در دودکش­های بدون استفاده(کاری که زنبورعسل چندین سال پیش در دفتر انجمن بین­المللی پژوهش­های زنبورداری در کاردیف انجام دادند!)
به طور کلی بره­موم برای درزگیری بخش­های بدون حفاظ کندو، حفاظت در برابر روشنایی و نیز حفظ کندو در برابر هوای نامساعد و مهاجمان به کار می­رود.
در کندوهای تجاری، زنبورها تلاش می­کنند تا به شیوه­ای مشابه از خودشان حفاظت کنند و هرگونه سوراخ خارجی کندو و درز داخلی آنکه ممکن است باعث خشک شدن غیربهداشتی درون کندو گردد.(مثلاً قاب­ها و دیواره­های کندو) را درزگیری می­کنند.
با این همه آنان همچنین از بره­موم برای تنظیم مقدار هوای مناسبی که باید در کندو به گردش در آید سود می­برند. آنان این کار را با محدوده سازی یا عریض کردن سوراخ­های تهویه انجام می­دهند. از طریق این سوراخ­ها است که هوا به میزان نیاز از خارج وارد کندو می­رگدد.
زنبورداران وقتی سخن از بره­موم به میان می­آید آه و ناله سر می­دهند. از دیدگاه آنان بره­موم نه اینکه نوعی داروی ارزشمند طبیعی نیست بلکه مزاحم بزرگی است که کار آنان را در مدیریت کندو و زنبورها و گردآوری عسل زیاد می­کند، زیرا با این ماده همه بخش­های متحرک کندو به یکدیگر و به دیواره­های کندو می­چسبند. از قبل از شنیده­ایم که چگونه تعدادی از زنبورداران تلاش کرده­اند این صفت را از زنبورها دور کنند. ولی با تقاضای بالایی که هم اینک در بازار برای بره­موم با کیفیت بالا پدید آمده است، شاید آنان مسیری دیگری را در پیش گیرند.
با این وجود، چیزی که اجتناب­ناپذیر می­باشد این است که جلوی همه­ی مهاجمان احتمالی به کندو از طریق وضعیت حفاظتی که بره­موم ایجاد می­شود گرفته نمی­شود.
فیلیکس مورات اظهار می­دارد که گونه­ای زنبورعسل به نام Apis Florea مشکل ویژه­ای با مورچه­ها دارد. این مورچه­ها به این نتیجه رسیده­اند که نباید به تنهایی با محافظان ورودی کندو روبه­رو شوند. آنان به شکل توده در جلوی کندو گرد می­آیند و سپس به ورودی آنها حمله می­برند. زنبورهای محافظ تعدادی از آنان را تا حد مرگ نیش می­زنند اما بی­چون و چرا  تعداد بیشتر مورچه­ها بر آنان غلبه می­یابند. پس از رویداد مورچه­ها وارد کندو می­شوند، ملکه را می­کشند و هرچیز خوراکی را از جمله لارو، عس و دیگر زنبورها به تاراج می­برند.
با این همه    Apis Florea  را نباید دست کم گرفت زیرا این موجود سیستمی دفاعی برای مقابله ابداع کرده است. زنبورها همه­ی محوطه­ی پیرامون ورودی کندو را با بره­موم آغشته می­کنند و چیزی شبیه تله­ی مگس­گیری، یا در این حالت نوعی مورچه­گیر بزرگ تهیه می­کنند.
مورچه­های مهاجم سریع به بره­موم می­چسبند و به آسانی می­توان آنها را نیش زد و از پای درآورد. سپس تن مورچخ­های مرده با بره­موم آغشته می­شود و ممکن است به شکل موثر به حالت مومیایی و گاه به صورت توده­هایی پیرامون ورودی کندو باقی بماند، تا اینکه سرانجام به وسیله­ی لاروهای شب­پره­ی موم­خوار که در کندوی زنبورعسل تخم­گذاری می­کند، خورده شود.
برخورد با مهاجمان
متاسفانه همه­ی مهاجمان را نمی­توان از کندو دور نگاه داشت. زنبورهای مهاجم و دیگر حشرات و نیز حلزون­ها و جانواران کوچک، قورباغه­ها، موش­ها و مارمولک­ها گاهی در جستجوی گرما و غذا به درون کندو راه می­یابند. در مورد حشرات کوچک­تر این مشکل چندان بزرگ نیست. زنبورهای عسل می­توانند آنان را تا سرحد مرگ نیش بزنند و حتی از لحاظ فیزیکی آنان را بیرون بیاندازند. این پیکر جانوران مهاجم مرده است که از لحاظ نموداری و نمادین نشان می­دهد که تا چه اندازه بره­موم برای حفاظت کندو از عفونت مهم است.
برای نمونه در مورد موش، زنبورها می­توانند تا سر حد مرگ او را نیش بزنند ولی نمی­توانند امیدوار باشند که لاشه­ی او را بیرون اندازند. اگر اجازه داده شود لاشه­ی حیوان دچار پوسیدگی شده، مشکل جدید باکتریایی در کندو ایجاد می­کند، کلنی به ترتیب به مشکل پاسخ می­دهد به این ترتیب که زنبورها همه بره­موم موجود را به جایگاه لاشه انتقال می­دهد، تمام نقاط بیرونی آن را با بره­موم می­پوشانند و سرانجام آن را موم اندود می­کنند.
لاشه­ی موش، همانند مورچه­های مرده به شکلی کارآمد، مومیایی و در کندو درزبندی می­گردد. جلوی فرآیند تجزیه گرفته می­شود و لاشه دیگر هیچ بویی را متساعد نمی­کند و هیچگونه تهدیدی برای کندو به حساب نمی­اید. نقش بره-موم در این سطح کلان بازتاب فرآیندی است که در سطح کوچک درون کندو انجام می­گیرد. وقتی نوبت به بررسی ویژگی­های داروشناسی بره­موم می­رسد، ملاحظه می­کنیم که چگونه باکتری­ها در درون کندو نه تنها تجزیه و نابود می­شوند گویی تحت تأثیر آنتی­بیوتیک قرار گرفته­اند بلکه خنثی و بی­اث می­گردند و مانند لاشه­ی موش پیرامون­شان با لایه­ای از بره­موم پوشانده می­شود. این در واقع حالتی است مشابه رابطه­ای بین جهان طبیعی و دنیای دست­ساز انسان.
ماده­ی ساختمانی با فن آوری بالا
شاید آخرین و وسوسه­انگیزترین نقش بره­موم در کندو، کاربرد آن به عنوان ماده­ای ساختمانی باشد. در سال ۱۹۶۴، دانشمندی روسی به نام جی.ک.لایپوس اظهار داشت که پوند موم ­شان زنبور عسل قادر است ۲۵ پوند عسل را نگهداری کند که از نظر مهندسی، شان زنبور عسل را به ماده قابل توجهی تبدیل می­سازد. سلول­های شش ضلعی تو درتو، بی­گمان در ایجاد مقاومت و استحکام ان زنبور عسل نقش دارند ولی باور او این بره­موم است که شان را قادر می­سازد تا بار خود را حمل کند.
۹۰ تا ۹۵ درصد شان از موم زنبورعسل ساخته شده، در حالی که بقیه­ی آن از بره­موم درست شده است. بره­موم به مانند فیبر کربن عمل می­کند که هم از درون خود سلول باعث تقویت دیواره می­گردد و هم آن را به سلول­های پیرامونش متصل می­سازد.
لایپوس همچنین نشان داد که همه­ی سلول­های نوزادان و سلول­های حاوی عسل از لایه­ای نازک اما کامل از رزین بره­موم پوشیده شده­اند. صرفنظر از عملکرد گدزایی این آستر، گریش طبیعی چسبندگی و ناتراوایی غشای رزینی نیز هریک از سلول­ها را تقویت می­کند.
جالب است که رزین­ها در صنعت ساختمانی وارد نسل تازه­ای از مصالح ساختمانی شده­اند و آنها از بابت شکل­پذیری بالا و ویژگی­های حمل بار مورد توجه قرار داده­اند. بار دیگر، چنین به نظر می­رسد که طبیعت از آدمی پیش گرفته و گام نخست را برداشته است.
بره­موم و ضدعفونی کندو
درون کندو، بره­موم به پیچیده­ترین شکل دارویی به کار برده می­شود. از ماده­ی رزینی به صورت بسیار ظریف برای پرداخت و ضدعفونی کارامد همه­ی سطوح کندو استفاده می­گردد. بخصوص که سلول­های نوزادان که در آنها ملکه تخم­گذاری می­کند مهم است عاری از میکروب باشند. همانطور که در صفحات قبل خوانده­اید ملکه می­تواند در طول روز تا ۳۰۰۰ تخم بگذارد، چیزی بیش از دو برابر وزن خودش و زنبورهای کارگر اطمینان می­یابند که تمام حجره­هایی که در آنها تخم­گذاری می­شود به بره-موم آغشته گردیده است.
گیزابرتی در کتابش که در سال ۱۹۷۹ تحت عنوان «مروری بر بره­موم» منتشر ساخت چنین اظهارنظر کرده است که دلیل دیگر آغشته کرده حجره­ها با بره­موم، ایجاد لایه­ای است که میزان تبخیر بخار آب مورد نیاز برای رشد نوزادان را محدود می­سازد. وقتی تخم­گذاری انجام گرفت، از نخلوط موم و بره­موم برای پوشاندن درب هریک از سلول­ها استفاده می­گردد ودرزگیری نهایی با ماده­ای ضدباکتری و ضدقارچ به انجام می­رسد. حتی مصمم­ترین دشمان باکتریایی زنبورعسل یعنی باسیلوس لاروا(عامل ایجاد لوک آمریکایی) نیز در برابر بره­موم از پای در می­آید.
خانه­هایی که عسل در آنها ذخیره می­شود نیز تحت تیمار مشابهی قرار می­گیرد، سپس با لایه­ای (آستر) از بره­موم و آنگاه درب آنها با موم بسته می­شود.به خاطر اینکه دارویی سنتی و بسیار کارامد برای برونشیت به کار می­رود که بیمار سرپوش­های شان عسل را پس از انکه عسل آن خارج گردید، مصرف می­کند.
آدمی در برابر خرد و نوآوری زنبورعسل در مورد شیوه­ی بکار بردن بره­موم به روشی این چنین جامع و کارآمد در درون کندو ، شگفت زده می­گردد
تاریخچه سنتی استفاده از بره­موم
بشر از دیرباز،بره­موم را جهت اهداف گوناگون پزشکی و غیرپزشکی به کار می­برده است. ممکن است متعجب شوید و چنین بیندیشید که بیش از دانش نوین، پششینیان تا اندازه­ای مجبور بودند تا از مواد طبیعی به عنوان آخرین راه چاره استفاده کنند چرا که راه بهتری نمی­شناختند. حقیقت کاملاً متفاوت است وبرای بررسی تاریخچه­ی بره­موم لازم می­گردد که بار دیگر همه­ی کلیشه­های ذهنی خویش را پیرامون چگونگی شناخت طبیعت و کار با آن به­وسیله­ی پیشینیان بازنگری کنیم.
در حالی که ممکن است پیشینیان از فن­آوری و دانش نوین بی­بهره بوده باشند، ولی بدون تردید دانشور بوده­اید. این دانش عرچند با دانش نوین، متفاوت بود ولی کمتر از آن قدرت­مند نبود و از جهان­بینی و احساس وجود دیگری سرچشمه گرفته بود. جهان­بینی آنان بر پایه­ی رابطه با طبیعت و درک آن بنیان نهاده شده بود. این جهان­بینی از طریق ادراک  و نیز از راه مشاهده-ی محض به دست آمده بود. این جهان­بینی پدیده­های طبیعی رابه عنوان بخشی از دستگاه یگانه و قدرتمند آفرینش می­آموخت ودرک می­کرد.
بره­موم و مصری­ها
در مصر  باستان، کشیشان دانشمند هم بودند و دانش خویش پیرامون جهان طبیعی و شیمی را مقدس می­شمردند و از دانش پزشکی، مهندسی و کشاورزی نیز بهره می­جستند. بنا به گفتار انجیل، سرزمین کنعان سرزمینی سرشار از شیر و عسل و یکی از بهترین نقاط کشاورزی و پرورش دام­ها بود. در آنجا برای زنبورهای عسل غذای فراوان یافت می­شد. توان مصری­ها برای مشاهده­ی دقیقد و کامل طبیعت با نقاشی­ها و طرح­های فراوانی مشخص می­گردد که آنان از زنبور عسل کشیده­اند و به شکل نقاشی­های دیواری هنوز پابرجاست.
در حدود ۳۵۰۰ سال قبل ازمیلاد زمانی که قسمت­های بلا و پایین مصر توسطیک قانون گذار اداره می­شد زنبورعسل به عنوان سمبل و نماد مصر بالایی و نی به­عنوان نماد مصر پایین تعیین شده بود. پاپیروس کاهون، این وحدت سیاسی را مورد توجه قرار داد و دو سرزمین را یکی کرد و نیز او نی را به زنبور عسل وصل کرد.
پلینی نویسنده­ی معروف رومی نوشته است که رزین در بره­موم می­تواند از نی جدا شود. مصریان باور داشتند که مره­ها بدنشان به نگهدارنده­ای نیاز دارند. مومیایی کردن روشی بود برای آمده کردن بدن بعد از مرگ و تا آنجا که امکان داشت می­بایست دست تخورده باقی می­ماند.
به همین خاطر کشیشیان شروع به استفاده فراوان از محصولات زنبورعسل کردند. برای مومیایی ابتدا ارگان­های داخلی را از بدن خارج، سپس بدن را می­خیساندند و باندپیچی می­کردند. این باند با مخلوطی از شان عسل ذوب شده که ترکیبی از موم، عسل و بره­موم بود درست می­شد.
از مدارک به دست آمده روشن است که برخلاف یونانی­ها، مصری­ها فرق موم و عسل را تشخیص می­دادند ولی استفاده­ی خاصی از بره­موم نمی­کردند.
تحقیقات اخیر خصوصیات آنتی­بیوتیکی و نگهداری عسل و خصوصیات بیشتری از بره­موم را تأکید کرده است. این امر علت سالم ماندن موش­های مومیایی شده در کندو برای هزار سال را توضیح می­دهد. نسخه­ای بی­شماری از اینگونه چگونه مصری­ها مرده­هایشان را در عسل نگهداری می­کردند و تابوت­یشان را به موم آغشته می­کردند، وجود دارد.
یک داستان نوشته شده بر روی تکه سنگی این عمل را شرح می­دهد، دزدانی که دنبال گنجینه­ی یکی از اهرام بودند یک کوزه­ی مهر و موم شده از عسل پیدا کردند. یکی از دزدها نان خود را درون عسل انداخت وموی انسانی را درون آن پیدا کرد. در جستجوهای بعدی آنها جسد یک بچه­ی کوچک که به طور کامل و با تمام تزئیناتش در داخل قبر ستگی با عسل نگهداری می­شد، پیدا کردند. خصوصیات شفابخش اسرارآمیزی به اینبقایای مومیایی نسبت می­دهند. آنها اعتقاد داشتند که وقتی مومیایی را لمس می­کردند از بسیاری امراض دور می­شدند. یک دست نوشته­ی فارسی باستان نحوه­ی ساخت یک مومیایی را این گونه شرح داده است:
«یک آدم مو قرمز را پیدا کن و به او برای سه سال غذا و میوه بده، سپس او را در مخزن سنگی پر از عسل و دارو قرار بده و درب مخزن را ببند. هنگامی که درب آن بعداز صدوپنجاه سال باز می­شود، می­بینید که عسل بدن را مومیایی کرده است.»
منابع در بردارنده اطلاعات دارویی، نسخه­های جالبی توسط کشیش­های مصری به وسیله­ی بره­موم جهت درمان بیماران تحویز می­شد در دست دارند.
سومری­ها و بعد از آن بابلی­ها همیشه عسل را برای نگهداری مرده­هایشان استفاده می­کردند. به گفته یک نویسنده، آنها مرده­هایشان را در عسل دفن می­کردند و مراسم سوگواری شبیه مصری­ها داشتند. ی مورخ دیگر نوشته است که آشوری­ها ابتدا بدن مرده­هایشان را آغشته به موم و بعد در عسل دفن می­کردند.
در زندگب نامه الکساندر نویسنده بزرگ آمده است که چگونه الکساندر دستور داد تا او را در عسل دفن کنند، این عمل با عسل سفید انجام شد و عسل آن نباید خیلی حرارت می­دید. بدون شک ارسطو و معلو او الکساندر از خواص محافظتی عسل و بره­موم آگاه بودند.
کتاب سریاک پزشکی مرجع جالبی است از این که کا چه چیزهایی از قدرت ضد میکروبی بره­موم موجود در کندو می­توانیم یادبگیریم، این مرجع برای نگهداری زنبورهای عسل سالم و نیز تولید عسل خوب در اختیار پرورش دهندگان زنبورعسل قرار گرفت.
بره­موم و یونانی­ها
مدتها طول کشید تا نخستین منبع اختصاصی از یونانیان در مورد بره­موم، در مطالعه پیشرو علوم طبیعی ارسو در مورد زنبورعسل به دست آمد و این یونانیان بودند که به عنوان نخستین افراد شناخته می­شوند که زنبورداری را به عنوان یکی ازفالیت­های کشاورزی مدنظر قرار دادند تا حدود ۴۰۰ سال پیش از میلاد، طی دوره­ی بریکل، ۰۰۰/۲۰کندو در آتیکا نگهداری می­شد، ناحیه­ای که به خاطر عسل خود مشهور شد، عسلی که به داشتن خواص طبی معروف بود.
یونانی­ها کماکان از عسل برای مومیایی کردن و نگاهداری بدن انسان استفاده می­کردندبه ویژه سربازانی که دو از طون جان می­باختند. بدن آجزی پولیس پادشاه اسپارت، که در آسیا جان سپرد، همانند بدن اسکندرکه پیش از او در عسل نگاهداری شده بود، پیش از اوردن به اسپارت در این ماده نگاهداری گردیده بود.
نه تنها سربازان می­توانستند خواهان چنین تیماری باشند؛ بلکه بدن فیلسوف یواننی دموکریتوس نیز پس از مرگش به همین طریق در عسل نگاهداری گردید.
هیپوکرات (۳۷۷ تا ۴۶۰ پیش از میلاد) که از نظر بسیاری، پدر دانس پزشکی نوین به شمار میرود، ویژگی­های دارویی بره­موم را تشخیص داد و مشهور است که او بره­موم را برای کمک به التیام زخم­ها و جراحات داخلی و خارجی تجویز می­کرده است.
یونانی­ها و بره­موم را به عنوان جزء اصلی عطر مشهور و شگفت­انگیزی به نام پامچال به کار می­بردند. این عطر از ترکیب بره­موم، اولیبانوم، استیراکس، بنزوئین و گیاهان معطر به دست می­امد. این ماده بر روی آتش زغال ملایم سوزانذه می­شد(عود) و بویی عالی و معطر ایجاد می­کرد.
بره­موم و رومی­ها
رومی­ها مسئول پیشبرد بیشتر زنبورداری و گسترش آگاهی کنونی ما از بره­موم بودند منشاء دقیق بره­موم از موضوعات مورد بحث، پلینی پژوهشگر پر کار، نویسنده مورخ و پزشک و همچنین دیوسکورید دانشمند بود.
پلینی بر این باور بود که بره­موم رزین گردآوری شده توسط زنبورهای عسل از جوانه­های بید، نارون، نی و دیگر گیاهان است، در حالی که دیوسکورید چنین می­اندیشید که ماده فوق­الذکر فقط از syntax به دست امده است.
پلینی در مجموعه­ی ۳۵ جلدی تاریخ طبیعی خوش دانش قابل ملاحظه­ای در مورد جهان زنبورعسل از جمله شناختی مفصل از بره­موم اراهیه داد؛
نخست زنبوران عسل شان می­سازند و قالب­های مومی درست می­کنند، یعنی خانه­های خود و سلول را بنا می­کنند، سپس اقدام به تولید نوزاد می­کنند و آنگاه عسل را از گیاهان، چسب زنبور را از گیاهان تولید کننده، صمغ، شیره و چسب و رزین را از درخت بید، نارون و نی تولید می­کنند. آنها نخست تمامی جدار داخلی کندو را به این ماده آغشته می­کنند درست مانند لایه-ای گچ و سپس آن را با دیگر عصاره­های تلخ آغشته می­کنند تا از جلب توجه دیگر جانوران کوچک دور بمانند، همچنین آنان با همان مواد دروازه­های بزرگ­تری پیرامون خانه­شان بنا می­کنند.
پلینی در ادامه دو نوع بره­موم را اینطور تعریف می­کنند؛ نخست نوعCommosis که برگرفته از واژه «commosis» به مفهوم مواد آرایشی است.
این ماده رقیق و جلادهنده است، زنبورهای عسل آن را برای رنگ آمیزی، پرداخت و ضدعفونی کردن سطوح کندو به کار می­برند.
سپس نوبت به Pissoceros میرسد ، که مخلوطی است از رزین بره­موم و موم، که زنبورهای عسل به عنوان ماده­ای ساختمانی برای درزگیری سوراخ­ها و تقویت شان­ها آن را به کار می­برند. سرانجام، او برای بره­موم تعریف دیگری نیز ارائه می­دهد؛ به آن علت به این نام شناخته می­شود که زنبورهای عسل از آن برای ساختن هواکش(هواگیر) باریکی برای کندو استفاده می­کنند تا به عنوان تأسیسات تدافعی واقعی شهرشان به شمار آید.
پلینی همچنین به ویژگی­های دارویی به بره­موم اشاره می­کند؛ هم اینک اطباء از بره­موم به عنوان دارو استفاده می­کنند زیرا نیش­ها و همه مواد فرو رفته در پوست را خارج می­کند، تورم را کاهش می­دهد، بافت­های سفت شده را نرم می­کند، درد سینوس­ها را کاهش می­دهد  زخم­هایی را که دیر التیام هستند، بهبود می­بخشند.
دیرسکورید یکی از افراد صاحب نظر در زمینه­ی التیام درد که در نخستین سده­ی پس از میلاد به نگارش می­پرداخت در کتاب خویش به عنوان (اصول پزشکی) به استفاده از عسا؛ موم و بره­موم در درمان بیماری­ها اشاره می­کند.
چسب زرد رنگ و خوشبوی زنبورعسل و مشابه استیراکس، از آن بابت برگزیده شده که نرم   است و خشکی زیادی را برطرف می­کند و به عنوان ماستیک کاربرد آن آسان است.
این ماده بسیار گرم و جذاب است و برای بیرون آوردن خارو تراشه­ی چوب از پوست بدن سودمند است. با توجه به اینکه اگر سوزانده شود سرفه­ی مزمن را برطرف می­سازد . ماده­ای مفید است و اگر بر زخم­های بخنی(گلسنگی) قرار داده شود آنها را التیام می­دهد.
این ماده در دهانه­ی کندو زنبورعسل و در عسل طبیعی یافت می­گردد.
سلسوس یکی از نویسندگان همان دوره، بره­موم را در فهرست فرآورده­هایی قرار می­دهد که قادر است آبسه­ها و دمل­ها را تحریک کند تا عفونت آنها خارج شود. این فرآوده­ها شامل:
نارد، مُر، کاست مری، بالسه، بره­موم گالبانوم، استیراکس، ریشه و پوست کندر، قیر،، سولفورزیف، رزین پینه، چربی و روغن و… با این همه،  بهترین عصاره­ ماده­ای است که یونانیان آن را Rhypodes می­نامند که وجه تسمیه-ی آن شباهت ای ماده با غبار است.
این ماده حاوی مُر، زعفران زنبق، بره­موم ، ذرات پرمنگنات؛ زاج؛ عصاره دارواش و رزین ترانتین است.
بره­موم و جهان عرب
اشاره به اهمیت مذهبی زنبورعسل در تمدن­های پیشین فراوان است و اغلب به ویژگی آن در ایجاد تندرستی و خاصیت التیام دهندگی آن اشاره می­گردد.
حتی با ظهور اسلام  در همه آیین خداگرایی(وحدت وجود) باز هم اشاره­هایی پیرامون قدرت زنبورعسل و ویژگی­های دارویی( فرآورده­های) کندو بر می­خوریم پروردگار زنبورهای عسل را آموزش داد تا خانه­های خویش را در کوهساران و در میان درختان و در کندوهایی که آدمیان برای آنان تهیه می­کنند، قرار دهند. به آنان چنین آموخته که از هر نوع میوه­ای تغذیه کنند و به همه گیاهانی که کردگار آفریده سر بزنند. که از شکم آنان مایعی با رنگ­های مختلف بیرون می­تراود که دارویی است برای آدمیان.(قران سوره نحل)
ابن مغیه یکی از نویسندگان عرب از قول حضرت محمد(ص) چنین می­گوید:
عسل دارویی است که برای تمام دردهای جسمانی و قرآن دارویی است برای همه دردهای روحی و درمانی، بنابراین من هر دوی این داروها را به شما توصیه می­کنم.
دانشمند ایرانی ابوعلی سینا در کتاب معروف خویش به نام قانون طب، از دو نوع موم سخن می­گوید: موم سفید(تمیز) و موم سیاه
روشن است که موم سیاه همان بره­موم است که بنابر نظر ابن­سینا دارای خاصیت بیرون آوردن خار و خاشاک از بدن است.
هم­چنین این ماده خاصیت پاک کنندگی دارد، این دانشمند در ادامه می­گوید موم سیاه به علت داشتن بویی تند باعث عطسه می­گردد.
بره­موم در اروپا
در سوابق گیاهی بریتانیا خیلی کم به طور مستقیم به بره­موم اشاره شده است. با این وجد، به ویژگی­های ضدالتهابی رزین­های درختان و گیاهان ماده­ی خام اساسی گردآوری شده به وسیله­ی زنبورعسل برای تولید بره-موم اشاره­های زیادی شده است.
جان جرارد در گیاه نامه­ی مشهور خود به رزین یا ماده­ی چسبناک جوانه­های درخت کبوده­ی سیاه اشاره می­کند. او می­گوید که چگونه داروسازان از این مواد برای ساختن پماد برای درمان تعدادی از بیماری­های التهابی استفاده می­کنند.
نیکلاس کالپیر نیز در گیاه­نامه­ی کامل خود به ویژگی­های دارویی رزین درخت کبود اشاره دارد. جوانه­های تر و لزج این درخت، پیش از تبدیل شدن به برگ گردآوری می­گردد تا با آن Unguentum  و  Populneum ساخته می­شو. پمادی که Populneum نامیده می­شود از کبوده ساخته می­شود و به طور خاص  برای درمان سوختگی و التهاب در تمام قسمت­های بدن مفید است و گرمی زخم­ها را برطرف می­سازد.
ر متاب گیاه­نامه­ی عمومی گرین اشاره­های بیشتری به استفاده از رزین یک گونه درخت تبریزی با نام (درخت تبریزی سیاه) می­یابیم.
گرین می­گوید:« برگ­های جوان این گیاه یکی از اجزای عالی ضمادهایی را تشکیل می­دهد که برای درمان تورم­های سفت و دردناک به کار می­رود.»
جوانه­های این درخت و نیز درخت تبریزی سفید، بوی خوشی دارد و چنانچه بین انگشتان فشرده شود، مواد رزینی ویژه­ای به دست می­آید که با الکل قابل استخراج است و بویی شبیه استیراکس دارد.
یک دراخما(واحدی یونانی) از این عصاره را در آبگوشت حل می­کردند و برای مداوای زخم­ها و آسیب­های داخلی به کار می­بردند و گفته می­شد که خونریزی­های شدیدی که به علت زخم­های داخلی (زخم­های روده) پیش می­آمده را درمان می­کرده است.
تحت نام Populus balsamifera (درخت کبوده یا کاماکای معمولی) می­خوانیم:
جوانه­های این درخت از پاییز تا موقع برگ درآوردن از بلسان زرد رنگ و چسبناک زیادی پوشیده می­شود که غالباً در قطراتی گرد می­آید و به عنوان دارو از درخت جمع­آوری می­گردد.این ماده در الکل حل می­شود، و االی سیبری از جوانه­های این درخت شرابی دارویی فراهم می­آورند. این شراب ادرارآور است و به باور آنان در درمان اسکوربیت (کمبود ویتامینc (  موثر است.
در حالی که به نظر می­رسد در بریتانیا و شمال اروپا از بره­موم چیز زیادی نمی­دانستند، در بخش­های جنوبی و مرکزی روسیه بره­موم نوعی داروی آشنای طبیعی بوده است.
جالب است پی­ببریم که آیا این دانش همواره در این نواحی وجود داشته یا از یونان و کشورهای عربی به آنجا راه یافته است.
در گرجستان، جایی که نفوذ اعراب قوی بود، سول­هان صبا (۱۶۵۸-۱۷۲۵) مؤلف دائره­المعارف پزشکی گرجستان بره­موم را به عنوان «ماده­ای شبیه عسل که از ته کندو به دست می­اید» توصیف کرده است.
در غرابادین کبیر، یکی از کتاب­های گرجی پزشکی که در قرن سیزدهم انتشار یافته ، نویسنده درمانی را برای پوسیدگی دندان پیشنهاد می­کند، این نسخه شامل مخلوطی از بره­موم و ارسنیک، عدس قرمز، بومادران و مریم نخودی وحشی است که به آن یک قاشق روغن زیتون و یک قاشق عسل افزوده شده است. سپس این مخلوط روی دندانی که درد می­کند قرار داده می­شود. همان گونه که بعداً خواهیم دید بره­موم، به شکل گسترده­ای به وسیله­ی داندانپزشکان امروزی برای درمان انواع وسیعی ازمشکلات پیرادندانی به کار می­رود.
با حرکت به سوی زمان­های جدید، در کتاب­های پزشکی  گرجی که در سده­ی هجدهم انتشار یافته، استفاده از بره­موم برای درمان هموپتیزی (تف خونی) توصیه شده است. «بیمار باید دانه­های بره­موم را به انازه سرسنجاق، به مدت دو روز، سه تکه صبح و سه تکه بدازظهر مصرف کند.»
به شکل سنتی، در گرجستان از کیک­های بره­موم و تکه­های پهن و کوچک بره­موم برای درمان چندین بیماری استفاده می­شده است. برای ورم مفاصل، کیک در پارچه­ای گرم پیچیده و در تمام طول ظب روی ناحیه­ی ملتهب یا دردناک گذاشته می­شد.
درمان مشابهی برای مداوای آبسه­های پوست تهیه شده و در آن ادعا شده بود کیک بره­موم به سرعت عفونت را برطرف می­سازد . برای درمان میخچه، لایه­ی نازکی بره­موم روی میخچه قرار داده می­شد و سپس روی آن باند می­گذاشتند.
به پدران و مادران نوزاد نیز سفارش می­شد که بره­موم را روی ناف نوزاد بمالد و اسباب بازی کودکان را نیز به بره­موم آغشته کنند.
نیکلایف، به یکی از شیوه­های درمانی سنتی گرجی­ها برای عفونت مجاری تنفسی اشاره دارد که در ان، بیمار، بره­موم کاملاً آرد و نرم شده را استشقاق می­کند.
بره­موم در عصر حاضر
طی هزاران سال، طب طبیعی یعنی، استفاده از علف­ها و گیاهان داروئی تنها طب در دسترس آدمیان بود. و در آن روزگاران به پزشکی بیشتر از دیدگاه مذهبی نگریسته می­شدتا پزشکی کنونی که برپایه­ی تفکر علمی استوار است .
با این همه، از اوسط سده­ی هجدهم به بعد، طب کهن قادر بود در برابر یورش پرسش برانگیز و کنجکاو دانش نوین و این باور در حال رشد داوم آورد که هرکاری از دست طبیعت برمی­آیدبه نحو بهتری از دست بشر بر می­آید.
تجربیات انداخته شده طی هزاران سال به عنوان افسانه­های کهن دور ریخته شدند، این­ها خرافات دوران کهن نامیده شدند. در بهترین شاریط آنها به عنوان الهام بخش حدسیات و در بدترین شرایط به عنوان جادوگری به آنها نگریسته شد.
در جهان غرب، افولگیاه درمانی سریع­تر و ژرف­تر بود. یکی از دلایل این امر ظهور نوعی سیستم پزشکی مبتنی بر داروهای داری مجوز و دارای شماره­های ثبت بود. برای نخستین بار، داروهای مصوعی مبتنی بر محتویات فعال ویژه برای درمان یا جلوگیری از بروز بیماری­های خاص ساخته شد. در کانون این سیستم این باور قرار داشت که بیماری­ها توسط ویروس­ها،باکتری­ها یا قارچ­ها یا دیگر عوامل ایجاد می­گردند و با شناسایی آن عوامل و اعمال داروهای ضد باکتریایی، ضدویروسی و ضد قارچی می­توان بر آن بیماری­ها چیره گردید.
آشکار است که بی­خطر بودن و کارآیی این داروها را نمی­توان از طریق کاربردهای سنتی ارزشیابی کرد، چیزی که طی سده­ها برای طب گیاهی به کار می­رفته است. در عوض سیستم صدور مجوز کاملاً جدیدی می­بایستی ایجاد گردد، بره­موم خام که هم قادر به ارزشیابی کارآیی آن مواد شیمیایی جدید باشد و هم بتواند مردم را مطمئن سازد که استفاده از آنها بدون خطر است.
سیستم صدور مجوز طراحی شده که تا به امروز نیز دان عمل می­شود، نخست مستلزم آن بود که مواد شیمیایی سازنده­ی داروخای جدید همواره هم از لحاظ آزمایش­های بالینی که برای کارآیی آنها انجام می­شد در هرگونه داروی تولید شده یکسان باشد. از سویی، ترکیبات تست شده بر روی موجودزنده یعنی افراد انسانی آزمایش شده باشد تا معلوم گردد که آنها علیه عوامل بیماری­زای ویژه­ای موثر هستند و هیچ­گونه اثر سمی دراز مدت یا آثار نامطلوبی در موقع کاربرد نشان نمی­دهند.
طولی نکشید تا معلوم شد برای این­گونه داروها باید بهایی پرداخت گردد. همواره امکان­پذیر نبود که طی مدتی کوتاه آثار درازمدت داروها را مشخص سازند و به شکل اجتناب ناپذیر پاره­ای از آنها و شاید بیشتر این داروها دارای آثار جانبی کوتاه مدت کمتر یا بیشتر هستند.
بنابراین برای چیره شدن بر این مشکل راه­حل دیگری اندیشیده شده و آن تعیی میزان ریسک در برابر منافع دارو بود.
ممکن است دارویی در حوزه­ی ویژه­ای به سرعت موثر واقع شود، مثلاً در کاهش التهاب در بیماری­هایی چون آرتریت، و در عین حال تعدادی آثار جبران­ناپذیر در رابطه با عملکرد تعداد دیگر از ارگان­های بدن مانند اعمال معده داشته باشد.
آنهایی که مسئول صدور مجوز بودن می­بایستی گستره­ی منافع داروی جدید را با توجه به ریسک­ها  یا عوارض جانبی آن محاسبه کنند.
از همان آغاز امکان داشت به دارویی برای هدف ویژه­ای وجوز داده شود هرچند مشخص شده باشد که آن دارو عوارض جانبی ویژه­ای هم دارد.
در واقع این فرآیند صذور مجوز تعریف اساساً متافاوتی از دارو به دست داد و ان دارو دارای اثر ویژه­ای قابل تشخیص با دامنه­لی از ترکیبات شیمیایی مصنوعی است که آثار آن قابل بازآفرینی است. این رده­ی جدید اکنون تنهاتعریف دارو به عنوان پزشکی سنتی یا بنیادین است.
داروهای سنتی مبتنی بر گیاهان دارویی که از بدو تارخ مورد استفاده قرار می­گرفت هم­اکنون تحت نام داروهای جایگزین، مکمل یا طبیعی شناخته می­شوند. مفهوم الزامی برچسب­های جایگزین این است که این­گونه داروها از کیفیت پایین­تری برخوردارند، بی­تأثیر هستند یا در جهان علمی نوین نامناسب­اند.
حتی هم­اکنون که جامعه بیشتر و بیشتر به جنبه­های منفی این تعریف و ریسک در مقابل منافع داروها پی­برده است، سیستم مجوز دادن که برای تنظیم آن ایجاد شده هنوز به عنوان تنها راه مناسب مطمئن سازی مصرف کننده از بی­خطر بودن همه داروها اعم از مصنوعی یا طبیعی به کار گمارده می­شود. مشکل این است که عملاً ف=غیرممکن است داروهایی طبیعی که مبتنی بر استفاده از کل گیاه است را بر اساس سیستمی که برای ارزشیابی داروهای ساختگی شیمیایی ابداع شده ارزیابی کرد. به عنوان آغاز مطلب باید گفت داروهای طبیعی ترکیبات بسیار پیچیده بیوشیمیایی هستند که به مراتب ازداروهای مصوعی پیچیده­تری، مثلاً بره­موم حاوی صدها ماده­ی بیوشیمیایی مختلف است.
هرچند اثر بیوشیمیایی کلی بره­موم که در حوزه­های گوناگون بررسی شده ممکن است یکسان باقی بماند، اما میزان عناصر خاص ممکن است به مقدار زیادی تغییر یابد که به هیچ­وجه این تغییرات قابل پیشگویی نیست.
ثانیاً برای بسیاری از فرآورده­های طبیعی جستجو برای شناسایی محتویات فعال این مواد با شکست روبرو شده است، دانشندان به شکل فرآیدی به تشخیص این مطلب رسیده­اند که داروهای طبیعی به شکل همکوش و تمام عیار و همه جابه عمل می­کنندريال یعنی هرچه کامل­تر و یکپارچه­تر باشند کمتر تصفیه و تخلیص شده­اند و در این حالت تاثیر آن­ها بیشتر است.
استفاده­ی فزاینده از گیاه علف چای مثال خوبی برای روشن شدن این مطلب است.
دانشمندان با پی بردن به اثر علف چای برای درمان افسردگی به این باور رسیدند که عنصر فعال آن هایپرسین است، ولی بعداً متوجه شدند که هایپرسین خود آثار ناگوار چشمگیری دارد که باعث حساس کردن پوست نسبت به نور و افزایش خطر ابتلاء به سرطان پوست می­گردد.
هم­اکنون مواد فعال تازه­ای در آن یافت شده و اعلام شده است، افراد گیاه درمان، بی­صبرانه منتظرند که علم، اثر عصاره­ی کل گیاه را در حصول نتایج دلخواه مشخص کند.
سرانجام داروهای طبیعی ممکن است برای درمان مشکلات خاصی شهرت داشته باشند، در صورتی که در درمان طیف وسیعی از بیماری­ها موثر هستند تا برای برطرف کردن شکل خاص. بره­موم مثال خوبی است و نمونه­های بسیار دیگری نیز وجود دارد.
پزشکی رایج شامل داروهایی است که هرکدام برای مداوای بیماری ویژه­ای ساخته شدهاند و آنهایی که ادعای منافع متعددی برای داروهای طبیعی را به کمک سیستم صدور مجوزی که برای تنظیم انواع داروهای کاملاً متفاوت طراحی شده ارزشیابی کرد؟
سیستم صدور مجزو چرخش طنزآلودی به اختراع مجدد نام­گذاری دوبراه داروها می­دهد. از آنجا که داروهای شیمیایی برپایه­ی مواد شیمیایی مصنوعی منفرد ساخته شده­اند، می­توان آنها را به عوان اختراعات واحدی به ثبت رسانید. این به آن مفهوم است که مخترعات این­گونه اروها می­توانند برای دوره زمانی ثابتی جلوی دیگران را برای ساختن آن داروها بیرند. به یک مفهوم این سیتم معقول و قابل درک است که ساختن داروی جدید سالها به درازا می­کشد و در پاره­ای از موارد مبالغ بسیار زیادی هزینه برمی­دارد. منصفانه به نظر نمی­رسد که شرکت­ها، دارویی را بسازند و همه­مخارج آن را پرداخت کنند و پس از ساخته شدن، دیگران پای به میدان بگذارند و منافع آن را برداشت کنند. با این همه چنین کاری تنهازمانی عاقلانه است که شمااز نظر اصولی با ماهیت آنچه مورد حفاظت و حمایت قرار می­گرد موافق باشید.
بی­گمان، باور ما به پزشککی مبتنی بر دارو تقریباً طی دهه­ی گذشته کامل گردیده است و جایی که مایل نبوده­ایم بهای رو به افزایشی که برای آن می­پردازیم را مورد توجه قرار دهیم.
نه تنها کارخانه­های داروسازی از این مسیر درآمدهای هنگفتی کسب کرده­اند، بلکه اکنون آشکار شده است که فقط توانسته­ایم برزو بیماری را به تأخیر اندازیم، نه اینکه آن را درمان کنیم.
ترسناک­تر آن که ما گروه کاملاً جدیدی از مشکلات بهداشتی پدید آورده­ایم که مربوط به درمان­هایی است که با مواد شیمیایی انجام داده­ایم (عاورض داروها)، مشکلاتی که سعی داریم آنها را با داروهای شیمیایی دیگری درمان کنیم. بهای نهایی و پنهان باور ما به پزشکی غیرطبیعی احتمالاً  از لحاظ تضعیف ساز و کار دفاعی بشر در سطح جهانی ورای تصور ما است.
دشوار است که تاثیر سیستم صدور مجوز را بر پزشکی مدرن اندازه­گیری کنیم. امتیاز نامه­ها بی­گمان ما را درون نوعی سیستم پزشکی مبتنی بر دارو گرفتار ساخته­اند و به همان اندازه ما را از داروهای کاملاً طبیی که برای حفظ تندرستی مفید هستند بی­نصیب ساخته­اند.
در اتحاد جماهیرشوروی سابق و بسیاری از کشورهای اروپای شرقی پس از انقلاب کمونیستی هیچ گونه امتیاز اختراعی وجود نداشت. بنابراین، هیچ گونه فشار مشابهی برای کسب منافع از مواد توانمند طبیعی وجود نداشت.
بره­موم همانند دیگر داروهای طبیعی، هم در طب سنتی به کار می­رفت و هم به­وسیله­ی دانشمندان مورد آزمایش قرار می­گرفت.
دکتر مانس فیلد طبیب و نخستین مدیر دفتر اطلاعات بره­موم به این نکته اشاره می­کند که نه امتیاز نامه­ها و نه شیمی هیچ کدام نباید به زندگی ما دیکته شوند. در اروپای شرقی امتیازنامه­ها مشکلی به حساب نمی­امده­اند، بنابراین پرسش­های مختلفی مطرحگردیده است؛ چه چیزی در اختیار داریم و آن را برای چه منظوری می­تواین به کار ببندیم؟ انستیتوهای تحقیقاتی در چین و روسیه و دیگر کشورهای شوروی سابق نسبت به همتایان خود در کشورهای غربی به نتایج متفاوتی دست یافته­اند.
ما باید به فوریت­ روش­های آنان را آزمایش و نتیج به دست آمده به وسیله­ی ایشان را بیازماییم و در تبدیل آنها به دست آورد­های خودمان چندان شتاب­زده عمل نکنیم.
بخصوص در مورد بره­موم مانس فیلد به ما یادآوری می­کند که چگونه پیش از سال ۱۹۹۳کمیته­ی علمی غرب میزان کمی علاقه به آن نشان داد در حالی که بره­موم در محافل مردمی درمان­های طبیی بسیار مورد توجه بود و هنگامی که به آن توجه شد در مورد مواد جزئی فعال آن و محدود کردن آنها به طب انحصاری بود.
بره­موم در اروپای شرقی
اروپای شرقی به طور عموم و کشور روسیه به ور خاص به استفاده از بره­موم و دیگر داروهای طبیعی مدتها پس از اینکه این داروها در غرب کنار گذاشته شده، پرداختند.
زنبورداری همیشه در کشورهای اروپای شرقی یک فعالیت مهم کشاورزی بوده است و بره­موم به عنوان محصول جنبی با رزش زنبورعسل مطرح می­باشد.
زنبورهای وحشی قفقازی برای نجات یافتن از زمستان­های سخت قاره­ای، مقادیر زیادی بره­موم تولید می­کنند. برای نسل­های متمادی، مردم محلی، از بره­موم برای درمان طیف وسیعی از بیماری­ها از جمله: سرفه، سرماخوردگی، دردهای قفسه صدری، سوختگی­ها، زخم­ها و مشکلات دندان استفاده کرده­اند.
یکی از موارد خارق­العاده استفاده از بره­موم که زبان به زبان نقل قول شده، در جنگ بوئر در آفریقای جنوبی رخ داده است. در این جنگ از بره­موم به مقدار زیاد برای درمان زخم­ها استفاده می­شد.
بره­موم را با وازلین مخلوط می­کردند و مخلوطی که پروپولیس وانوژن نام داشت را در بسیاری موارد پس از جراحی به خصوص بعد از بریدن اعضاء استفاده می­کردند. ولی روس­ها از چیزی مشابه این ترکیب مدتها قبل درزمان حمله­ی مرگبار ناپلئون به کشورشان، استفاده می­کردند.
در سپاه ناپلئون، درمان سنتی بریدن عضو این بود که انتهای عضو قطع شده را با قیر می­پوشاندند. ولی در سپاه روسیه، دکترها از ته مانده­های موجود در بشکه­های عسل استفاده می­کردند و اتهای اندام بریده شده را با آن می­پوشاندند. ته مانده­های موجود در بشکه­ها، حاوی مقدار زیادی بره­موم که به التیام سریع و کامل زخم کمک می­کرد.
با تولد علم پزشکی مدرن در آغاز قرن نوزدهم، رووسیه و کشورهای اروپای شرقی با رویکرد علمی و نگاهی مجدد به درمان­های سنتی به سمت آنها سوق پیدا کردند.
وقتی می­خواهیم نگاهی جزئی به دانش استفاده از بره­موم در چهل سال گذشته داشته باشیم باید به آرهای انجام شده توسط کشورهای روسیه، لهستان، چک ، اسلواکی، بلغازستان و یوگسلاوی توجه کنیم.
برای مثال در طول جنگ جهانی دوم، دکترهای روسیه از پماد بره­موم در درمان زخم­ها در کلنیک شهر اسوردلوسک با موفقیت استفاده می­کردند. در سال ۱۹۴۷ موسسه­ی دامپزشکی کازان در کرانه­ی رشته کوه اورال وظیفه­ی انجام یکی از اولین مطلاعات علمی در مورد خصوصیات ضدمیکروبی بره­موم را به عهده گرفت. این بررسی به قدری موفقیت آمیز بود که بره­موم را پنی­سیلین روسی نامیدند. از قضای روزگار، درست زمانی که غرب در حال انجام مطالعات در مورد بره­موم بود، موسسات تحقیقاتی روسیه پس از سقوط کمونیسم در حال از بین رفتن بودند.
در یوگسلاوی، میجتاوزناک، نخست ویز سابق یوگسلاوی، بلاخره سیاست را کنار گذاشت تا به دنبال علاقه­ی خود یعنی دنبال پژوهش و کار در مورد زنبورعسل و بره­موم برود. او در کتاب خود با عنوان معجزه­ی بره­موم آزمایش­های ک نقاش کلیسا در قرن نوزدهم به نام رادوسیفرت را دوباره بررسی کرد. سیفرت پس از دریافت دو کندو به عنوان دسمزد انجام کار، نگهداری از زنبورها را آغاز کرد؛ مدتی بود که او مشکل پا پیدا کرده پوست روی پای او بنفش و سپس سیاه رنگ شده بود. او حس پای خود را از دست داده و زخمی روی ان سرباز کرد که بهبود نمی­یافت.
هر هفته نزد دکتر می­رفت و دکتر پمادهای مختلفی به او می­داد ولی مشکل همچنان وخیم­تر می­شد. در آخر دکتر گفت که پای او باید بریده شود. اردو به پیشنهاد دکتر عمل نکرد و به جای آن به منزل رفت. پای خود را باعسل و بره­موم پوشاند و تمام آن را پانسمان کرد.
او پس از چند روز پانسمان را باز ککرد، زخم خوب شده بود، پا دیگر درد نمی­کرد و می­توانست روی پای خود بایستد. او پس از استفاده­ی مجدد از بره­موم برای کمک به سوختگی همسرش تصمیم گرفت که در آن زمان با دکتر درمورد این دارو جدید و اعجاب انگیز صحبت کند. ولی دکتر با وجود اینکه پای بهبود یافته وی را دیده بود تحت تاثیر قرار نگرفت و از استفاده بره­موم برای بیماران خود امتناع ورزید. به هر حال پس از مدتی دختر یکی از دوستان دکتر از عفونت مزمن لوزه رنج می­برد. عفونت به قدری بود که دمای بدن دختر به ۳۹ درجه سانتی­گراد رسید و لوزه­های او چرکی شدند، دکتر تصمیم گرفت از بره­مومی که در یک شکردان برای او آورده بودند استفاده کند؛ در مدت چند ساعت دمای دختر پایین آمد و التهاب برطرف شده و هیچگاه بازنگشت.
در سال ۹۶۲ دوست واسناک که در حال مرگ ناشی از سرطان بود. دکتر برای او مصرف ۱۰ تا ۱۵ قطره مایه بره­موم در داخل آب، سه وعده در روز پیش از غذا را تجویز کرد و پس از ۶ هفته او شروع به خوردن غذا و افزایش وزن کرد و انرژی قبل را بازیافت.
واسناک میگوید: بره­موم سابقه­ای ندارد چون ما تازه به آن آشنا شده­ایم و از عوارض جانبی آن آگاه شده­ایم. بره­موم از طریق تحریک سیستم ایمنی فرد، مقاومت طبیی بدن نسبت به عفونت و بیماری را افزایش می­دهد. علاوه برآن بره­موم، تأمی کننده مقداری اضافی ویتامین و تمام مواد معدنی ضروری شامل آهن، کلسیم، آلومینیوم، منکنز و سیلیکون می­باشد.
علاقه مجدد در غرب به بره­موم
ما در غرب می­بایست تا اواخر دهه­ی ۱۹۶۰ و اوایل دهه­ی ۱۹۷۰ قبل از اینکه علاقه شدید نسبت به بره­موم به­وجود بیاید، منتظر می­ماندیم . بعضی­ها قصد داشتند این طور اعلام کنند که در غرب، بعد از دهه­ی ۱۹۶۰ هیچ­چیز به طور یکنواخت نبوده است.
مطمئناً در آن وقت یک بلوغ عمومی در قاره­ی اروپا و آمریکا به وجود آمده بود که آنها را مصمم ساخته بود تا نگاهی تازه نسبت به بیشتر مسائل داشته باشند. قدرت گُل بیداری و علاقه­ی مجددی را در تمام ابعاد طبیعی ایجاد کرد و این امر به طور متناوب در مذهب ، آموزش، اقتصاد و البته در پزشکی سایه افکنده بود. تا آنجایی که پزشکی طبیعی دارای اهمیت بوده است، این یک حرکت داوطلبانه­ی ضروری بود که این بار توسط مردم و یا خود پزشکان پایه­گذاری می­شد چندان که توسط پزشکان و دانشمندان صورت می­گرفت.
آنها مشتاق و کارگشا بودند و مغازه­های غذاهای سالم توسط افراد مرتبط با پزشکی پایه­گذاری شد و آنها کسی را که روش­های طبیعی را باور داشت دوست می­داشتند.
در سال ۱۹۷۴ دکتر لوندآگارد طبیعی­دان دانمارکی کتاب «بره­موم فرآورده­ای طبیعی- راهی به سوی سلامتی» را منتشر کرد.
این کتاب در بردارنده بیست سال تجربه­ی علمی و پژوهش­های او در مورد بره­موم بود. کتاب مذکور مسبب آن شد که به او لقب آقای بره­موم را بدهند و نامش به نوان کاشف جدید بره­موم در غرب ثبت گردد.
این کتاب در اغلب موارد تجارب شخصی را بیان می­کرد و این امکان  فراهم شد تا در رابطه با آن موشوع پژوهش شود. در ژوئن سال ۱۹۶۲ دکتر اگارد چندین روز از گلو درد رنج می­برد، او می­دانست که در روز بعد می­بایست به یک سفر تجاری برود. با رسیدن غروب تورم گلوی او خیلی بدتر شده بود، به طوری که نمی­توانست چیزی بخورد و هم­زمان دچار تبی ۴۰ درجه شده بود تصمیم گرفت، مقداری کم از بره-موم را در یک هاون بکوبد و آن را به صورت پودر در یک فنجان آب گرم حل کند.
او مایع را با استفاده از فیلتر قهوه، تصفیه کرد و سرانجام یک مایع زرد رنگ شبیه به چای به دست آورد. اوبا این چای دو تا سه مرتبه غرغره کرد و سپس باقی مانده را نوشیدو به رختخواب رفت. صبح فردا متوجه شد که گلودردش به طور کامل برطرف شده است . دکترآگاردبه این نتیجه رسید که بره­موم حاوی یک آنتی­بیوتیک خیلی قوی است که می­تواند یک عفونت و التهاب قوی را در عرض ۵ تا ۶ ساعت درمان کند.
آگارد دانشمندی اهل عمل بود و پژوهشی وسیع که پیش از ۵۰۰۰۰ نفر از مردم سراسر اسکاندیناوی را شامل می­شد هدایت می­کرد. او به طور خلاصه بره­موم را به این شرح معرفی کرده است: بره­موم یکی از کارآمدترین تولیدات زنبورعسل از نقطه نظر انتقال مواد فعال از گیاه به انسان است.
آگارد براساس تحقیقات خود ادعا کرد کهبره­موم در درمان بیماری­های مختلفی از جمله ورم روده­ی بزرگ، آب مروارید، چشم، عفونت مجاری ادراری، تورم التهاب گلو؛ نقرس، زخم­های باز، سنوزیت، سرماخوردگی، آنفولانزا، برونشیت، ورم معده، سرطان، بیماری­های مربوط به گوش، بیماری­هی مربوط به لثه، آنسفالیت­ها، عفونت­های روده­ای، قارچ­هاريال زخم­ها، اگزما، پنومونی، تورم مفاصل، بیماری­های مربوط به ریه­ها، ویروس­های معده، سردرد، بیماری پارکینسون، عفونت کیسه­ی صفرا، آسیب­های عروقی ناشی از اختلال در گردش خون، زگیل­ها، تورم ملتحمه­ی چشم و خرخرکردن موثر است.
برای انهایی که باور دارند داروها برای درمان بیماری­های خاص ساخته شده­اندبا این لیست بلند این طور به نظر می­رسد که چیزی شبیه به بدعت گذاشتن رخ داده باشد.
چنانکه دکتر اگارد گفت: بره­موم ماده­ای تاثیرگذار و قوی است که از گیاهان سودمند به انسان تحویل داده شده است.
بره­موم شبیه یک داروی شیمیایی عمل نمی­کند که فقط باکتری­ها و ویروس­های خارجی وکلاً میکروب­ها را تخریب کند، بلکه توانایی بدن برای مقابله با بیماری را افزایش می­دهد.
بره­موم تنظیم کننده هورمون­ها و یک آنتی­بیوتیک نیز به شمار می­رود که خود محرک طبیعی مقاومت بدن است. بره­موم ممن است توسط هر شخص سالم یا بیمار مورد استفاده قرار گیرد، به این جهت که محافظت کننده در برابر میکروارگانیسم­ها می­باشد.
یک پزشک فرانسوی به نام دکتر می­چوان در سورین پاریس پس از شنیدن کارهای دکتر آگارد، تمایل پدا کرده بود تا با او ملاقات کند، به هر حال یک حقیقت متحیرکننده این است که بره­موم زنبورعسل، دارای ی اثر کشندگی صددرصدی بر روی باکتری­ها می­باشد و دیگر آنتی­بیوتیک­ها این اثر کلی را ندارند. دکتر چوان باور داشت که طبیعت برای هر چیزی پاسخی دارد که ما می­بایست در پیدا کردن آن تلاش کنیم.
با معرفی بره­موم زنبرو، ممکن است که بتوانیم روزی تعداد زیادی از داورهای شیمیایی همراه با اثرات جانبی آنها را از میان برداریم. بره­موم با بالا بردن مقاومت طبیعی بدن از طریق تحریک سیستم ایمنی شخص عمل می­کند. برای انجام این عمل بره­موم میزان مناسبی از ویتامین­ها و موادمعدنی ضروی شامل آهن، کلسیم، آلومینیوم، منگنز و سیلیس­ را نیز دارا است.
دکتر چوان اشاره به این نکته­ی مهم داشت که آنتی­بیوتیک­های مصنوعی قطعاً متضاد عمل می­کنند. آنها باکتری­های مفید دستگاه گوارش را که بدناز آنها برای ساختن ویتامین­ها B  و K استفاده می­کند از میان می­بردند و در نهایت سبب کمبود شدید آنها می­گردند. چوان در ادامه یادآور شد امروزه باکتری­ها، مقاومت خود را نسبت به به آنتی­بیوتیک­ها افزایش می­دهند که سبب وقوع افزیش عفونت وافزایش قابل توجه در توانایی عبور بیماری ازشخصی به شخص دیگر می­شود. درنهایت یک عفونت کوچک داری پتانسیل کشندگی بالا می­شود.
آگارد و چوان شاید بیشترازهر کس دیگر برای بیداری مجدد و علاقه­ی علمی در مورد بره­موم درغرب تلاش کردند.
وارن اوگرن یک پرورش­دهنده­ی تازه­کار زنبورعسل بود که در شهری کوچک از ایالت ویسکانسین زندگی می­کرد. او در اواخر دهه­ی ۱۹۶۰ درباره­ دکترآگارد و کارهای او چیزهایی شنیده بود، بنابراین قصدداشت تا سفری به دانمارک ترتیب دهد و او را ملاقات مند.
دکتر آگارد به اوگن آموخته بود که چگونه بره­موم را استخراج و فرآوری کند و او به مدت ۴ سال تنها مشتری او بود. در آن زمان بره­موم در حدود ۲۰۰ دلار در هر کیلو فروخته می­شد، این قیمت زیاد با قیمت­های جهانی امروز که در حدود ۲۰ دلار در هر کیلو است، قابل مقایسه نیست.
سرانجام اورگن خودش شروع به تولید فرآورده­های بره­موم کرد تا آن را به جامعه خویش ارائه دهد او کار را با تولید کپسول، اسپری گلو و کرم پوست بره­موم اغاز کرد.
لیندا دختر اورگن در ادامه ماجرا می­گوید» فرمولاسیون بره­موم را با روش آزمون وخطا در پشت خانه­مان تهیه می­کردیم. پدرم در اولین سال تولید ۱۰۰ عدد ز نمونه­های تولیدی را به شکل رایگان به دوستان و فامیل­هایش داد، فقط به این دلیل که کیفیت تولید محصول خود را ارزیابی کند. نیمی از شهر کوچک ما یک نمونه از بعضی تولیدات پدرم را با اولین فرمولش در اختیار داشتند. شرکتی که وارن اورگن راه­اندازی کرد امروزه به سراسر جهان بره­موم می­فروشد.
ریدن برون از منطقه فونیکس ایالت آریزونا، از دیگر حامیان بره­موم بود. او یکی از اولین آمریکایی­هایی لود که در نیروی هوایی کانادا در سال ۱۹۳۹ استخدام شد و به زودی در انگلستان پروازهای تبلیغاتی را بر فراز آسمان انجام داد.
او در انگلستان بود که با مقاله­ای در روزنامه مواجه شد که از خواص تولیدات زنبورعسل تمجید کرده بود. او بعد از جنگ و یک دورهی موفقیت آمیز بانکداری و پیمانکاری انرژی بی­مانندش را به سمت جامعه به ویژه با تولیدات زنبورعسل که می­توانست نقش مهمی در حفظ آن داشته باشند، تغییر داد.
شرکت او کارش را ر سال ۱۹۷۶ آغاز کرد و هم­اکنون یکی از بزرگترین شرکت­های تولید فرآورده­های زنبورعسل در جهان می­باشد که عسل، ژله رویال، گرده گل و بره­موم تولید می­کند.
ریدن برون یکی از افرادی بود که تنها صحت و سقم صددرصدی مطلبی او را متقاعدمی­کرد. کتابش با نام (تنهای غذای کامل جهان) می­باشد که در آن تجلیل وصف­ناپذیری از زندگی زنبورعسل معمولی (Apis mellifera) آورده است، حشره کوچکی که به سختی کار می­کند تا تولیدات قدرتمند و اسرارآمیزش را برای انسان فراهم کند.
ریدن برون به طور غم­انگیزی درسال ۱۹۸۹ فوت کرد اما کار شرکتش هنوز ادامه دارد و توسط پسرش بروس برون اداره می­شود که اشتیاقی همسان پدرش بری زنبورعسل دارد. او پیشرفته­ترین طرح­ها را در جهان برای استخدام بره­موم به مرحله­ی اجرا در اورده است. در انگلستان ری هیل که از مالکان پیشقدم مغازه­های غذاهای کامل و فروشنده گیاهان دارویی بود اولین کسی است که کتابی در رابطه بره­موم نوشت.
و گفت در بره­موم آنتی­بیوتیکی طبیعی وجود دارد. او این موضوع را در بخشی از کتاب این طور مطرح می­کند، خیلی از دانش­های قدیمی برای بشر مدرن از دست رفته است اما خوشبختانه این ماده شناخته شده به صورت روزانه توسط زنبور استفاده می­شود، در این سال­ها این ماده،مجدد کشف گشته و کارامدی ان توسط پژوهش­های دانشمندان به اثبات رسیده است.
دکتر فیلیکس مورات یک نفرآمریکایی است که زمانی درزندگی­اش به ساختن کپسول مشغول بود و علاقه و شیدایی زیادی به بره­موم در ارتباط با جامعیت آن داشت و مشتاقانه کتاب (بره­موم شفادهنده­ی جاودان) را در سال ۱۹۸۲ منتشر کرد. برای سالهای متمادی این کتاب ازمنابع منحصر به فرد درباره بره­موم بود. این کتاب پرشور و قدرتمند در رابطه با اهمیت بره-موم در زندگی طبیعی می­باشد.
در سال ۱۹۸۷ جکوب کال که یک پرورش دهنده­ی زنبرعسل هلندی بود نتایج ده­ها پژوهش در رابطه با اثرات دارویی تولیدات زبورعسل را در کتابش با نام داروهای طبیعی از زنبورعسل منتشر کرد. این کتاب کوچک آنقدر موثر بود که پژوهش­های بعدی غرب و علاقه­ی مردم را نسبت به بره­موم افزایش داد. جکوب کال همانند دکتراگارد اعتقاد داشت که بره­موم ماده­ای درمانی با بیشترین اثر است که از گیاه به انسان می­رسد. در حالی که عسل و گرده اغلب برضد بیماری­های با علائم غیراختصاصی بسیار تاثیر گذار هستند، ولی بره­موم می­تواند به طور اختصاصی برضد عفونت­ها اعم از داخلیو خارجی موثر باشد.
بره­موم در دهه­ی ۱۹۶۰، ۱۹۷۰، ۱۹۸۰ دوباره به عنوان دارویی طبیعی قدرتمند مورد توجه قرار گرفت در سال ۱۹۸۷ دکتر جان دایموند رئیس آکادمی بین­المللی طب پیشگیری درباره بره­موم گفت: در میان همه­ی مواد طبیعی که او آزایش کرده است، ماده­ای که بیشترین اثر تقویت کنندگی را بر روی تیموس و پس از آن ایجاد انرژی دارد رزین زنبورعسل یا بره­موم است.
در طی این دوره عرضه­ی بره­موم تولید شده در غرب اساساً از طریق فروشگاه­های غذایی سالم بوده است و علاقه به آن در میان اجتماع به طور متناوب رشد پیدا کرده است.
اما از اواخر دهه­ی ۸۰ تا اوایل دهه­ی ۹۰ می­بایست صبر می­کردیم، ولی قبل از آنکه چیزی مرسوم به علاقه علمی تبدیل شود، یک سری مطالب از مقاله­های داوری شده در مجلات علمی در کشورهای همچون برتانیا، آمریکا، فرانسه، آلمان وژاپن ظاهر شدند.
آن قطرات امروزه به یک سیل تبدیل شده­اند. در سال ۱۹۹۷، دکتر پائول ویتمان و کارمن گارسیا از بخش اقتصاد کشاورزی دانشگاه نیوکاسل دربیان وسعت کارهای انجام شده در مورد بره­موم مطالبی را در مجلات علمی در بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۵ منتشر کردند.
موضوع­های مورد مطالعه در مقاله­ها، مواردی از قبیل ترکیبات بره­موم، خواص داروشناسی، واکنش­های حساسیت­زا و استفاده­های بالینی آن می­باشد.
جالب است در بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۵ بیتشرین عناوین در آمریکا نوشته شده است.
ویتمان و گارسیا ملاحظه کردند که در طی بیشتر از ۵۰ سال دوره­ مطالعاتی پیشرفت خوبی در کیفیت پژوهش­های به­وجودآمده و علاقه به طب سنتی از فرهنگ عامه به طرف مجامع علمی کشیده شد.
آنها ملاحظه کردند که علاقه­ی زیاد، عمیق و وسیعی در شرق اروپا وجودندارد. اما به همه جای جهان گسترش پیدا کرده است. با کارهای حرفه­ای دانشمندان توان ازطریق انتشار مقالات در روزنامه­ها و مجلات علاقه مردم به بره­موم بیشتر گسترش پیدا کرده است.
نحوه عمل بره­موم
ملاحظه کردیم که بره­موم در حفظ بهداشت کلنی زنبورعسل نقشی مهم و جامع بر عهده دارد. همچنین از تاریخچه و کاربرد این ماده به عنوان دارو توسط انسان آگاهی یافتیم و مشاهده کردیم که بره­موم دارای دامنه­ی وسیعی از کاربردهای پزشکی است.
اکنون زمان آن رسیده است که از خود بپرسیم نحوه عملکرد آن چگونه است؟ چه ماده­ای در بره­موم وجود دارد که به این گونه عمل می­کند؟
در داروشناسی پیشرفته، پیوسته به مطرح کردن این پرسش­ها خو گرفته­ایم و تلاش داریم پاسخ­های معقول و صریح برای آنها بیابیم. پیچیدگی عمل تعداد معدودی از اجزاء یا عناصر فعال درون فرآورده و گاه حتی ماده­ای واحد است که چنین ویژگی­هایی به آن می­بخشد.
پزشکی نوین با ابزار پژوهش، به دبال چیزی است که به اصطلاح «اجزای فعال نامیده می­شود» یعنی؛ آن دسته از مواد بیوشیمیایی ویزه­ی منحصر به فرد که امید می­رود قابلیت نفوذ و تخریب میکروب­ها، ویروس­ها یا قارچ­های خاصی را ر اختیار داشته باشند.
تحقیقت داروشناسی
در بیش از ۳۰ سال گذشته تحقیقات زیادی بر روی بره­موم صورت گرفته و به همین اساس خواص دارویی ویژه­ای به آن نسبت داده شده است که عبارتند از:
داروی بی­حسی/داروی بی­هوشی، ضدحساسیت، ضد اسید معده، آنتی­بیوتیک، ضد قارچ ، ضد التهاب، ضد پرتو(تشعشع)، آنتی­اکسیدان و محافظت کننده، ضدعفونی کنند، ضد تومور بدخیم(سرطان)، ضد ویروس و تقویت کننده سیستم ایمنی.
کاربرد بره­موم در درمان بیماری­ها
بررسی فرآورده­ها در شرایط آزمایشگاهی و در بیرون ازبدن ممکن است اطلاعات زیادی در مورد واکنش فرآورده علیه بیماری­های خاص در اختیار ما قرار دهد. با این همه، اگر ماده­ای در بیرون بدن (in vitro) فعال باشد همواره بدان مفهوم نیست که در درون بدن موجودات زنده نیز کارآمد است.
فرآیند صدور گواهی برای تولید داروهای شیمیایی مستلزم آن است که پیش از آنکه در معرض فروش قرار داده شود تحت آزمون­های دقیق بالینی قرار گیرد. این کار مستلزم شیوه­ای است که به اصطلاح روش دوسوکور، تست بالینی کنترل شده با استفاده از دارونما بر روی آدمیان نامیده می­شود. این به آن مفهوم است که داروی جدید باید به شکل بالینی از بابت کارآمد بودن بر روی گروهی از انسان­های دچار بیماری­های خاص ادعا می­گردد آن دارو از بروز آنها جلوگیری می­کند یا آن بیماری­ها را درمان می­کند، آزمایش شود.
در همان زمان به گروه دیگری از افراد دچار همان بیماری دارویی بدلی یا دارونما داده می­شوود تا بتوان پاسخ­های بدن آنان را در با پاسخ بدن آنهایی که داروی واقعی را دریافت می­دارند مقایسه کرد. هیچ یک از افراد این دو گروه نباید بدانند که داروی واقعی دریافت می­کنند یا دارونما. هرگونه تلاش ممکن به عمل می­آید تا اطمینان حاصل شود که نتایج ثبت شده واقعی است نه تخیلی. این شیوه دقیق، وقت­گیر و گران قیمت برای اطمینان دادن به مردم در مورد بی­ضرر بودن و کارآیی ماده­ای اصولاً ساختگی و شیمیایی ابداع شده است و بسیاری ممکن است چنین استدلال کننده که ماده­ی مورد نظر ذاتاً غیرطبیعی است و با طب واقعی فاصله دارد.
دانش رایج پزشکی چنین استدلال می­کند که هیچ چیزی جز آزمون­های دوسوکور با دارونما نمی­تواندبه طور واقع بینانه ارزش داروها را خواه طبیعی و خواه مصنوعی تایید کند.اکنون معدودی از افراد بر این باورند که این رویکرد برای کاوش کارایی داروخای طبیعی مانند بره­موم در درمان بیماری­های انسانی مناسب است. طی آنچه در پی می­آید رشته-تجارب گسترده­ای را که هم در غرب و هم در شرق انجام گرفته و دامنه­ی گسترده­ی منافع دارویی منتسب به بره­موم را بررسی کرده است، مرور خواهیم کرد.
نظرمصرف­کنندگان در مورد بره­موم
در سال ۱۹۹۵ یکی از تولید کنندگان عمده­ی بره­موم یک بررسی در مورد کسانی انجام داد که فرآورده­های بره­موم را طی دوره­ی ۶ ماهه خریداری کرده بودند. در حالی که این بررسی در مورد ۳۲۴ کاربر را نمی­توان مطالعه­ای علمی به شمار آورد، باز هم اطلاعات جالبی در مورد این موضوع به دست می­دهد که وقتی برای نخستین بار بره­موم در بریتانیا مورد توجه عامه قرار گرفت، مردم این ماده را برای درمان چه بیماریهایی به کار بردند و تا چه اندازه­ ان را سودمند یافتند.
تقریباً یک چهارم کاربران، بره­موم را برای حفظ سلامت عمومی خویش به کار می­بردند، بعضی به خاطر آنکه تندرست باقی بمانند و دچار ناخوشی­های معمول زمستانه همچون سرفه، سرماخوردگی و زکام نشوند. چهانفر از ده نفری که بره­موم مصرف کرده بودند اظهار داشتند که آنان این ماده را برای مشکلات ماهیچه­ای، آرتریت و روماتیسم به کار برده­اند و دو نفر از هر دو نفر هم آن را به خاطر درمان مشکلات تنفسی به کاربرده بودند. تعداد چشمگیر دیگری هم آن را برای مشکلات پوستی نظیر اگزما و پسوریازیس به کار برده بودند. بی­گمان این ارقام بازتاب چگونگی تبلیغ برای بره­موم در نخستین روزهای معرفی این ماده است و ناشی از محبوبیت آن برای همین مواد، با این همه تایید است بر کاربرد شاخص استفاده از بره­موم به شکل سنتی آن.
وقتی از این عده سوال شد آیا تجربه آنان در مورد استفاده از بره­موم در درمان بیماری ویژه خودشان مثبت بوده یا منفی بوده است، به طور متوسط هشت نفر از هر ده کاربراعلام داشتند که نتیجه­ی تجربهی انان مثبت بوده است.
طبق این بررسی بیشترین کاربرد بره-موم برای دردهای ماهیچه­ای بوده به طور کلی کاربران این حوزه بیشترین موفقیت را گزارش کرده­اند. نه نفر از هر ده نفر گفته بودند که از این کار نتیجه مثبت گرفته­اند. همچنین به نظر می­رسد که در کلیه کاربری­ها پاسخ­های مثبت سریع به دست آمده است و فقط ۴ نفر از هر ۱۰۰ نفر گفته بودند که هنوز خیلی زود است قضاوت کنند که آیا این ماده موثر بوده است یا نه.
هنگامی که بره­موم برای درمان مشکلات پوستی به کار رفت، موفقیت مشابه­ای گزارش شد. کمترین محبوبیت کاربرد در زمینه بیماری سندرم مزمن، خستگی و اختلالات هاضمه­ای(۴ مورد از ۱۰ مورد) گزارش شد که بر خلاف بهبود قابل توجه مصرف کنندگان زود است که بگوییم آیا بره­موم کمک کرده است و یا خیر. در ادامه می­بینیم که درکان این مشکلات نیاز به زمان و میزان بیشتر مصرف بره­موم داشته است.
مصرف کنندگان در این بررسی مورد سوال قرار گرفتند تا تاثیر بره­موم بر روی آنها مشخص شود. بعضی از این جواب­ها به طور کامل در زیر امده است. آنها با درک صحیح استفاده از بره­موم به پاسخ­های مثبت رسیدند.
درد عضلانی و التهاب مفاصل با بره­موم
  • با مصرف بره­موم تسکین درد، توانیی پیاده­روی و دوچرخه­سواری به نحو بسیار مطلوب­تر ونیز امکان پیاده­روی به مقدار بسیار بیشتر فراهم شده است. فقط خشکی زانوها در هنگام صبح وجود دارد. جهت درمان به سایر بیماران موکداًتوصیه می­کنم.
  • بره­موم باعث تورم کمتر در مفاصل و احساس راحتی بیشتر در هنگام پیاده­روی، تسکین درد و نیز امکان پیاده­روی بهتر شده است، امکان انجام ورزش و دروچرخه­سواری بیشتر وجود دارد.
  • بره­موم امکان پیاده­روی به نحو مطلوب­تر و عدم احساس درد زیاد و نیز رفع بسیار سریع بیماری­های جزئی را می­دهد.
  • مصرف بره­موم بدتر شدن تورم مفاصل را متوقف می­کند و نیز زخم­های دهانی را در طی یکی دو روز درمان می­کن. سرعت بهبود بدن را افزایش داده و خستگی در طور روز بسیار کم می­شود.
  • از هنگام مصرف بره­موم از درد رهایی یافتم و حال عمومی­ام بهتر شد.
  • از هنگامی که بره­موم را مصرف می­کنم مشکل قفسه سینه­ام بهبود یافته و نیز به طور قطعی به تورم مفاصلم کمک کرده است.
  • بره­موم بدون آنکه ماند بعضی از قرص­ها احساس خواب­الودگی ایجاد کند به تسکین درد کمک کرد. قبلاً برای تسکین دردهایم دارو تزریق می­کردم ام از زمانی ه برع موم را مصرف می­کنم مشکل قفسه سینه­ام بهبود یافته و نیز به رفع تورم مفاصلم کمک کرده است.
  • به مدت ده سال صبح-ها از تورم و سفتی مفاصل رنج می­بدم، از هنگام مصرف بره­موم دیگر مشکلی ندارم.
با توجه به قسمت عمده­ی پاسخ­های دریافتی مبنی بر کاهش مقدار درد و کاهش امکان تحریک در بیماران شاید بتوان علاوه بر خاصیت ضدالتهابی بره­موم، خاصیت ضد دردی نیز برای آن متصور شود.
 درمان بیماری­های تنفسی با بره­موم
  • از زمان مصرف بره­موم هیچ­گونه حمله تنفسی نداشته­ام، هنوز تنگی نفس وجود دارد ولی نه به وخامت سابق، لذا تصمیم دارم تا بهبودی کامل بیماریم مصرف ان را ادامه دهم.
  • با مصرف مداوم بره­موم به مدت دو سال که نیازی به ضددردها و آنتی­بیوتیک­ها ندارم.
  • به مدت ۱۶ سال آسم داشتم. از زمانی کهبره­موم را مصرف می­کنم خیلی سریع­تر بر حمله­های تنفسی­ام فائق آمده­ام، در حالی که فقط شش هفته از مصرف آن می­گذرد.
  • فکر می­کنم بهبود یافته­ام اما هنوز کمی برای اظهارنظر زود است . ولی دو هفته قبل جراحی پا انجام دادم که خیلی سریع زخم آن را بهبود یافت.
  • به مشکل سینوس­هایم کمک کرده است اما درباره آسم هنوز مطمئن نیستم اما فرزندم برای بیماری ME(سندرم خستگی ویروسی) بره­موم مصرف کرد که بسیار به او کمک کرده است.
  • پس از سه هفته مصرف بره­موم، نفس کشیدنم بسیار راحت­تر شده است و می­توانم بهتر نیز بشوم.
  • بره­موم را مصرف کردم و عفونتم سریع برطرف شد و آسمم نیز بهتر شده است.
  • با مصرف بره­موم نیاز به استفاده از اسپری به اندازه سابق ندارم.
  • از هنگامی که مصرف بره­موم را شروع کرده­ام سینوس­هایم کمتر گرفته می­شوند و طبق معمول نیازی به اسپری ندارم و نفس کشیدنم راحت­تر شده است.
جالب توجه است که علاوه بر رفع مشکلات اختصاصی به برطرف شدن مشکلات عمومی نیز کمک می­کند.
حفظ سلامتی عمومی بره­موم
  • با مصرف بره­موم فقط به مدت سه هفته، صد درصد نسبت به قبل احساس بهتری دارم، خوابم بهتر شده، اشتهایم بهبود یافته و به تسکین تنگی نفس نیز کمک کرده است.
  • خوابم بهتر شده است و حالت پوستم بهبود یافته و کمتر سرما می­خورم.
  • به پیشگیری از سرماخوردگی من در طول زمستان کمک کرد.
  • از زمانی که بره­موم را مصرف می­کنم حتی یک بار هم سرما نخورده­ام در حالی که قبلاً اتفاق رایجی بود.
  • با مصرف بره­موم یکسال است که اصلاً سرمانخورده­ام و اگزمایم میز کاملاً برطرف شده است.
  • بعد از مصرف بره­موم به مدت دو سال فقط یک بار سرماخوردم و به زودی بهبود یافتم، دوستی گفت این یک اتفاق بوده است بنابراین مصرف آن را قطع کردم و در زمستان بعدی به دفعات سرمای شدید خوردم.
  • با مصرف بره­موم تحول عظیمی در حال عمومی­ام ایجاد کرد. دیگر خستگی و یچگونه عفونت گلو یا زخم­های دهانی که همگی سابقاً بسیار رخ می­دادند، ندارم. ناخن­هایم ضخیم تر شده اند، و موهایم پرپشت­تر شده، حتی به رفع دردهای قاعدگی­ام نیز کمک کرده است.
  • بره­موم سیستم ایمنی­ام را کاملاً تقویت کرده است و الان به ندرت سرما می­خورم، اگزمای سگم را نیز درمان کرد و در عرض دو سه روز خوب شد.
  • بره­موم به بهبود دستگاه گوارش من کمک کرد و بهبود مختصری نیز در عفونت ناخنم ایجاد کرد.
  • از زخم­های دهانی و سرماخوردگی و مشکلات سینوس و گلو درد رنج می­بردم، از زمانی که از بره­موم استفاده کردم صادقانه بگویم این مشلات بسیار بهبود یافته است.
درمان بیماری­های پوستی با بره­موم
  • از هنگامی که از کرم بره­موم استفاده کرده­ام تنها در طی سه روز، تغییرات قابل توجهی به وجود آمده و پوستم دیگر خارش و لکه ندارد.
  • به مدت دو سال از لک­ها و زخم­های پوستی رنج می­بردم، از زمانی که از کرم استفاده کرده­ام بسیار بهبود سافته­ام و چوستم بسیار روشن­تر شده است و لکه­ها برطرف شده­اند. بعد از انجام هر نوع درمانی، بره­موم تنها درمان بود.
  • به شدت نسبت به اثر درمانی و سرعت درمان بره­موم تحت تاثیر قرار گرفتم زیرا نسبت به آنتی­بیوتیک­هایی که توسط پزشک تجویز می­شود موثرتر می­باشد.
  • اگزمای کودکم پس از دوبار استفاده از بره-موم کاملاً درمان شد و همچنین به درمان زخم­های بند انگشتان دخترم نیز کمک کرد.
  • برای درمان پسوریازیس ، انواع کرم­هارا مصرف کردم اما هرگز کرمی که به بدن کمک کند نیافتم تا اینکه بره­موم به من معرفی شد. پسوریازیس تقریباً بطرف گشت و کلیه­ها بعد از بروز مشکلاتی علائمی از بهبود را نشنا دادند.
  • با مصرف کرم بره­موم جوش­های پوستی به آرامی ناپدید گشتند و پوستم بسیار صاف­تر شد. از هر کرم تجویز شده­ای موثرتر بود.
  • التهاب­های پوستی دستانم کاملاً برطرف شدند و درد پاهایم نیز ۴۰% بهبودی حاصل شد. حال عمومی­ام از زمانی که بره­موم را مصرف می­کنم کاملاً بهتر است، پوست­ها و موهایم نیز بسیار بهتر شده­اند.
  • پسوریازیس تقریباً برطرف شده و انرژی بدنم بعد از خوردن بره­موم بیشتر شده است.
  • کرم بره­موم را که مصرف کرده­ام جوش­های پوستی روی یکی از پاهایم به طور کامل روی پای دیگرم تقریباً برطرف شده است و دردهای مفاصلم نیز کاهش یافته­اند.
  • با مصرف کرم بره­موم قسمت­های ترک خورده پوستم و نیزلکه­های قرمز پوستی­ام همگی برطرف شدند.
  • وضعیت پوستم که پزشک قادر به درمان آن نبود، درمان شد. بره­موم از انتشار آن جلوگیری کرد و می­دانم که در آینده نزدیک کاملاً برطرف خواهد شد.
  • جوش­های صورتم عملاً از بین رفته­اند. از کرم نیز برای آفتاب سوختگی­ها و گزش استفاده کرده­ام
که موثر بوده است.
  • به مدت دو سال بر روی صورتم جوشهایی ایجاد می­شدو انواع کرم­های مورد تجویزتوسط پزشکان را استفاده کردم بدون هیچ­گونه نتیجه­ای. پس از استعمال کرم بره­موم به مدت یک ماه جوش­ها برطرف شدند و اکنون نیز کرم را شب­ها استفاده می­کنم و ادامه خواهم داد.
سندرم مزمن خستگی با بره­موم
  • از روزی که بره­موم استفاده می­کنم مشکلات عفونی­ام کمتر شده است. کمتر خسته می­شوم و عموماً احساس سلامتی می­کنم.
  • مصرف بره­موم به رفع مشکلم بسیار کمک رده است و مقاومت بدنم افزایش یافته است.
  • با مصرف بره­موم خستگی­ام بسیار بهبود یافته است، سرما نمی­خورم، دیگر به آنفولانزا مبتلاء نمی­شوم و هر روز احساس بهتری دارم
  • از روزی که مصرف بره­موم را شروع کرد­ام خستگی­ام بهبود یافته و پوستم نیز روشن­تر شده است.
  • از زمان مصرف بره­موم درد زانوها و درد معده­ام برطرف شد و در کل حال عمومی بهتری دارم. به همه افراد آن را پیشنهاد می­کنم.
  • از روزی که بره­موم را مصرف می­کنم خستگی­ام کمتر شده و انرژی بیشتری یافته­ام.
  • با کصرف بره­موم سالم­تر شده­ام و دردهایم بسیار کمتر شده است، و مقداری از مشکلاتی که در بیماری ME به آن مبتلا هستم را رفع می­کند.
رفع اختلالات دستگاه گوارش با بره­موم
اختصاصاً درد را برطرف می­کند امیدوارم که زخم­ها نیز برطرف شوند، مصرف بره­موم را ادامه می­دهم تا کاملاً بهبود یابم.
اسید معده وخیمی داشتم اما بره­موم را مصرف کردم و اکنون کاملاً برطرف شده است.
برای زخم معده به تحویز پزشک، قرص مصرف می­کردم، از زمانی که بره­موم را مصرف کردم دیگر قرص­ها را مصرف نمی­کنم. مشکلم بهتر شده است و قرص­های دکترم نیز هنوز بدون مصرف در کابینت می­باشد.
با مصرف بره­موم سوءهاضمه­ام کاملاً بهبود یافته و اشتاهیم برگشته است.
از هنگامی که شروع به مصرف بره­موم کرده­ام دل درد کمتری دارم و کمتر ترش می­کنم.
از نگامی که شروع به مصرف بره­موم کرده­ام دل دردهای مرتبط به PMT به سختی قبل نیست، موهایم به نظر سالم­تر شده­اند و مجموعاً بهترم.
تحقیقات علمی و بالینی در مورد بره­موم
   هم­زمان با چاپ این کتاب علاقه به کاربرد کلینیکی بره­موم به خصوص در غرب رو به افزایش نهادهو علاقه خاصی از سوی شرکت­های سازنده دارو برای جایگزینی داروهای شیمیایی یا بره­موم به چشم می­خورد. آنچه در ادامه می­آید مروری است بر کارهای انجام شده که توسط دانشمندان سراسر جهان و با کثرت بیشتر در اروپای شرقی منتشر شده است در هر بخش ، هر تحقیق بر حسب زمان انتشار آن بیان شده است.
درمان آلرژی­ها با بره­موم
فرآورده­های زنبورعسل به ایجاد واکنش­های آلرژی مشهور هستند. یکی از موارد بروز اثرات جانبی بره­موم، موارد حساسیتی می­باشد. این موارد اغلب هنگامی که بره­موم به طور موضعی در درمان مشکلات پوستی استعمال می­گردد، رخ می­دهد.
به هر حال، در تحقیقات دکتر هاوستین مشاهده شده که چگونه فلاونوئیدهای موجود در بره­موم در هنگام ستعمال به شکل خوراکی می­توانند پاسخ­های آلرژیک را مسدود کندد. در سال ۱۹۹۶دکترمک­ایوان متخصص ممتاز آلرژی از لندن گزارش کرد بیمارانی که برای مشکل آلرژی با EPD (یک درمان آلوپاتیک سنتی) در حال درمان هستند، در محدوده­ی زمانی حساسیت­زدایی با خوردن بره­موم برای دو هفته قبل EPD، و سپس شروع مجدد و ادامه آن برای هفته بعد می­تواند به میزان زیادی احتمال عفونت را کاهش داد. دکتر مک­ایوان پیشنهاد داد که بیماران نباید مصرف بره­موم را دیرتر از هفت روز، قبل از درمان شروع کنند و نیز نباید درمان را زودتر از دو هفته بعد از آن مجدداً آغاز کنند تا به این وسیله از ایجاد حساسیت بدن نسبت به بره­موم جلوگیری شود.
طبق نظر مک­ایوان، بره­موم به طور موقتی در جمعیت باکتری­ها و قارچ­ها کاندیدا در روده­ها تغییراتی را ایجاد می­کند و آنتی­ژن­های آنهارا در شروع درمان افزایش می­دهد.
خوددرمانی:
برطب نظر دکتر مک­ایوان، بره­موم در درمان آلرژی­ها نقش مثبتی دارد اما افرادی که رو به خوددرمانی می­آورند باید نسبت به امکان ایجاد اثرات جانبی آن آگاه باشند.
درمان التهاب مفاصل با بره­موم
تحقیات نشان داده­اند که بره­موم بیشتر از هر مورد دیگری برای درمان التهاب مفاصل استفاده شده است. خوددرمانی در این مورد همواره شامل استعمال خوراکی بره­موم به صورت عصاره، کپسول، قرص و یا بسیار کمتر از طریق استعمال کرم­ها در ناحیه مورد نظر بوده است. علی­رغم مصرف معمول و متداول ، تحقیقات کمی در این حوزه انجام شده است.
در سال ۱۹۸۶ محققان بلغارستانی ۳۶ بیمار که از ضایعات مفصلی متعدد و اختلالات مفصلی ناشی از ضربه رنج می­بردند را با بره­موم درمان کردند. درمان شامل استفاده از پوشش موم داغ غنی شده با ده درصد بره­موم در محل عارضه بود. دوره درمان ۱۰ تا ۱۲ جلسه و هر بار به مدت ۳۰ دقیقه بود در ۲۰ مورد علائم بین ۶۰ تا ۱۰۰ درصد و در ۱۴ مورد بیش از ۵۰ درصد کاهش یافت و در ۲ مورد بی­اثر بود.
در سال ۱۹۹۷ در بلغارستان محققان مجدداً ۴۲ بیمار که از التهاب مفاصل و تخریب سیستم مفصلی رنج می­بردند را با کمپرس موم داغ زنبور و بره­موم درمان کردند. گرمایی که ایجاد می­شد به بافت زیرغشاء (همبند) منتقل و باعثبهبود گردش جریان خون و فعالیت­های متابولیک در غضروف­ها و بافت­های استخوانی می­گردید.
بره­موم از پوست جذب می­شود و به عنوان یک ضد التهاب و ضد درد عمل می­کند. درمان منجر به کاهش تورم اطراف مفصل و افزایش قدرت حرکت مفصل و نیز کاهش مصرف داروهای ضد درد و ضد التهاب غیر استروئیدی گردید.
خود درمانی:
اگر شما به یک درمانگر که بتواند درمان با موم داغ و بره­موم را برای شما انجام دهد دسترسی ندارید می­توانید ۱ تا ۲ گرم از بره­موم را هر روز مصرف کنید و یا به آرامی عصاره­ی بره­موم را بر موضع موردنظر بمالید (اما توجه داشته باشید که عصاره­ی بره­موم می­تواند بر روی پوست و لباس لکه ایجاد کند).
درمان آسم با بره­موم
علائم آسم و تشخیص آن: تشخیص آسم اغلب مشکل است زیرا علائم آن را به آسانی می­توان با سایر علائم بیماری­های دیگر تنفسی اشتباه گرفت.
تشخیص قطعی بیماری آسم در بیمار باید بعد از گرفتن شرح حال کامل و انجام آزمایش­های متعدد مطرح کرد. بیماری آسم بایک یا چند علامت از چهار علامت اصلی آن بروز می­کند: ۱-خس خس سینه  ۲-تنگی نفس   ۳-سرفه   ۴-فشار در قفسه سینه
خس­خس سینه و تنگی نفس از شناخته شده­ترین علائم بیمار آسمی می­باشد معمولاً به طور متناوب در هنگام مواجهه با عوامل تحریک کننده بروز می­کنند، با این حال تنگی نفس می­تواند بدون خس خس سینه هم در افراد مبتلا به آسم دیده شود.
یکی از علائمی که اغلب افراد آن ره به عنوان علامت آسم نمی­شناسد سرفه است. سرفه می­تواند خشک و یا خلط­آور باشد و معمولاً شب­ها یا در هنگام فعالیت ورزشی ایجاد می­شود. در بسیاری از موارد سرفه­ای که به علت آسم ایجاد شده است را به حساب بیماری برونشیت می­گذارند، بروز بیشتر از دو دوره سرفه­ی پایدار (اگر بدون خس­خس سینه یا تنگی نفس باشد) باید وجود بیماری آسم را مطرح کند. چهارمین علامت اصلی در بیماری آسم وجود فشار در قفسه­ی سینه است. اغلب این علائم در هنگام فعالیت ورزشی رخ می­دهد.
هنگامی که در یک بیمار مسن احساس فشار در قفسه­ی سینه ایجاد شود، تشخیص آنژین قلبی نیز مطرح می­گردد. ممکن است برای پزشک تشخیص بین آسم و آنژین قلبی در چنین افرادی بسیار مشکل باشد.
گرچه علائم آسم اغلب بدون هیچ گونه دلیل واضحی رخ می­دهند، اما مشخصه­ی آنها این است که بیمار را از خواب بیدار می­کند و غالباً آسم مشکلی است که صبح­ها هنگام بیدارشدن از خواب بروز می­کند. آسمی که بیمار را در نیمه­های شب از خواب بیدار می­کند. نشانگر آن است که به خوبی کنترل و درمان نشده است.
انواع مختلف آسم: در بسیاری از موارد، علت بروز آس، ناشناخته است با این حال در بعضی موارد نوعی ماده­ی حساسیت­زا(آنژین) مسئول بروز حملات آسم می­باشد. سایر انواع مختلف عبارتند از:
آسم شکننده، آسم حساس به آسپرین و آسم شبانه، اگر شما احتمال می­دهید که آسم شما به علت بعضی از مواد حساسیت­زا مانند گیاهان یا وجود حیواناتی مثل اسب یا سگ یا گربه در منزل ایجاد شده است، باید به انجام آزمایش­ آلرژی این موضوع را تایید کنید.
مشکلات تنفسی به طور سنتی در گذشته، توسط بره­موم به طور موثری درمان می­شدند و محققان داروسازی اخیراً نقش بره­موم در مهار روند التهاب در مشکلات تنفسی را به تصویر کشیده­اند.
در سال ۱۹۷۵ میهالیچکو  محقق اهل رومانی ۳۰ بیمار که از آسم برونشیتی رنج می­بردند را با بره­موم درمان کرد. بیماران را به دو گروه تقسیم کرد، یک گروه تحت درمان­های معمول و گروه دیگر تحت درمان با بره­موم قرار گرفتند. گروهی که با بره­موم درمان شدند بهبود بیشتری را نسبت به گروه دیگر نشان دادند.
دکترمک­ایوان متخصص آلرژی، استفاده از دوزهای بالای بره­موم برای بیماران آسمی که از عفونت­های متداول قفسه­ی سینه رنج می­بردند و به طور معمول نیازمند درمان با آنتی­بیوتیک­ها  بودند را پیشنهاد داد. بره­موم به محض احتمال بروز سرماخوردگی یا عفونت باید مصرف شود . او پیشنهاد داد که درمان به مدت پنج روز ادامه یابد. ر مورد بیماری­های مزمن که فرد باید به طور اضطراری در بیمارستان بستری شود، وی درمان طولانی مدت با بره­موم را پیشنهاد داد .تحقیقات بالینی در بخش آسم بیمارستان عمومی بارنزلی در بریتانیا در حال انجام است.
خوددرمانی: دکترمک­ایوان مصرف روزانه ۵/۱ گرم بره­موم مخلوط با عسل را توصیه می­کند. می­توان آن را به صورت کپسول یا قرص نیز مصرف کرد. در مواقعی که بیمار مطمئن است به یک حمله­ی آسمی نزدیک است مصرف عصاره بره­موم تاثیر بسیار سریع­تری دارد.
درمان زخم­های بستر با بره­موم
در سال ۱۹۷۸ سربانسکو دکتری اهل رومانی به منظور درمان ۱۲ بیمار با زخم­های متعدد و وخیم بستر در ناحیه­ی خارجی را با ۱۰ درصد پودر بره­موم و ۹۰ درصد پودر خنثی تحت درمان قرار داد. این درمان معمول و رایج یک گروه ۱۲ نفره یگر از بیماران مقایسه شد. در گروهی که با بره­موم درمان شدند، ۹ نفر از دوازده نفر نتایج بسیار خوبی را نشان دادند و زخم­های مزمن بستر آنها در ۱۶ تا ۵۴ روز درمان شد. در سه مورد که بهبود کامل نیافتند حداقل وضع آنها بدتر هم نشد. در گروه کنترل تنها سه بیمار در دوره­ای طولانی­تر بالاخره در (۴۳ تا ۷۵ روز) بهبود یافتند. دکترهای دیگری نیز اسپری بره­موم را با عظلت­های ۵، ۱۰ و ۲۰ درصد به منظور درمان بیماران، قبل از باز شدن زخم­ها با موفقیت قابل ملاحظه­ای آزمایش کردند. بعد توقف درمان زخم­های بستر دوباره ظاهر شدند.
در سال ۱۹۹۰ استوجکو در دانشگاه سیلاسیا ۹۶ مورد از زخم­های بستر را با بره­موم درمان کرد. بیماران روزی  دو بار با بره­موم ۳۰درصد همراه با موم تحت درمان قرار می­گرفتند. درمان مذکور در تسریع گرانولاسیون بافتی و بهبود بافت زخم شده نسبت به درمان­های معمولی و رایج بسیار موثر شناخته شد.
استخوان­سازی با بره­موم
پوکی استخوان بیماری است که در ان چگالی استخوان کم شده و به ساختار میکروسکوپی خلل وارد شود، در نتیجه استخوان شکننده­تر شده و خطر شکسته شدن استخوان­ها به خصوص سر استخوان ران که در حفره­ی استخوان لگن قرار دارد و نیز استخوان­های مچ دست و مهره­های پشت افزایش می­یابد.
  • استخوان عمدتاً از پروتئین­ها و کانی­های کلسیم ساخته شده است.
  • در کودکی و بلوغ مقدار استخوان افزایش می­یابد و در دهه ۲۰ عمر به خداکثر می­رسد.
  • از حدود ۴۰ سالگی کاهش مقدار استخوان­ زنان و مردان آغاز می­شود و تا پایان عمر ادامه می­یابد.
  • خطر پوکی استخوان به دو چیز وابسته است: ۱- مقدار استخوانی که شخص دردهه ۲۰ عمر دارد. ۲- مقداری که به تدریج از دست می­دهد.
بیماران مبتلا به پوکی استخوان بیشتر به خاطر شکستگی­ها به درمانگاه مراجعه می­کنند. از نظر بافت­شناسی، پوششی خارجی استخوان(ضریع)، تعداد و اندازه­ی تیغه­های استخوانی بافت اسفنجی کاهش می­یابد. بافت استخوان اسفنجی، قسمت عمده­ی مهره­های پشت و دنده­ها و دو سر استخوان­های دراز را تشکیل می­دهد و بافت استخوانی متراکم، تنه­ی استخوان­های دراز را تشکیل می­دهد. بین دو سر استخوان­های دراز و تنه آنها یک ناحیه رشد طولی استخوان­های وجود  دارد که به عنوان مثال این ناحیه در گوسفند جوان نرم است و در کوسفند پیراستخوانی می­شود و رشد طولی استخوان متوقف می­گردد.
  • پوکی استخوان نتیجه­ی نازک شدن آن است که شکننده­اش می­سازد.
  • اگرچه پوکی استخوان درزنان سالخورده شایع­تر است ولی در هر سنی رخ می­دهد.
  • یکی از ۳۰ زن و یکی از ۵ مرد (هشتاد ساله) در نتیجه­ی پوکی استخوان دچار شکستگی میشوند. پوکی استخوان بیشتر به بافت اسفنجی آسیب می­رساند و آن را ترد و شکننده می­سازد . پوکی استخوان دو نوع است: اولیه وثانویه.
پوکی اولیه عمدتاً ناشی از کمبود هورمون استروژن است. پوکی ثانویه از مصرف داروهایی مثل هورمون­های کورتیکواسترویید یا بیماری­ای مثل پرکاری تیرویید می­باشد.
  • علامات مرض پوکی استخوان پیشامد شکسته شدن آن است.
  • شکستگی­ها معمولاً در بیمارستان­ها درمان می­شوند ولی شکستگی سراستخوان ران به عمل جراحی نیاز دارد.
  • شکستگی مهره­ی پشت زمانی رخ می­دهد که مهره فشرده می­شود.
  • شکستی مهره بسیار دردناک است، قد را کوتاه می­کند و ستون مهره­ها خم می­شوند(قوزی شدن).
عوامل خطر پوکی استخوان
این عوامل بر سه دسته­اند:
الف-عوامل ثابت که عبارتند از : ۱-مصرف نکردن هورمون جانشین به وسیله­ی زنان یائسته ۲-سابقه­ی فردی شکستگی استخوان ۳- نژاد سفید ۴-سالخوردگی ۵- لاغری ۶- کمبود استروژن ناشی از زود یائسته شدن یا برداشتن تخمدان­ها  ۷- پرکاری غه­ی تیروئید  ۸- کم­کاری غده­های تناسلی.
ب- عوامل خطر متغیر که عبارتند از: ۱- زیاده­روی در مصرف الکل و کافئین   ۲- مصرف دراز مدت هورمون کورتیکواسترویید ۲- مصرف دراز مدت فنی توئین.
در بیماری پوکی استخوان ضایعات و اتلاف املاح کلسیم و فسفر باعث می­شود که استخوان­ها سوراخ سوراخ (شبیه نان سوخاری) ترد و شکننده گردند. مهره­های استخوانی در ستون فقرات ممکن است به هم فشرده و باعث خمیدگی پشت یا گوژپشتی یا گردی پشت گردد و یا اینکه بتعث انحراف جانبی ستون مهره­ها شود. معمولاً این نوع تغییر یا بدشکل شدن ستون فقرات باعث می­شود که سایر قسمت­های بدن به خصوص اعضای مجاور نیز دچار اختلال و ناراحتی شوند.
تغذیه با رژیم­هایی که کلسیم کافی ندارند، تغییرات هورمونی در زنان، بالا بودن سن و زندگی با روش غیرفعال یا کم تحرکی، در تولید بیماری پوکی استخوان دخالت دارند. همچنین مصرف مواد مخدر یا داروها، اعتیاد به الکل، عدم تحمل لاکتوز یا قند شیر و جذب ناقص کلسیم می­توانند خطر ابتلا به بیماری پوکی استخوان را افزایش دهند. سایر عوامل خطر برای تولید این بیماری عبارتند از : غیر طبیعی بودن یا عدم توقف قاعدگی در خانم­ها، ظریف یا کوچک اندام بودن خانم­ها  و استعمال دخانیت.
یائستگی که همراه با کاهش سریع و ناگهانی مواد معدنی استخوان­ها است ؛ نقطه­ای بحرانی و خطرناکی در تولید بیماری پوکی استخوان می­باشد.
متاسفانه بیشتر مردم فقط بعد از اینکه بیماری پوکی استخوان پیشرفت کرده است از ان آگاهی پیدا می­کنند. در حالی که اقدام صحیح این است که در این دوره­ی بحرانی برای راهنمایی با یک پزشک مشورت کنید. در حقیقت غالباً اولین علامت و اخطار، یک کمردرد شدید در موقع بلند کردن یا خم شدن است که معمولاً نشان دهنده­ی خرابی و اضمحلال یک مهره استخوانی است. در بعضی افراد ممکن است نشانی­های از دست رفتن فرم  طبیعی ستون فقرات افزای یابد، از جمله این نشانی­ها، به وجود آمدن قوز پشت و کوتاه شدن قد است.
پوکی و تهی شدن استخوان­ها، بیماری است که نیمی از زنان بالای ۴۰ سال به آن مبتلا می­شوند که این بیماری به مرور زمان باعث شکنندگی استخوان­های انها می­شود. زنان تقریباً دو برابر مردان در مخاطره­ی شکستگی لگن قرار دارند.
به طور سنتی بره­موم برای رفع پوکی و کمک به جوش خوردن استخوان­ها به یکدیگر استفاده می­شد. در سال ۱۹۷۸ پزشکان لهستانی این فرضیه را بر روی حیوانات آزمایش کردند. آنها عصاره­ی اتانولیک بره­موم  را به داخل استخوان رادیال چند سگ تزریق کردند. آن پزشکان مدعی شدند که ترمیم بافت استخوانی دو برابر سریع­تر از موارد درمان نشده با بره­موم بوده است.
در سال ۱۹۸۵ دوباره در لهستان تحقیق مشابهی انجام شد. اما این بار با موارد انسانی ۲۲ بیمار با بیماری Legg-Calve-Parthes( در مفصل لگن) تحت تزریق با مایع بره­موم قرار گرفتند و ۳۲ بیمار دیگر نیز درمان­های متداول را دریافت کردند.
بیمارانی که با بره­موم درمان شدند بهبود بیشتری را نسبت به گروه شاهد نشان دادند. اگرچه در حال حاضر تحقیقی در دست نیست اما توجه به نقش بره­موم در درمان پوکی استخوان، جالب توجه خواهد بود.
خوددرمانی:
مصرف بره­موم حداکثر ۳ گرم در طی روز و به مدت ۲ تا ۳ هفته در طی دوره­ی شکستگی استخوان توصیه می­شود.
درمان برونشیت با بره­موم
میدانیم که به طور سنتی از شان­های عسل که حاوی مقادیری بره­موم می­باشند برای درمان التهاب ریه­ها استفاده می­شده است.
در سال ۱۹۷۵ پزشکان روسی درمان ۷۶ کودک با التهاب غیراختصاصی ریه را در طی سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۶گزارش کردند. این تحقیق بسیار جذاب می­باشد زیرا تاثیر آنتی­بیوتیک به تنهایی و آنتی­بیوتیک به همراه بره­موم مقایسه شده است.
بهترین نتیجه در گروهی مشاهده شد که از ترکیب آنتی­بیوتیک­ها و محلول آبی بره­موم ۱۰۰% استفاده کردند.
در سال ۱۹۸۹ دکترشلر در مرکز پزشکی سیلاسیان ۲۶۰کارگر فلزکار مبتلا به التهاب ریه را درمان کرد. بیماران به مدت ۲۴ روز تحت درمان قرار گرفتند. برخی با روش­های معمول و سایرین با عصاره­ی اتانولی بره­موم (EEP) در محلول نمکی فیزیولوژیکی. بهترین نتایج در بیماران تحت درمان با مایع بره­موم به همراه قرص­های بره­موم مشاهده شد.
در سال ۱۹۸۹ محققان روسی ۱۰۴ بیمار با التهاب مزمن ریه را درمان کردند. درمان­های معمول و رایج برای ۵۶ بیمار در نظر گرفته شد و ۴۸ بیمار درمان­های استنشاقی عسل وبره­موم را علاوه بر درمان­های رایج دریافت کردند. بیمارانی که درمان با عسل و بره­موم را دریافت کردندسه تا چهار روز زودتر از افرادی که درمان­های رایج را دریافت کرده بودند مرخص شدند سرعت بازگشت بیماری در بیماران تحت بدرمان با روش­های رایج دو برابر درمان شدگان با بره­موم بود .
خوددرمانی:
عسل نیز داری فواید ضدباکتریایی می­باشد. ترکیب این دو ماده (عسل و بره­موم) همان گونه که اشاره شد می­تواند موثر باشد و همچنین بره­موم را خوشمزه­تر و مطبوع­تر می­کند( برای استفاده قسمت آسم را مطالعه کنید.)
درمان سوختگی­ها با بره­موم
قرن­ها ات که در بین پزشکان استفاده از عسل برای درمان سوختگی­ها معمول ورایج است.
قدرت درمانی آن احتمالاً مربوط به وجود بره­موم می­باشد به خصوص هنگامی که عسل خام و فرآیند نشده استفاده می­شود.
اولین درمان ثبت شده با بره­موم در مورد سوختگی­ها در سال ۱۹۶۲ در بیمارستان اطفاب راچفوس لنینگراد شوروی (سابق) می­باشد. دکتر زابه­کلینا س=استفاده از آن را برای درمان زخم­های عفونی در کودکان پیشنهاد داد.
پزشکان در سال ۱۹۷۵ در بیمارستان مرکزی روسیه برای درمان سوختگی­ها و تاول­ها در یک دروه ی ساله از بره­موم استفاده کردند. در تهیه پماد آن از ۱۵درصد بره­موم به همراه چربی یا روغن (حیوانی یا گیاهی) اما بیشتر از ترکیب روغن­های هسته هلو، هسته زردآلو و تخم آفتابگردان استفاده می­شد. بیمارستان ۸۳۰ بیمار را بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۰ درمان کرد.
آنها یافتند که پماد اثرات بی­حس کننده، باکتری کش و ترمیمی بر روی زخم­ها دارد و سطح اثر زخم را نیز محدود می­کند. همچنین گردش خون و گردش لنف را نیز بهبود می­بخشد. آنها همچنین پی بردند که پوشش بره­موم به زخم نمی­چسبد و محل زخم را نیز تحریک نمی­کند. کمبود گوشت در زخم­های تازه را ترمیم می­کند.
در سال ۱۹۸۰ گروچویسکی پزشک لهستانی پماد ۳% بره­موم شامل روغن سویا، کره آبگیری شده و موم زنبور عسل را بر روی موش­های مبتلا به سوختگی­های پوستی استفاده کرد.
او دریافت که سوختگی­های درمان شده با بره­موم سریع­تر از درمان آنها با شیوه­های متداول التیام می­یافت.
در سال ۱۹۹۳ به علت کمبود شدید داروهای سوختگی در کوبا، شبکه­ی بهداشت این کشور موسسه­ای تحقیقاتی را برای کمک به توسعه­ی فرآورده­های زنبور عسل ایجاد کرد. و در سال ۱۹۹۷ محققان کوبائی در سی و پنجمین کنگره بین المللی زنبور عسل در آنتروپ تحقیقات خود را با ارائه دادند. درمان سوختگی با عصاره­ی الکلی بره­موم به علت ایجاد سوختگی­های ثانویه با الکل توصیه نمی­گردد، بنابراین محققان به سایر راه حل­ها روی آوردند. این موسسه مخلوط عسل و بره­موم که اثرات بهبودی بیشتری نسبت به استفاده از بره­موم به تنهایی دارد را پیشنهاد داد.
خوددرمانی:
سوختگی­های کوچک می­توانند با انواع مختلفی از کرمها، پمادها و عصاره­ها و یا اسپری­های بره­موم درمان شوند. اگر عصاره استفاده می­شود بهتر است که نوع بر پایه پروپیلن گلیکول باشد.
درمان التهاب کولون با بره­موم
در سال ۱۹۷۵ کحققان بلغارستانی از عصاره اتانولی بره­موم برای درمان ۴۵ بیمار با التهاب حادو مزمن کولون استفاده کردند. نتیج برای ۲۶ بیمار بسیار خوب، برای ۱۲ بیمار خوب و برای ۵ مورد رضایت بخش بود. فقط برای دو بیمار سودمند نبود. در بیشتر موارد پس از ۷ روز از درمان درد کاهش می­یافت. بعد از ۱۹ تا ۲۰ روز درد کاملاً برطرف می­شد. در تمامی موارد احساس فشار درد محوطه­ی شکمی بعد از پنج روز از درمان برطرف می­شد.
خوددرمانی:
این که عصاره اتانولی بره­موم چگونه به بدن منتقل می­شود و اثر می­گذارد مشخص نیست ولی به نظر می­رسد که بهترین شیوه راه خوراکی باشد. عصاره را در مایع گرم و با معده خالی مصرف کنید.
درمان سرفه و سرماخوردگی با بره­موم
در تحقیقاتی که از مصرف­کنندگان به عمل آمد، نشان داد که تعداد زیادی از مصرف­کننده­ها بره­موم را به صورت مرتب برای اینکه سالم بمانند و سیستم ایمنی قوی داشته و در مقابل سرفه،سرماخوردگی و آنفولانزا ایمن باشند، استفاده می­کنند. به طور قطع تحقیقات کلینیکی ناچیزی در این مورد صورت گرفته است. در سال ۱۹۸۹ پژوهشگران لهستانی ئر مورد تاثیر ناچیزی در سرماخوردگی یک بررسی ترتیب دادند. گروهی که با بره­موم درمان شدند، دوره عفوت آنها کوتاه­تر شد و در مدت ۳ روز بهبودی کامل یافتند. در صورتی که گروه درمان نشده بعد از ۵ روزبهبود پیدا کردند.
خوددرمانی:
بهترین نتایج با مصرف روزانه ۱ تا ۵/۱ گرم بره­موم حاصل می­شود. برخی صاحب­نظران معتقدند افرادی که از بره­موم به طور مستمر استفاده می­کنند باید هر ۳ تا ۴ ماه مصرف حدود یک هفته وقفه بیاندازند تا از حساسیت بدن­شان نسبت به بره­موم جلوگیری شود.
رفع مشکلات دندانی با بره­موم
بره­موم چند صد سال است که به عنوان درمان سنتی در مشکلات دندانی استفاده می­شود. استفاده از بره­موم به دلیل سهولت ارزیابی نتیجه­ی درمان، یکی از رشته­های شایع در تحقیقاتی کلینیکی در غرب و شرق محسوب می­شود.
در سال ۱۹۸۰ دکتر اشمیت محقق آلمانی یک تحقیق بالینی دو سویه کور، روی دهان­شویه­های بره­موم انجام داد. این مطالعه نشان داد که بیمارانی که مبتلا به التهاب لثه و بیماری­های لثه­ای بودند، بعد از ۴ هفته درمان، بهبودی قابل ملاحظه­ای پیدا کردند. این بهبودی با تعیین میزان تشکیل پلاک­های دندانی و التهاب لثه ارزیابی شد. این دهان­شویه از یک حجم محلول مایع بره­موم در ۵ حجم آب ساخته شده بود. استفاده از آن، یک بار صبح و یک بار شب صورت می­گرفت.
محققین رومانیایی در سال ۱۹۸۳ از ترکیب بره­موم و ژله­ی رویال در درمان عفونت­های لثه­ای استفاده کردند. درسال ۱۹۸۶ توسط محققین کوبایی محصولی مشابه بر پایه بره­موم ساخته شد که در درمان عفونت­های لثه­ای موثر بود. محققین آلمانی در همان سال، در تحقیقی که روی رشد جرم دندان و عفونت لثه انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بره­موم وسیله­ی خوبی برای حفظ سلامت دهان محسوب می­شود.
در مطالعه­ای که روی سگ­ها در سال ۱۹۸۷ در یوگسلاوی انجام گردید معلوم شد که بره­موم، جریان خون به ریشه­ی دندان را افزایش می­دهد، به علاوه تحقیقات بعدی روی دندان­ گاوها در سال ۱۹۸۸ در جمهوری چک نشان داد که بره­موم باعث کاهش التهاب می­شود و فرآیند ترمیم را تحریک می­کند.
درسال ۱۹۸۹ دکتر گافار از رومانی از بره­موم برای درمان مشکلات مزمن دهانی استفاده می­کرد و آن را با سایر محصولات طبیعی که در بهداشت دهان به کار می­رفتند مقایسه کرد. وی به این نتیجه رسید که بره­موم در درمان التهاب لثه و مخاط دهان موثر است و عمل ترمیم ضایعات را سرعت می­بخشد.
در سال ۱۹۹۰ مطالعه دانشمند روسی نشان داد که استفاده از بره­موم با توجه به خاصیت بی­حس کنندگی و ترمیم استخوانی در پر کردن حفره­ی عصب­کشی شده موثر است. در همان سال در مطالعه­ی یک دانشمند رومانیایی مشخص شد که استفاده از بره­موم و اکسید روی درترکیب خمیری که برای پوشاندن ریشه­ی دندان به کار می­رود باعث افزایش تولید دنتین می­شود و بازسازی استخوان را سرعت می­بخشد.
در سال ۱۹۹۱ در مطالعه­ای دیگر که در دانشگاه ژاپن و با استفاده از حیوانات صورت گرفت مشخص شد که بره­موم بر پایه آبی در موش­ها باعث کاهش قابل ملاحظه­ای در پوسیدگی دندان نسبت به گروهی که آن را دریافت نکرده بودند شد.
استفاده از بره­موم در مراکز دندان پزشکی انگلستان در سال­های اخیر به طور قابل ملاحظه­ای افزایش یافته و این بیشتر به دلیل کار تحقیقاتی آقای قیلیپ واندر می­باشد که مطالعات متعددی را در منچستر ترتیب داد. او یک قهرمان همیشگی در استفاده از بره­موم در مشکلات متعدد دهانی می­باشد. در مطالعه­ای که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد وی از تجربیات همکارانش در انگلستان که از بره­موم در درمان زخم­های دهانی، آسیب­های دندانی، ضایعات التهابی وزخم­های دردناک غیراختصاصی استفاده کردند، گزارش داده است. این درمان شامل مالیدن عصاره­ی بره­موم ۵۰% به صورت مستقیم در نواحی عفونی می­باشد. این درمان را بیمار می­تواند چند بار تکرار کند. او دریافت که این زخم­ها در عرض دو روز بهبود یافتند. التهاب لثه­ای که با رشد دندان عقل ایجاد می­شد نیز با این روش بهبود می­یافت. بره­موم به صورت دهان­شویه و خشبو کننده­ی دهانی نیز پیشنهاد می­شد او توصیه کرد که از بره­موم جهت ضدعفونی دست­ها  قبل از جراحی­های دندانی ستفاده شود.
مشابه به این نتایج در سال ۱۹۹۶ توسط دندان پزشکی به نام پیتروارلی در یک مقاله تحقیقی ارائه شد.
خوددرمانی:
عصاره­ی بره­موم به صورت دهان­شویه، غرغره یا مصرف مستقیم روی نواحی زخمی توصیه می­شود. بره­موم خام در صورت تمیز بودن و کیفیت مناسب داشتن می­تواند جویده و وقتی حالت آدامسی مانند به خود گرفت دور دندان دردناک قرار داده شود.
بهبود دیابت با بره­موم
در سال ۱۹۹۷ یک گروه از پژوهشگران چینی به سرپرستی فوهای لیو مقاله­ای را که مصرف ترکیبی از محصولات زنبور عسل را درمان دیابت بررسی کرده بودند، منتشر کردند . آنها مدعی شدند که محصول جدیدشان به نام فنگ­زن که از ترکیب گرده گل و بره­موم زنبورعسل تشکیل شده باشد می­تواند باعث کنترل قند و چربی خون شود. آنها همچنین مدعی شدند که فنگ­زن می­تواند باعث نرم شدن عروق، بهبود وضعیت گردش خون و همچنین باعث جلوگیری از عوارض مرض قند و حتی بهبودی این عوارض می­شود.
همین گروه پژوهشگر ۵۷ بیمار مبتلا به مرض قند را با بره­موم درمان کردند. بیماران شامل ۵۰ بیمار مبتلا به دیابت از نوع غیر وابسته به انسولین و هفت بیمار مبتلا بهدیابت از نوع وابسته به انسولین بودند. بیماران به طور اتفاقی به سه دسته تقسیم شدند. یک گروه درمان رایج دارویی بیماری دیابت را دریافت کرده و دو گروه دیگر را بره­موم درمان شدند. بعد ازسه ماه، مشاهدات محققین نشان داد که کاهش سطح قندخون در بیمارانی که بره­موم دریافت کرده بودند. از بیمارانی که با درمان رایج مورد مداوا قرار گرفته بودند بدتر نبوده است ولی در گروهی که با بره­موم درمان شده بودند اثرات درمانی سریع­تر بود. همچنین آنان مشاهده کردند که بره­موم اثرات مفیدی در درمان بیماران دیابتی مبتلا به تورم لثه و عفونت قارچی حفره دهان دارد.
رفع مشکل چشم­ها با بره­موم
در سال ۱۹۷۸ محققین رومانیایی تحقیقی را ارائه دادند که در آن محلول چشمی بره­موم(۲ تا ۵%) و یک پماد (۵تا ۱۰%) بره­موم در درمان انواع مختلف بیماری­های چشمی استفاده شده بود. آنها ادعا کردند که آن محصولات در درمان سوختگی و صدمات وارد شده به چشم، در صورت استفاده در بافت اطراف، نتایج عالی داشته است. این دو محصول بر علیه عفونت­های التهابی، ویروسی یا میکروبی چشم موثر بوده­اند. این محققین به جای آب مقطر، از محلول ۱۰% ماکرودکس استفاده کردند ومعتقد بودند که این محلول کمتر باعث تحریک چشم می­شود.
در سال ۱۹۹۷ آقای پاپسکیو رومانیایی، نتایج ۲۱ سال درمان بیماری­های چشم روی صد هزار بیماری که در بخش زنبوردرمانی چشم وابسته به انستیتوی تحقیقات زنبورسل در بخارست درمان شدند را گزارش کرد. طی این مدت پاپسکیو انواع شستشودهنده­های چشمی که بر پایه­ی محصولات زنبورعسل (عسل، ژله رویال و بره­موم) ساخته بود توسعه داد. شستشودهنده­های چشمی قبل از استفاده در درمانگاه روی حیوانات آزمایش می­شدند. بیماری­هایی که بهترین پاسخ بهدرمان را داشتند شامل بیماری­های غیرالتهابی قرینه، التهاب پلک­ها، زخم­های قرینه به منشاء ویروسی، التهاب عنبیه و آب مروارید بودند. نویسندگان ادعا کردند که در ۸۵ % موارد، استفاده از محصولات زنبورعسل موثر بوده است.
درمان آنفولانزا با بره­موم
آنفولانزا یک عفونت ویروسی می­باشد که چس از ابتلا به سختی قابل درمان است. مصرف کنندگان معتقدد که با مصرف بره­موم احتمال ابتلا به آفولانزا کمتر می­شود و در صورت ابتلا به شدت ان کاهش می­یابد.
در سال ۱۹۵۴ دکتر ایجریس نویسنده­ی کتاب «خواص درمانی عسل و گرده­ی گل» می­گوید این عفونت ویروسی تنفسی ممکن است باعث تب، سردرد و ضعف شود و در صورتی که با عفونت باکتریایی ریه هوراه شود می­تواند خطرناک باشد. او ادعا کرد که مصرف عصاره­ بره­موم عامل پیشگیری کننده خوبی بر علیه این ویروس می­باشد.
اثر پیشگیری کنندگی بره­موم ر سال ۱۹۷۲ در تحقیق شوچنکو روسی به اثبات رسید، در این تحقیق مشحص شد که تغذیه­ی موش با بره­موم قبل از تماس با آنفولانزا، وی را در مقابل آن ایمن می­ساخت، ولی اگر مبتلا می­شدند، تاثیری نداشت. مشابه این تحقیق در رومانی و بلغارستان، اثر پیشگیری کنندگی بره­موم در جلوگیری از ابتلا موش­ها به ویروس آنفولانزا را اثبات کرد.
شاید بتوان گفت که مهم­ترین آزمایش در مورد تاثیر بره­موم بر علیه آنفولانزا، در سال ۱۹۷۸در اپیدمی این بیماری، در شهر سارایو و یوگسلاوی صورت گرفته است. در طی این اپیدمی پروفسور اسماناژیک تحقیقی روی ۲۶۲ نفر دانشجویان یک دانشکده پرستاری که در معرض بیماری آنفولانزا بودند انجام داد. ۸۰ دانشجو بره­موم را دریافت کردد و ۱۸۲ نفر آن را مصرف نکردندد. از آنهایی که بره­موم دریافت کردند فقط ۷ % بیمار شدند درحالی که ۶۳% از آنهایی که مصرف نکرده بودند بیمار شدند. در تحقیق دیگری در سال ۱۹۷۸ در یوگسلاوی نتایج مشابهی گزارش شد.
خوددرمانی:
روزانه ۵/۱ گرم بره­موم را به صورت قرص یا کپسول مصرف کنید تا سالم بمانید . در صورت بیماری این مقدار را افزایش دهید. پانزده قطره عصاره سه بار در روز با آب گرم یا آب میوه هم موثر است.
رفع عفونت­های قارچی با بره­موم
محققین چینی در سال ۱۹۷۸ در بیمارستان کارگران کانگ سو آزمایشی با عصاره ۱ تا ۱۰ درصدی الکلی بره­موم در مقابله با ۲۰ نوع عفونت­های قارچی انجام دادند. درمان با بره­موم بر روی ۱۰ قارچ بسیار موثر بود ولی بر روی قارچ تریکوفیتون و ۹ تا از قارچ­های دیگر تاثیری نداشت. محققین روسی ر سال ۱۹۷۹ بر روی ۱۲ بیمار مبتلا به سینوزیت­های قارچی مزمن که در اثر آلودگی قارچی کاندیدا آلبیکنس ایجاد شده بود امولسیون روغن- الکل بره­موم را آزمایش شد. بهبود کامل پس از ۱۰ الی ۱۷ روز نمایان شده بود.
خوددرمانی:
اگر تصور می­کنید که پوست­تان لکه نمی­گیرد و می­توانید از کرم یا عصاره بره­موم استفاده کنید فراورده را به آرامی روی سطح آسیب دیده بمالید.(ابتدا باید نسبت به حساسیت خود به فرآورده اطمینان حاصل کنید.)
اختلالات معده و روده با بره­موم
دکتر ماکاروف نویسنده روسی کتاب «درمان با بره­موم» این ماده را برای درمان تهوع ؛ ترش کردن(سوزش سردل)،کاهش اشتها؛ افزیش اسیدیته(اسیدزیاد) و کاهش اسیدیته (اسیدکم) استفاده می­کرد. او برای بیماران ۲۰ قطره عصاره بره­موم، ۳ باردر روز را تجویز کرد. پس از ۵ روز تمامی بیماران دردشان برطرف می­شد و اسیدیته به حد طبیعی می­رسید. دکتر ماکاروف بره­موم را برای درمان زخم و ورم معده یا اثنی­عشر پیشنهاد کرد. او اضهار داشت که بهبودی یا درمان با بره­موم خیلی سریع­تر از داروهای رایج صورت می­گیرد.
در سال ۱۹۹۷ محققین روسی، با بره­موم ۴۸ کودک بین سنین ۲/۵ ماهه تا ۳ ساله با عفونت طولانی مدت روده­ای را درمان کردند. نتایج نشان داد که عفونت­های روده­ و کندی حرکات روده برطرف شده است. اصولاً این گونه بیماری­های التهابی باعث تخریب آنتروسیت­ها می­شوند، چیزی که مشخصه­ی طبیعی بودن قلور میکروبی در روده­ی بزرگ است و به دنبال آن تضعیف شدن ایمنی عمومی می­باشد. ۱۰% محلول بره­موم را برای درمان کودکان استفاده کردند. ۳۵ کودک(۷۵%) در این آزمایش بهبود قابل ملاحظه­ یافتند. علائم مسمویت ناپدید شدند، تعدا دفعات مدفوع کاهش یافت و کودکان اضفه وزن پیدا کردند. از گروهی که بدون بره­موم درمان شده بودند تنها ۴۰% پاسخ به بهبودی دادند.
خوددرمانی:
عصاره­ی ضعیف بره­موم را با مقدار کمی آب گرم مخلوط کنید و در تمام طول روز به طور متناوب استفاده کنید.
درمان تب یونجه با بره­موم
بررسی مصرف­کنندگان نشان می­دهد که تعدادی از بیماران پس از کاربرد بره­موم از این بیماری رهایی یافتند. در سال ۱۹۸۰، دکتر رمی­چووین پزشک فرانسوی در دفاعیاتش از بره­موم، نام می­برد که تعدادیاز بیماران مبتلا به تب یونجه را با بره­موم درمان کرده است. بیماران عصاره الکلی بره­موم حل شده در نشاسته را مصرف می­کردند. هر بیمار ۷ تا ۸ دوز روزانه برای ۸ روز دریافت می­کرد که هر روز ۲۵۰ میلی­گرم از عصاره­ی خشک بره­موم بود. علائم بیماران کاملاً برطرف شده. دوزهای کمتر به مدت دو سال و به دنبال آن برای گرفتن نتایج بهتر داده شد.
خوددرمانی:
همانگونه که در بالا گفته شد مقداری از آن را به صورت کپسول، قرص یا عصاره  استفاده کنید. اگر علائم ناخوشایندی همچون واکنش­های آلرژی­زا مشاهده کردید، مصرف دارو را قطع کنید.
رفع مشکلات شنیداری با بره­موم
بره­موم را برای درمان مشکلات یا عارضه­های شنوایی به کار می­برند که یکی از کاربردهای غیرمتداول این دارو نیز محسوب می­شود. پزشکان روسی در سال ۱۹۷۳، ۳۸۲ بیمار مبتلا به امراض  مختلف گوش و نقص­های شنوایی را با بره­موم درمان کردند. آنها ۳۰ تا ۴۰% عصاره­ی بره­موم را با روغن­ زیتون یا روغن ذرت به نسبت ۱ به ۴ مخلوط کردند و گاز استریل آغشته به این داروی کرم شکل را به مدت ۳ روز روی گوش بیمار قرار دادند. درمان ۱۰ الی ۱۲روز تکرار شد. ۳۱۴ بیمار، بهبود شنوایی داشتند و تعداد کمی  از بیماران، سرو صدای در سر بعد از درمان داشتند.
درسال ۱۹۷۵، پاپ نیکولوف در بلغارستان گزارش داد که توانسته است با بره­موم، تورم چرکی گوش داخلی در ۴۰ بیمار رادرمان کند. شنوایی در اکثر بیماران بهبود یافته بود. او از عصاره­ی حاصل از ۳۰ گرم بره­موم محلول در ۱۰۰ گرم الکل در نواحی عفونی استفاده کرد. در % ۸۰ بیماران ترشح چرک متوقف شد و بوی بد آنها کاهش یافت و در مجموع شنوایی­شان بهتر شده بود.
بین سال­های ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۳ پزشکان روسی گزارش دادند که موفق شده­اند، ۶۸ بیمار مبتلا به التهاب گوش درونی را با عصاره الکلی بره­موم درمان کنند. در ۹۴درصد درمان موفقیت آمیز بوده است.
خوددرمانی:
کاملاً واضح است کهبرای قراردادن هر چیزدر گوش باید بسیار احتیاط کرد. یک پارچه­ی نخی تمیز یا تنظیف را می­توانید به جای گاز استریل استفاده کنید.
درمان تبخال با بره­موم
تبخال بیماری ویروسی است که همیشه همراه با درد و تاول در مجرای تنفسی می­باشد. دکتر فرانس فیکس، پزشک ایتالیایی با استفاده از محلول ۵ درصد بره­موم و با کمک یک برس و قراردادن محلول روی محل ۲۱ مورد را درمان کرد. درهر ۲۱ مورد پس از ۴۸ ساعت درد برطرف شد و خارش آن فقط برای ۳ روز پس از درمن باقی ماند. کاربرد اسپری بره­موم در این مورد چندان کارساز نبوده است.
در سال ۱۹۹۸ دکتر گیورکانئونیو که در مرکز خدمات پزشکی پوست بخارست رومانی فعالیت داشت، دریافت که استعمال محصولات بره­موم تاثیر قابل توجهی بر دوره بازگشت بیماری تبخال می­گذارد. او خاطر نشان کرد که طول دوره­ی درمان به بره­موم کوتاه است و درد را کاهش می­دهد ولی فاصله­ی برگشت بیماری افزایش می­یابد.
در سال ۱۹۵۵ در بیمارستان عمومی وینیپگ کانادا و در یک تحقیق، نیمی از ۵۰ بیمار مبتلا به تبخال ناحیه دهان و لب، با محصولی از کرم بره­موم ACF که در لهستان ساخته شده بود و نیمی دیگر با داروی کاذب «پلاسبو» درمان شدند. متوسط دوره نقاهت در کروه درمان شده با بره­موم ۳ روز، در صورتی که گروه شاهد ۸ روز بود.
خوددرمانی:
عصاره­بره­موم یا کرم آن را می­توان پس از آزمایش حساسیت استفاده کرد. به خاطر داشته باشیدکه عصاره­ی بره­موم ممکن است لکه رنگی بر روی پوست به وجود آورد. هم­زمان می­توانید بره­موم را به شکل خوراکی نیز استفاده کنید.
درمان مشکلات قلبو فشار خون با بره­موم
در سال ۱۹۷۸ ،۴۵ بیمار کارگر استان کیانگ سوچین، با بره­موم درمان شدند. بیماری­های درمان شده شامل فشار خون بالا، تصلب شرائین و بیماری­های عروق کونر قلب بودند.نتایج امیدوار کننده بود اما در چند مورد عوارض جانبی، قابل توجه بود.
در آزمایش­هایی کهر سال ۱۹۹۹ در دانشکده پزشکی کشور لهستان بر روی خرگوش­ها انجام شد، با تغذیه آنها توسط بره­موم، گرده­ی گل و عسل دریافتند این مواد سطح چوبی را کاهش می­دهند . در نتیجه درمان،به طور آماری در کاهش سطح چربی در خرگوش­ها معنی دار بود.
تقویت ایمنیو سندرم ویروس خستگی با بره­موم
محققین آلمانی در سال ۱۹۸۸ مکانیزمی را شناسایی کردند که توسط آن بیوفلاونوئیدهای موجود در بره­موم تولید اینترفرون­ها را تحریک می­کنند، این عمل در قوی نگه داشتن سیستم ایمنی اهمیت دارد.
در سال ۱۹۹۶، دکتر مک­ایوان گزارش داد که با دوز بالای بره­موم ۲۷ بیمار مبتلا به سندرم ویروس خستگی(ME) را درمان کرده است. در ۴ ماه اول شروع درمان ۲۴ نفر ازبیماران بهبود یافتند ۱۴ بیمار قادر بودند که به کار، دانشگاه و مدرسه و غیره برگردند و توان فعالیت­های فیزیکی آنها که قبلاً کاهش یافته بود، مجدداً بازگشت پس از ۸ هفته درمان با بره­موم، بیماری ۶ نفر از این ۱۴ نفر، با کاهش مصرف ۵۰۰ میلی­گرم یا کمتر در یک روز، موجب بازگشت بیماری شد. مک­ایوان بر اهمیت ادامه­ی مصرف با دوز بالا و تداوم آن حداقل به مقدار ۵/۱ گرم در روز تاکید داشت. او توصیه کرد که اگر می­خواهید درمان موفقیت آمیز باید باید دوره درمان را حداقل یک سال ادامه دهید.
در سال ۱۹۹۷ موسسه ملیME (آنسفالو میلیت عضلانی) در انگلستان یک ارزیابی صورت گرفته توسط اعضا را به چاپ رساند. ۵۸ بیمار که مبتا به ME بودند و سنین بین ۲۶ و ۶۷ سال را تشکیل می­دادند در این بررسی شرکت داشتند. زمان ابتلا به بیماری ۱۱ ماه تا ۱۴ سال تشخیص داده شده بود. ۱۲ نفر از ۵۸ نفر بیماری را به شکل بسیار شدید داشتند (گهگاهی بستری در منزل یا بیمارستان) در حالی که ۲۰ نفر دیگر وضعیتی به مراتب بهتر ئاشتند از افراد باقی مانده ۴ نفر شکل خفیف بیماری را داشتند و ۶ نفر نیز روند رو به بهبودی را دنبال می­کردند. آنها کپسول­های ۱ تا ۱۲ گرمی، قرص­ها و عصاره­ها را به صورت روزانه مصرف می­کردند. ۵۳نفر گزارش دادند که بره­موم وضعیتی متفاوت در بیماری آنها به وجود آورده است، بهبودی معمولاً سریع (در دوهفته اول) بروز می­کرد. ۴ نفر دیگر گزارش دادند که هیچ تغییری حاصل نشده است و یک نفر حساسیت نشان داد.
از ۲۲ نفری که درمان با بره­موم را متوقف کرده بودند، ۱۸ نفر گزارش دادند که حال­شان بدتر شده و به دنبال آن بهبودی یکباره پس از مصرف جدید مشاهده شد.
آنها ۱۰۰ میلی­گرم یا کمتر را برای درمان کافی اعلام کردند. محققین گمان می­برند که موثرترین میزان در حدود ۳ گرم در روز می­باشد، اگرچه این میزان برای بیمارانی که وضعیت حاد دارند بین ۸ تا ۱۲ گرم در روز می­باشد. بیماران افزایش انرژی، تحرک بیشتر وکاهش عفونت گزارش داده­اند.
کنترل ایدز با بره­موم
بین سال­های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷، سازمان بهداشت در نایروبی(بخشی از طرح کنترل بین الملل ایدز) کپسول­های بره­موم را برای افرادی که مبتلا به ایدز یا ویروس HIV و عفونت کنترل AIDS بودند، فراهم کردند. در مقاله­ای کوتاه نویسنده، سلامت عمومی و افزایش اشتها میات آسیب­دیدگان که در بعضی از موارد منجر به از سرگیری زندگی طبیعی و بازگشت به کار شده بود گزارش کرد.
خوددرمانی:
مصرف روزانه حداقل ۳ گرم بره­موم با کیفیت مورد نیاز است، این مقدار می­تواندبه شکل قرص، کپسول یا عصاره مصرف شود.
درمان کمردرد با بره­موم
کمردرد یکی از متداول ترین دردهایی است که هنوز هم عده کثیری از مردم به دنبال راه حلی برای بهبودی آن هستند.
محققین بلغارستان در سال ۱۹۹۷ گزارش دادند که ۲۲ بیمار مبتلا به کمردرد را که سنین بین ۳۲ تا ۶۰ سال داشتند با ترکیب موم وبره­موم به نسبت ۱ به ۱۰ را درمان کردند. کمپرس گاز آغشته به مخلوط مذاب در حالتی که گرم بود روی محل آسیب­دیده قرار می­گرفت. این کمپرس باید به مدت ۲۵ الی ۳۰ دقیقه درمحل درد باقی می­ماند. این عمل ۲ تا ۱۵ بار تکرار می­شد.۸ بیمار بهبود قابل ملاحظه­ای یافتند و ۱۴ نفر دیگر طی تست­های مختلف بهبودی نشان داده­اند. تحقیق مشابهی نیز در سال ۱۹۹۱ در بلغارستان گزارش شد که نتایج آن مشابه این تحقیق مثبت بود.
رفع انگل­ها بره­موم
در سال ۱۹۹۸ محقین کوبایی با موفقیت ۱۳۸ بیمار مبتلا به ژیاردیاسیس(عفونت ناشی از یم پروتوزوآ) را با عصاره بره­موم درمان کردند و هیچ تاثیر سوئی مشاهده نگردید.
درمان گلودرد التهاب حلق و حنجره با بره­موم
در سال ۱۹۷۱، دانشمندان روسی از عصاره ۱۵% بره­موم برای درمان ۲۶۰ بیمار مبتلا به التهاب حلق استفاده کردند رد ۶۷% بهبودی کامل دیده شد و در ۲۸ % بهبود نسبی و تنها در ۴% بهبود مشاهده نشد.
در سال ۹۷۵ دورشنکو در بیمارستان شهر کیف(اتحاد جماهیر شوروی سابق) ۲۳۸ بیمار مبتلا به التهاب حلق را با مخلوط بره­موم درمان کرد. او یک سهم ازعصاره ۳۰% بره­موم را با گلیسیرین و روغن هلو مخلوط می­کرد و بر غشای مخاطی در ناحیه عفونی به مدت بیش از ۱۰ تا ۱۵ روز قرار می­داد. ۷۵% بیماران به طور کامل بهبود یافتند، در حالی که ۱۴% اثری ندیدند. محققین دریافتند که عصاره بره­موم اثر داروهای رایج در بازار برای درمان التهاب حلق راافزایش می­دهد.
محققین رومانیایی، همان سال بره­موم را برای بیش از ۲۰۰ بیمار مبتلا به التهاب حاد حلق، التهاب حاد حنجره و التهاب حاد لوزه مورد استفاده قرار دادند. در هر گروه درمانی ۱۰% از بیمران با روش رایج درمان شدند. بیماران درمان شه با بره­موم بسیار سیریع­تر از گروه کنترل بهبود یافتند.
مجدداً در رومانی در سال ۱۹۷۵ متل و همکارانش انواع التهاب­های غشای مخاطی شامل زخم و تبخال­های ماحیه لب و دهان را درمان کردند. ۳۴ بیمار که مایع بره­موم به شکل مایع و قرص دریافت کرده بودند درمان شدند. مشخص شد که مایع بره­موم به شکل مایع و باکتری، تاثیرات قارچی(میکوتیک) و اثر بی­حس کنندگی دارد.
خوددرمانی:
 اصولاً رمان زخم گلو حنجره به صورت سنتی با استفاده از بره­موم صورت می­گیرد. درمان را می­توان با شیوه­های مختلف انجام داد. غرغره با محلول عصاره بره­موم و آب گرم تاثیر مضاعفی بر تورم می­گذارد و باعث می­شود که پوششی بر روی حنجره یا گلو قرار گیرد. اَشکال تجاری بره­موم به صورت قرص­های مکیدنی در دسترس می­باشند. اما اغلب درصد کمی از بره­موم را دارند و بهترین راه درمان برای التهاب­های خفیف هستند.
رفع التهاب پروستات با بره­موم
در سال­های اخیر گرایش در به کارگیری محصولات زنبورعسل (بره­موم، گرده گلو ژله رویال ) برای درمان بیماری پروستات، افزایش چشم­گیری پیدا کرده است.
در سال ۱۹۹۷ کلادنوف و دانشجویانش در بلغارستان ۵۵ بیمار که بین ۵۵ تا ۹۵ سال داشتند و همگی مبتلا به هیپرتروفی پروستات بودند را درمان کردند به تمامی این بیماران جراحی به عنوان درمان رایج پیشنهاد شده بود. محققین برنامه­های درمانی که برای این بیماران طرح ریزی کردد ترکیبی از عسل، گرده گل، بره­موم و ژله سلطنتی بود. پس از یک ماه تا دو ماه ۹۵% بیماران شکایتی از درد و مشکلات پروستات نداشتند و اندازه پروستات آنها نیز به وضعیت اولیه برگشت. یک بیمار ۹۳ ساله از سوند استفاده می­کرد شرح داد که ۶ ماه پس از درمان با این مخلوط به طور کامل سوند را برداشته و بهبود یافته است.
سرانجام در سال ۱۹۹۹ یک محقق روسی به نام سارا گزارش داد که ۳۶ بیمار مبتلا به پروستات­های حاد و مزمن را درمان کرده است. مجدداٌ درمان ترکیبی از بره­موم، ژله سلطنتی، گرده گل و عسل از طریق شیاف به بیمارها داده شده. ۸۹% از افراد این گروه با کاهش رد وبهبود عملرکرد براساس تایید آزمایش خون و ادرای به میزان قابل ملاحظه­ای بهبود یافتند.
رفع ارضه تابش با بره­موم
پزشکان در موسسه رادیولوژی سارایوو سوگسلاوی، بره­موم را برای درمان بسیاری از ضایعات جدی کبدی که در اثر پرتودهی و سبب عوارض ناشی از استفاده از بیش از حد از اشعه ایکس(X) ایجاد شده بود، به کار بردند. آنها با آزمون کورسازی شده دریافتند که مشکلات و عوارض تابش بر بیمار کم یا کاملاً برطرف شده است.
درمان بیماری­های پوستی با بره­موم
درمان بیماری­های پوست (اگزما، جوش، پسوریازیس و غیره)
دو نفر از هر ۱۰ نفر مصرف­کنند، بره­موم را برای درمان مشکلات پوستی مختلف استفاده کرده بودند، که بسیار موفقیت آمیز بود. بدون شک بره­موم دارای ویژگی­های ضدالتهابی است.
در سال ۱۹۶۲، دکتر زابلینا متخصص بیماری گودکان در بیمارستان راچفوز لیننگراد (شوروی سابق) ، کودکانی را که زخم­های عفونی داشتند یا کودکانی که با اختلالات بافتی (نسوجی) متولد می­شدند را با مرهم بره­موم درمان می­کرد. دکتر زابلینا گزارش داد که این درمان قادر است التهاب را فرو نشاند و زخم را ضدعفونی کند به علاوه باعث تحریک رشد مجدد بافت شود.
دانیلوف پزشک روسی در سال ۱۹۷۵، گزارش داد، که با استفاده از بره­موم توانسته ۶۸۰ بیمار مبتلا به امراض پوستی را درمان کند. این بیماری­ها شالم اگزما، نورودرماتیت و زخم­ها بودند. در ۹۰% این بیماران با استفاده از پمادبره­موم بسیار بهبودی موفقیت آمیز بوده است. مجدداً در روسیه پزشکان وینوگرادو و زاجسوا پی­بردند که بره­موم برای درمان امراض سطحی و کوچک پوستی هم موثر است.
بره­موم تهیه شده توسط زنبورعسل برای بیمارانی که مبتلا به نورودرماتیت مزمن و با عود متناوب هستند به خوبی عمل می­کند.
ادیت لودا پزشک استرالیایی از عصاره بره­موم و پماد آن برای درمان جوش­ها و دیگر امراض پوستی استفاده می­کرد. خانمی که مبتلا به عارضه­ی بدخیم جوش در کل صورتش بود و قبلاً از شیمی درمانی پاسخ نگرفته بود، پس از دو هفته که تحت درمان با داروی بره­موم بود به طور کامل بهبود یافت. در سال ۱۹۹۶ دکتر مک­ایوان از یک محلول ضعیف بره­موم( در حدود ۲% بره­موم محلول) برای درمان جوش و عفونت­های پوستی با موفقیت استفاده کرد.
سرانجام محققین در سال ۱۹۹۹ در موسسه پوست نوگورد روسیه، گزارش دادند که امراض پوستی مختلف و مزمن شامل نرودرماتیت و اگزمای مزمن را با بره­موم و ژله سلطنتی درمان کردند. کرم دوبار در روز استفاده می­شد. در زمان استفاده، پوست تا حدی خشک می­شود و شروع به ترمیم می­کند و حالت پوسته پوسته شدن کاهش پیدا می­کند، پیشرفت بیماری متوقف شده، پس از ۵الی ۷ روز استفاده از دارو اریتروم و دیگر ویژگی­های تورم برطرف می­گردد. هیچگونه حساسیتینیز در استفاده از دارو مشاهده نخواهد شد.
خوددرمانی:
تعداد زیادی از محصولات بره­موم برای درمان انواع مختلف امراض پوستی همچون اگزما، پسوریازیس و غیره وجود دارند، کرم­های بره­موم را می­توان به صورت موضعی استفاده کرد )همیشه به خاطر داشته باشید قبل استفاده مقداری از آن را برای نداشتن حساسیت آزمایش کنید) شما می­توانید بره­موم را به صورت قرص یا کپسول خوراکی مصرف کنید تا به فرایند سلامت عمومی خودتان نیز کمک کنید.
درمان آبله با بره­موم
در سال ۱۹۷۵ کریوروچکو پزشک روسی دریافت که بره­موم در آزمایش­ها خارج از بدن (IN-VITRO) بر واکسن آبله بسیار موثر است. تاثیرات آن در انسان وقتی که بره­موم قبل از آلودگی مصرف شود محدود است.
کنترل بیماری سل با بره­موم
در سال ۱۹۷۵ پزشکان روسی گزارش دادند که ۱۴۷ یمار به سل نایژه­ای -ریوی شامل سل آدنوپاتی، برونشیت­های تایی،سل کلیوی و دیگر فرم­های سل پوستی را درمان کرده­اند. ۱۰۷ مورد به تنهایی با اشکال مختلف بره­موم درمان شدندو بره­موم یک ماده فوق­العاده موثر در درمان پیچیده سل شناخته شد.
در اواخر ۱۹۸۰، سرانجام توانستند سل را تحت کنترل دربیاورند. هرچند که در سال­های اخیر کشور انگلستان و دیگر کشورهای غربی همچون سایق با معضل سل موجه هستند و سعی دارند آن را با داروهای رایج درمان کنند. ممکن است خوردن بره­موم در کنار داروهای رایج به درمان کمک کند.
درمان زخم­های عمیق با بره­موم
برای درمان زخم­های معده که ممکن است عامل باکتریایی داشته باشند راه­حل­های درمانی مختلفی ارائه شده است. تحقیقی در نیوزلند نشان داده که عسل مانوکا بسیار موثر است. دکتر فرانس فیکس یکی از اولین کسانی بود که زخم­هی معده را با بره­موم درمان کرد. بیماران عصاره ۵% بره­موم را ۳ بار در روز استفاده می­کردند. گروهی که از بره­موم استفاده کرده بودند پس از ۳ روز دردهایشان کاهش یافت و پس از ۱۰ روز در ۶ نفر از ۱۰ بیمار هیچ گونه درد یا زخمی در ناحیه معده آنها مشاهد نشد.
در سال ۱۹۸۳، کورسون محقق روسی گزارش داد که تعداد ۴۷ بیمار را که بین ۲۳ تا ۹۸ سال سن داشته و مبتلا به زخم­های پوستی درشت بودند را درمان کرده است. درمان با مخلوطی از عصاره بره­موم و عصاره کالاندولا به طور مساوی و مخلوط شده یا وازلین انجام شد. پمادرا هر روز بر محل زخم می­مالیدند. اندام­های پیرامونی زخم نیز با پمادهای آنتی­بیوتکی بهبود می­یافت. طول درمان ۱۲ هفته به درازا کشید. درپایان دوره درمان، ۱۹ نفر از این بیماران به طور کامل درمان شدند و ۱۹ نفردیگر بهبودی نشان دادند و در ۹ نفر دیگر هیچ­گونه تغییری یا واخامتی مبنی بر بدتر شدن زخم مشاهده نشد.
درمان زخم معده با بره­موم بار دیگر توسط گورباتنکو در سال ۱۹۷۱به طورموفقیت آمیزی انجامشد. درمان با بره­موم به طور موثری التهاب قسمت­های بالایی مجرای معده­ای- روده­ای را کاهش داده بود.
محققیت رومانیایی در سال ۱۹۷۸، گزارش دادند که ۳۴ بیمار مبتلابه زخم­های مزمن موضعی را درمان کرده­اند. برای این نوع درمان انواع بره­موم شامل پمادو بره­موم مخلطو در روغن و گلیسیرین استفاده شد. ۱۵ مورد از بیمران کاملاً درمان شدند و ۱۳ مورد بهبودهای قابل توجهی نشان دادند و در ۶ مورد درمان به دلیل توسعه اگزما، متوقف شد.
خود درمانی:
کر­م­های بره­موم یا عصاره­ی بره­موم(عصاره غیرالکلی با حداقل سوزش) را می­توان هر روز بر روی زخم مالید. (حتماً قبل از استفاده از میزان حساسیت بدن­تان نسبت به این دارو مطلع شوید.)
رفع عفونت­های مجاری ادرای با بره­موم
این بیماری در خانم­ها بسیار شیوع دارد و معمولاً آن را با تکرار مصرف انتی­بیوتیک­ها درمان می­کنند. دکتر مک­ایوان دریافت درمان ادامه­دار با بره­موم ممکن است درمان مناسبی برای آسیب­های موارد مزمن، عفونت­های مجاری ادراری وهمچنین  بیمارانی که از عفونت­های مکرر کلیه و مثانه رنج می­برند باشد. دکتر مک­ایوان خاطر نشان کرد که این درمان اغلب بر درمان طولانی مدت با آنتی­بیوتیک­ها رایج ارجح است.
خوددرمانی:
بره­موم را می­توان به اشکال مایع، کپسول یا قرص به صورت خوراکی مصرف کرد. دکترمک­ایوان مصرف حداقل ۵/۱ گرم بره­موم در روز را توصیه کرد.
رفع مشکلات زنانه با بره­موم
در سال ۱۹۹۵تعدادی از زنان مصرف کننده بره­موم گزارش دادند که دردهای قاعدگی و گرفتگی­های عضلانی در آنها پس از مصرف بهبود یافته و این امر می­رساند که تحقیقات در این زمینه درآینده می­تواند ارزشمند باشد. اگرچه اکثر تحقیقات در این زمینه بیشتر به معالجه بیماری­های عفونی و التهابی اندام­های تناسلی زنان پرداخته است.
در سال ۱۹۷۱، پزشکان بخش مامایی بیمارستان کیف(اتحاد جماهیر شوروی سابق) با موفقیت بره­موم را برای درمان زخم­های پس از زایمان به کار بردند. مجدداً در روسیه زنانی که از سایش کردن رحم،سوزش و خارش رحم و دیگر مشکلات مهبلی رنج می­بردند را با محلول بره­موم درمان کردند. درکان بیماران با بره­موم با موفقیت ۹۸% پس از ۱۲ روز میسر شد.
محققین لخستانی ر سال ۱۹۷۳ گزارش دادند که بره­موم بر التهاب­های چرکی مهبلی موثر است.
دکتر ساچی عضو موسسه مامایی زدروی در لهستان گزارش داد که علائم بیماران مبتلا به التهاب گردن رحم که عامل آن نوعی انگل به نام تریکوموناس واژینالیسمی­باشد تنها از استعمال قرص­های واژینال ۳۰میلی گرم بره­موم برطرف می­شود. همچنین ساچی ۵۰تا ۶۰مورد اززنان دانشجویی که از قاعدگی دردناک (دیسمنوره) رنج می­برند را به طور موفقیت آمیز به بره­موم درمان کرد. مرهم بره-موم مورد استفاده ، خاصیت سمی یا سوزش ندارد و سریع و به طور موثر ترمیم را از طریق رشد اپتلیوم سطح آسیب دیده تحریک می­کند.
در سال ۱۹۸۹رومانیایی­ها و دیگران شرح دادند که ۵۷ بیمار زن که سنی بین ۲۱ تا ۵۸ را تشکیل می­دادند و مبتلا به زخم مقاربتی با التهاب گردن رحم و در بعضی اوقات همراه عفونت­های کاندیدیا با دیگر بیماری­های التهابی بودند را درمان کردند. بیماران با استعمال موضعی پماد، اسپری و عصاره­ی بره­موم درمان شدند. نتایج عالی از ۴۲ بیمار (۳/۷۶ %) به دست آمد. در ۹ نفر ۴/۶۴% نتایج رضایت-بخس بود و در ۳ نفر نتیجه­ای دیده نشد. این بیماران از گروه تحت درمان به واسطه حساسیت به بره­موم جدا شدند.
در سال ۱۹۷۷ محققین بلغاری گزارش دادند که ۶۰ بیمار بین سنین ۴۰ تا ۶۰ سال مبتلا به آرتروز گردن رحم را درمان کردند. آنها با پمادهای محتوی محلول الکلی ۳۰% بره­موم همراه با لانوین و وازلین، تحت درمان قرار گرفتند. طی دوره­ی درمان، بهبودی قابل ملاحظه­ کاهش درد بود. ادامه درمان کلینیکی باعث شئ تا ۳۲ بیمار کاملاًبه شرایط عای برگردند و ۲۸ بیمار دیگر بهبود قابل ملاحظه­ای داشتدند.
همچنین از بلارستان پانووا و دیگر همکارانش گزارش دادند که ۵۲۴ بیمار زن مبتلا به بیماری­های مختلفزنانه عمدتاً با سرطان اولیه­­ی سایش رحم و گردن رحم را درمان کردند. این زنان با ۳% محلول بره­موم در ۹۶% الکل بهبود یافتند. نتایج برای هر دو گروه سنی پایین و بالای چهل سال رضایت بخش بود. محققین نتیجه گرفتند که بره­موم را باید بخ طور مداوم برای درمان عفونت­های زنان استفاده کرد.
خود درمانی:
مرهم با عصاره­ی بره­موم را برای درمان جراحت­های سطحی استفاده می­کنند و برای درمان­های داخلی نیز قرص، کپسول و عصاره­ی آن را استفاده می­کنند.
درمان زخم­های سطحی با بره­موم
در اردوی جنگ روسیه با تاپلئون از بره­موم برای التیام جراحات استفاده می­کردند و پس ازآن طی جنگ دوم جهانی محققین در موسسه دامپزشکی کازان در اوایل سال ۱۹۵۰ از آن استفاده می­کردند.
شلر از محققین لهستانی در سال ۱۹۸۰ گزارش داد که استعمال بره­موم در درمان زخم­های جراحی، سوختگی­ها و جراحات ۸۰% سریع­تر در مقایسه با درمان رایج بهبودی می­دهد.
دامیانلو در اویل سال ۱۹۸۰ آزمایش­هایی را در بیماران بستری در بیمارستان با زخم­های عفونی رهبری کرد. او مشاهده کردکه درمان موضعی با بره­موم جراحات را خیلی سریع التیام می­بخشد و عفونت ناشی از جراحت­ها را نیز کاهشمی­دهد و تقرباً نیمی از عفونت میکروبی پس از ۴ روز برطرف می­شود. محققین روسی در سال ۱۹۸۵ ثابت کردند که بیماران با زخم­های عفونی با استعمال خارجی بره­موم همراه با داروهای متداول بهبود یافتند.
تحقیقتا بعدی که توسط شلر در سال ۱۹۸۵ انجام شد، نشان داد زمانی که بره-موم به مفاصل نکروزه لگن در بیماران مبتلا به بیماریLigg-Clalve-Pethe تزریق شود به همراه درمان­های متدوال خیلی به درمان کمک می­کند.
خود درمانی:
عصاره­ی غیرالکلی یا کرم­های قوی بره­موم را هر روز، در اطراف محل زخم یا جراحت بمالید.
فرآورده­های پزشکی با بره­موم
با افزایش آگاهی در مورد بره­موم و با ورود شرکت­های تجاری به بازار، دامنه­ی فرآورده­های بره­موم رو به فزونی نهاده به گونه­ای که هم اکنون می­توان بره­موم را به اشکال فوق­العاده متنوع خریداری کرد. این کار استفاده از بره­موم را بسیار آسان­تر ساخته است. با این همه فرآورده­های تجاری با بسته­بندی و تزئینات شکیل ممکن است حالت لوکس و غیره ضروری جلوه دهد. بنیان بسیاری از این فرآورده­های بسیار ساده است و چنانچه علاقه داشته باشید خودتان می­توانید آن را تهیه کنید. همه فرآورده­های تجاری فهرست شده در زیر از فروشگاه­های فرآورده­های بهداشتی و فروشگاه­های سنتی قابل خریداری است و به شکل گسترده­ای در داروخانه­ها نیز در دستری قراردارد.
کپسول­های بره­موم(ژل سخت)
بره­موم آرد شده، که غالباً با دانه­های گرده یا پرکننده­های دیگر مخلوط شده و در کپسول ژلاتینی دو تکه ریخته می­شود و یا به شکل فشرده در کپسول­های ساخته شده از گیاهان قرار داده می­شود.
کاربرد: به شکل خوراکی برای درمان چندین نوع بیماری به کار می­رود.
کپسول­های بره­موم (ژل نرم)
کپسولهای ژلاتینی تک لایه هستند که با مایع بره­موم پر شده و غالباً با ترکیبات دیگری چون روغن سویا یا خمیر آن مخلوط شده است.
کاربرد: به شکل خوراکی برای درمان چند نوع بیماری به کار می­رود.
مایعات بره­موم
مایعات اصلی به کاررفته شامل الکل، گلیکول و آب است. در پاره­ای از مواد ممکن است موا دیگری به بره­موم افزوده شود که باعث افزایش ارزش آن می­شود، مانند فراورده­های زنبورعسل (ژله رویال، عسل ، نان زنبور) یا مخلوط­های گیاهی (اکیناسه، جین سینگ و غیره) ویا برای طعم آن موادی مانند آب لیمو و یا شیرین بیان یا عسل به آن اضافه شود.
کاربرد: این مایعات را به هر دو شکل خوراکی و موضعی می­توان به کار برد. در کاربرد خوراکی، باور بر این است که قابلیت دسترسی آن بیشتر می­گردد، یعنی از آن­جا که بره­موم از قبل به شکل مایع درآمده، با سرعت بیشتری وارد بدن می­شود.
ضمناً شما می­توانید از شکل مایع به عنوان ماده­ی غرغره برای درمان گلود درد یا مشکلات دندانی استفاده کنید.
همچنین می­توان از مایعات خالص به شکل موضعی برای درمان زخم­ها، سوختگی­ها و مشکلات پوستی استفاده کرد. با این همه، هنگام به کار بردن مایع الکلی روی زخم­های باز، باید دقت به عمل آورد. زیرا الکل باعث سوزش می­گردد. در چنین مواردی یا از فرآورده­های غیرالکلی استفاده کنید یا فرآوده را به آرامی پیرامون بخش بیرونی ناحیه آسیب دیده قرار دهید. در استعمال خارجی، توصیه می­شود که نخست فراوده را روی تکه­ای از پوست آزمایش کنید تا معلوم شود که شخص به آن ماده حساسیت ندارد. باید توجه داشت که مایع بره­موم روی پوست لکه­ای قهوه­ای باقی می­گذارد و نیز پارچه­­ای که با آن تماس می­یابد را رنگین می­سازد.
شربت بره­موم
این فرآده معمولاً با مخلوط کردن بره­موم با چندین نوع ماده­ی ناقل شیرین مثل عسل، گلیسیرین و غیره ساخته می­شود.
کاربرد: شربت­ها بیشتر برای درمان سرفه به کار می­رود و راهی موثر برای خوراندن بره­موم  به کودکان است.
قرص­های مکیدنی بره­موم
در بیشتر موارد آنها شیرینی­ها یا آب­نبات­های حاوی مقادیر کم بره­موم همراه با شکر، عسل، شیرین­کننده­ها و گاه مواد طعم­زای طبیعی و مصنوعی هستند.
گاربرد: برای تسکین گلو درد کاربرد دارد ولی باید توجه داشت که این شیوه موثرترین روش برای درمان این بیماری نیست. همچنین ممکن است در درمان بوی دهان موثر واقع شوند.
آدامس بره­موم
شرکتی آمریکایی نوعی آدامس بره­موم ساخته و آن را به ثبت رسانده است که ادعا دارد به بهداشت دندان کمک می­کند و شرکتی انگلیسی نوعی آدامس دندان ساخته است و بهعنوا اختراع به ثبت رسانده است.
کاربرد: این که ایا این فرآوده با توجه به مواد شیرین­کنند­ای که دارند به بهداشت دندان کم زیادی می­کنند یا نه، مشخص نیست.
اسپری بینی و دهان­شویه بره­موم
استفاده از بره­موم به شکل دهان­شویه یا غرغره چندان راحت نیست ولی کارآمد است. اسپری بینی و دهانی و آئورسل­های بره­موم  حاوی مایعات محلول در الکل این ماده هستند و آن قدر رقیق شده­اندتا بتوان آنها را زا طریق اسپری و آئروسل­ به کار برد.
کاربرد: در کاربرد داخلی برایدرمان گلودرد، التهاب مجاری بینی، به عنوان خشبو کننده­ی دهان و درمان مشکلات دندانی به کار می­روند. این مواد برای درمان زخم­های دهان نیز مفید است. در استعمال خارجی از این مواد می­توان برای تأثیر بره­موم بر عفونت­های قارچی استفاده کرد.
کرم­های بره­موم
امروزه شما فراوانی از کرم­های بره­موم در بازار یافت می­شود. این فرآورده­ها دارای مواد پایه کرم­های معمولی هستند که یک یا دو درصد بره­موم مایع به آنها اضافه شده است.
کاربرد­ها: از این کرم­ها به طور عمده برای درمان بیماری­های پوستی نظیر، جوش­های صورت، پسوریازیس و اگزما استفاده می­شود، همچنین می­توان آنها را به عنوان نوعی کرم ضدعفونی ملایم برای درمان زخم­ها و سوختگی­ها و محل­هایی که پوست شکافته شده است به کار برد. عده­ای از افراد کرم بره­موم را به عنوان کرم ضد پیری استفاده می­کنند به این باور که این ماده می­تواند حالت کشسانی کلاژن پوست را حفظ کند.
پمادهای بره­موم
این پمادها از بره­موم تصفیه شده مخلوط با
روهی از گیاهان چربی­ها و روغن­های حیوانی ساخته شده­اند.
کاربرد: به طور  عادی برای درمان مشکلات پوستی، زخم­ها، سوختگی­ها و غیره به کار می­رود.
خمیر دندان بره­موم
هم اکنون چندین شرکت خمیر دندان­هایی تولید می­کنند که از مخلوط کردن مقادیر کمی بره­موم (حدود۱%) با مواد پایه رایج خمیر دندان ساخته­اند. همچنین خمیر دندان­های بره­موم را اغلب ب دیگر مواد طعم­زا یا گایاهان دارویی التیام دهنده یا رزین­ها مخلوط می­کنند(فرانلین، سنس، نعناع، فلفل وغیره) این عمل برای اضافه کردن طعم یا خواص دارویی این گیاهان انجام می­گیرد.
کاربرد: برای بهداشت دهان و دندان
شامپوی بره­موم
بره­موم به مواد پایه شامپو افزوده شده و همانند دیگر شامپوهای گیاهی به عنوان ماده­ای مقوی، تغذیه کنند و گاه به عنوان درمان بی­مویی عرضه شده است. .لی پژوهش کاربران نشان داده است که استفاده از بره­موم به شکل خوراکی به بهتر شدن کیفین موها انجامیده است.
کاربرد: همانند شامپوهای معمولی به کار می­رود، شمار زیادی از این فراوده­ها در بازار موجود نیست، شاید به این علت که بره­موم زیاد ممکن است موها را رنگی سازد.
صابون بره­موم
صابون­های طبیع بسیاری که حاوی بره­موم است با مخلوط کردن بره­موم یا مواد دیگر و معمولاً با ترکیب صابون­های طبیعی به عنوان صابون مایع ساخت شده است.
کاربرد: به طور عادی همانند دیگر صابون­ها به کار می­رود. این فرآورده برای سالم نگه­داشتن پوست و جهت درمان جوش صورت مفید است.
چه مقدار از این ماده را باید مصرف کرد؟
مصرف حداقل دوز ۵/۱ گرم یعتی ۱۵۰ میلی گرم بره­موم تصفیه شده در روز توصیه می­شود و صاحب­نظران این توصیه را تایید می­کنند. یکی از دلایلی که گاه باعث سوء معروفیت بره­موم می­گردد این است که مقدار کافی آن مصرف نمی­گردد. دکتر موراتتوصیه می­کند که طی دوره درمانی ده روز باید ۲۵ تا ۳۰ گرم از این ماده مصرف گردد. این میزان تقریباً معادل  ۳ گرم در روز و برای دو وعده است(هر مرتبه ۵/۱گرم). با این همه پزکان روسی با سال­ها تجربه در استفاده از بره­موم تا ۹ گرم را برای تعدادی از بیماری­های خطرناک توصیه می­کنند، بدون این که آثار جانبی ویژه­ای در پی داشته باشد.
همانطور کهما قبلاً در قسمت بیماری ME دیدیم آنهایی که سیستم ایمنی­شان به طورجدی به خطر می­افتاد بیش از ۱۲ گرم در روز بره­موم مصرف می­کردند. این مقدار به نظر می­رسد که بیش از حد معمول باشد زیرا این مقدار برای بیماری سخت تجویز شده است . در مواجه با بیماری­های خاص نظیر سرفه، آنفولانزا، سرماخوردگیو مشکلات تنفسی میزان زیاد مصرف خوراکی و سپس کاهش منظم دوز تا پایان دوره توصیه شده است.
فصل هفتم
ژل رویال
در دوازدهم فوریه­ی سال ۱۹۵۴ پاپ دوازدهم در حال احتضار بود. در کنار بستر وی گروهی از بزرگ­ترین متخصصین دنیا گرد آمده ببودند که هر یک به نوبه خود سعی و تلاش فراوانی کرده و هیچ­گونه نتیجه­ای نگرفته بودند. آنها تمام ذخایر دارویی و فنون خاص خود را به ار برده بودند، ولی باز هم پاپ در حال مرگ بود. او که دیگربه صورت اسکلتی در آمده بود، با فرو بردن کم­ترین مقدار از مواد غذایی، آن را بالا آورده و نمی­توانست حتی یک جرعه آب را در معده­ی خود نگاه دارد.
بدن او بر اثر بحران­های سرفه و سکسه­ای که دائماً به آنها دچار می­شد درهم شکسته بود.
او با هر سرفه خون بالا می­آورد و تنها تزریقاتی که مرگ وی را به تأخیر می­انداختند زنده باقی مانده بود. پزشکان ناچاراً در مقابل مرگ وی تسلیم شده بودند.
لذا واتیکان شخص دیگری را به کنار پاپ فرا می­خواند. نام این شخص پروفسور پل نیهانس که از پیشگامان درمان سلولی، جوان سازی و درمان پیری بود.
پل نیهانس شخصیتی شناخته شده بود که در ساحل دریاچه­ی لمان سوئیس در کلییک لوکس و پیشرفته­ی خود با نام «مرغزار» زندگی می­کرد. کلینیکی که مهم­ترین شخصیت­های سیاسی و فرهنگی نظیر رؤسای دولت­ها، نویسنده­ها ، نقاشان و هنرمندان معروف وغیره را می­پذیرفت. این­های افرادی بودند که نمی­خواستند پیر شوند و سلول درمانی پروفسور نیهانس به آنها امکان بازیابی یک جوانی تازه را می­داد.
پل­نیهانس دو ماه نزد پاپ دوازدهم ماند. در طول این مدت حال پاپ روز به روزبهبود یافت. خون­ریزی­ها و سکسکه­های او متوقف شد و به تدریج او نیرو گرفته و به آغاز غذا خوردن، وزن وی نیز به حال عادی بازگشت. هنگامی که نیهانس در اوسط ماه آوریل به سوئیس بازگشت، پاپ تمام فعالت­های خود را آغاز کرده بود و ماه­ها پس ازمعالجه­ی نیهانس نیز کار و فعالیت شدیدی انجام داد.
اما نیهانس چه روش درمانی را در پیش گرفته بود؟
در سال ۱۹۵۴ سؤالات زیادی در محافل پزشکی در رابطه با روش درمانی که نیهانس برای درمان پاپ به کار برده بود دور می­زد مثل همیشه، این مرد اسرارآمیز هیچ نکته­ای از روش خود را فاش نکرد. طبیعتاً فرضیه­های متعددی در این مورد ارائه می­شد. از میان این فرضیه­ها، مطبوعات جهان با اصرار زیاد از مصرف ژل رویال نام می­بردند.
این خبر سوالی را برای ما مطرح می­سازد: اگر این واقعیت دارد که پل­نیهانس برای نجات پاپ از ژل رویال استفاده کرده است، خواص این عنصر چیست و ما در مورد کاربردهای درمانی آن چه می­دانیم؟ تلاش برای یافتن پاسخ، ما را واداشت تا مجموعه­ی تولیدات کندو یعنی عسل، گرده گل، ژل رویال و بره­موم را در یک مقاله مستقل مورد بررسی قرار دهیم.
بررسی و مطالعه­ی این مقاله بسیار جالب است زیرا ما چیزهای زیادی را باید از زنبورها یاد بگیریم. یک کندو بی­تردید زمینه­ی سرمایه­گذاری اقتصادی بسیار سودمندی است، در حالی که همچنان برای سلامتی همه­ی افراد بشر نیز بسیار مفید خواهد بود.
ژل رویال
«ژل رویال» ماده­ای غلیظ لیمویی رنگ می­باشد که از غددhypopharyngeal زنبورهای کارگر ترشح می­شود و تنهای غذای ملکه زنبور عسل می­باشد.
«ژل رویال» دارای خاصیت اسیدی بوده و دارای طعم ترش و گس می­باشد و هنگامی که با عسل مخلوط شود پس از ساعتی عسل را بسیار رقیق می­سازد.
برای به وجود آمدن ملکه فرآیندی خاص صورت می­گیرد، به این ترتیب کهیک تخم زنبورعسل اگر به مدت سه روز با ژل رویال تغذیه شود تبدیل به زنبور کارگر می­شود.
اگر همان تخم به مدت ۷ روزبا ژل رویال تغذیه گردد آن تخم به ملکه  تبدیل می­شود. بنابراین چند روز تغذیه بیشتری با ژل رویال باعث می­گردد موجودی به وجود آید که ۴۳% بزرگ­تر و از نظر وزن ۶۰% سنگین­تر از زنبورکارگر شود همچنین عمر طولانی آن قابل تامل می­باشد . یعنی پنج تا هفت سال عمر می­کند و تا پنج سال دارای قدرت و توانایی بسیار بالایی می­باشد به این صورت که می­تواند روزانه ۲۰۰۰ تخم بگذارد یعنی دو برابر و نیم وزن بدن خود.
باید توجه داشت تمام این توانایی­ها و خصوصیات فقط به خاطر مصرف روزانه «ژل رویال» می­باشد.
ژل رویال یک منبع غذایی عالی
بوشیمیست­ها بر این باور هستند که ژل رویال ترکیبی بسیار کامل از مواد می­باشد . همین­طور منبعی بسیار کامل و غنی از پروتئین و هشت نوع اسید آمینه ضروری بدن و هم­چنین اسیدهای چرب مهم، شکر، استرول­ها، ترکیبات فسفر به خصوص استیل کولین می­باشد. باید خاطر نشان کرد استیل کولین برای انتقال پیام در سلول­های عصبی مورد نیاز می­باشد و کمبود این ترکیب در بدن امکان ابتلا به بیماری­های آلزایمر را فراهم می­کند. ژل رویال دارای گاماگلوبین می­باشد که موجب تحریک سیستم ایمنی بدن برای مقابله با عفونت­ها می­گردد. ژل رویال شامل ویتامین­ها D,A,E,C و Bocomplexبه خصوص B1,B2,B6,B12 , و بیوتین ، اسیدفولیک و اینوزیتول و همچنین دارای اسید پانتوتنیک می­باشد که بسیار در آرامش اعصاب موثر است. ژل رویال دارای مواد معدنی شامل کلسیم ، مس، آهن، فسفر، پتاسیم، سیلیکون و سولفور می­باشد.
از نظر اسیدهای نوکلئیک (RNA,DNA) ژل رویال بسیار غنی می­باشد.
جوانی و زیبایی با ژل رویال
ژل رویال از گذشته تاکنون برای حفظ جوانی و تداوم زیابی پوست توصیه شده است. شواهد نشان می­دهد که این ماده افزاینده انرژی و سیستم دفاعی بدن، کاهش دهنده­ی استرس، درمان بی­خوابی، تحریک­پذیری و کم حافظه­گی می­باشد.
محققان به این نتیجه رسیده­اند که زل رویال شامل ترکیبات کاملی است که باعث تحریک غدد و نرمال بودن سیستم تولید مثل در زنان و مردان می­شود .و مانند هورمون­های طبیعی عمل می­کند و تمایلات جنسی را زیاد می­کند.
«ژلاتین» ماده دیگری است که در ژل رویال وجود دارد و پیش ماده کلاژن می­باشد و شایان توجه است که کلاژن برای جلوگیری از پیری و هم­چنین زیبایی وجوانی پوست بسیار موثر است .
موارد استفاده از ژل رویال
یائستگی، ناتوانی جنسی، نازایی، خشتگی مفرط، لک؛ کک­مک و چروک پوست، دیابت تحریک سیستم دفاعی بدن، تعادل هورمونی، مبارزه با عفونت­های ویروسی و باکتریایی، عدم فعالیت غدد درون­ریز، انسداد شریان­ها، کلسترول بالا، فشار خون، آسم، کنترل وزن، استخوان­های ضعیف یا شسکتگی، کمبود رشد، عفونت مثانه، تورم، کم­خونی، مشکلات کبدی، سرطان ، انواع آرتریت، کم­خافظه­گی، سوء تغذیه، خستگی روحی، خستگی و یا ضعیف چشم­­ها، تقویت و نیروزایی، بهبود زخم­های داخلیی وخارجی.
منشاء پیدایش ژل رویال
ژل رویال توسط کارگران جوان مندو که مسئولیت بزرگ تخمک­ها را بر دوش دارند ترشح می­شود. غدد ترشح­کننده­ی ژل رویال قبل از سومین روز زندگی زنبورها فعالیت ندارد و از سومین روز به سرعت بزرگ می­شوندو پس از یازدهمین روز هم فعالیت آنها متوقف می­شود.
در این وضع زمانی(بین سومین تا یازدهمین روز) زنبور نقش یک دایه را برای ملکه ایفا می­کند.
این غدد مخصوص، غدد بزاقی پیشانی (hypopharyngeal) هستد که به آنها غدد حلقی نیز می­گویند. آنها در دو طرف سر به صورت دانه­های تسبیح قرار گرفته و از طریق کانال­های باریکی به دهن زنبور متصل می­شوند.
استفاده زنبورعسل از ژل رویال
ژل رویال برای تغذیه لاروهای کارگر در دو روز اول رشد آنها و لاروهای ملکه به مدت ۵ روز به کار می­رود. لاروهای ملکه برخلاف لاروهای کارگر از سومین روز به بعد به آنها مواد غذایی متنوعی(عسل+آب+گرده گل) داده می­شود، غیر از ژل رویال ماده غذایی دیگری را نمی­شناسند.
بنابراین، آیا ژل رویال ماده­ای است که رشد تخمک­ها را در ملکه امکان­پذیر می­سازد؟ و آیا تئقف تغذیه با ژل رویال است که یک لارو را محکوم به کارگر شدن می­کند؟ این قانون عجیب کندو و یک تحول فیزیولوژیکی اسرارآمیز و نامسکوف است.
لاروی که تنها از ژل رویال تغذیه می­کند، در عرض ۵ وزن اولیه­اش ۱۲۵۰ بار افزایش پیدا می­کند و این رقم خارق-العاده­ای است. باید پذیرفت که ژل رویال ماده غذایی است که به صورت استثنایی غنی، بوده و می­تواند وزن را این چنین افزایش دهد.
ژل رویال همچنین ماده غذایی انحصاری ملکه برای تمام طول عمرش می­باشد.
می­دانیم که مدت عمر ملکه حدود ۵ سال است در حالی که یک کارگر تنها ۶ هفته عمر می­کند. زندگی ملکه به تخم­گذاری می­گذرد و این مار کوچکی نیست. ملکه­ی زنبورعسل، عمر طولانی خود را مدیون تغذیه انحصاری از ژل رویال است و این مسأله، اساس و پایه­ای برای اهمیت و ارزش درمانی ژل رویال است.
جمع­آوری ژل رویال
ارزش غذایی و درمانی ژل رویال، گسترش تولید آن را در ۴۰ سال اخیر توجیه می­کند. این ماده گران­قیمت مورد توجه برخی از زنبورداران قرار گرفته ولی تولید آن کار هر زنبورداری نیست. اکثر زنبورداران حاضر نیستند مقدار ژل رویال کمی که در کندوهایشان وجود دارد را بردارند زیرا ملکه و لاروهایشان شدیداً به آن نیازمند هستند. تولید ژل رویال یک کار اساسی بوده و توسط زنبورداران بسیار متخصص در آزمایشگاه­های واقعی که برای این کار تنظیم شده انجام می­گیرد.
کارگران موم­ساز، حفره­های شاهانه را در دو حالت می­سازند:
  • هنگامی که ملکه مرده باشد.
  • هنگامی که جمعیت کندو خیلی زیاد می­شود و ملکه خود را آماده می­سازد تا گروهی از زنبورهای کندو مهاجرت کند.
در ساعات پس از مرگ ملکه، یا پس از تصمیم­گیری برای جابهجایی، کارگران موم­ساز، حفره­های شاهانه متعددی را با بزرگ­کردن سلول­های تخم که نوزادان آنها دو روزه هستند، می­سازند. پس از آن، زنبورهای تغذیه کننده به تغذیه این لاروها با ژل رویال می­پردازند تا زمانی که روی سلول­های انتخاب شده سرپوش گذاشته می­شود. در بخش­های پیشین گفتیم که تنها یکی از این لاروها یک ملکه می­دهد زیرا همین یک لارو رقیبان خود را از بین خواهد برد.
تولید صنعتی ژل رویال از طریق یتیم کردن کندو با برداشتن ملکه است. سپس قابی را که حدود ۵۰ عدد سلول شاهانه از پیش تهیه شده برداشته و زنبوردار در هر یک از آنها یک لارو جوان و یک قطره ژل رویال گذاشته و آن را داخل کندو قرار می­دهند.
تغذیه کنندگان این سولو­ل­ها را پذیرفته و لاروها را به وصورتی پرورش می­دهند که گویی ملکه­ی آینده در آن قرار دارد. آنها مقادیر زیادی ژل رویال در هریک از این سلول­ها می­ریزند.سه روزبعد، هنگامی که زنبوردار این قاب را برمی­دارد، حدوداً ۲۰۰ میلی­گرم ژل رویال در هریک سلول ان وجود دارد.
این روش پیوند دادن حفره­های شاهانه از پیش تهیه شده در هر یک کندوی یتیم، تنها روش دارای بازده تجاری است. به محض جمع­آوری ژل رویال در دمای پایین (کمتر از ۱۰درجه) نگهداری می­شود تا بتوان به خوبی آن را نگهداشت و عناصر فعال آن را حفظ کرد. به صورت خالص، این ماده را می­توان تا ۱۸ماه نگهداری کرد(برخلاف چیزی که معمولاً گفته می­شود) ولی به شرطی که در درمای بالای ۱۰درجه قرار نگیرد.
ژل رویال را نمی­توان به صورت خالص وارد بازار کرد زیرا حمل و نقل و نگهداری آن مشکلات زیادی ایجاد می­کند و زنجیره سرمایی آن نباید در هیچ جا متوقف شود.
برای تجارتی کردن آن، زنبورداران ژل رویال به دست آمده را با عسلی سیال مخلوط  می­کنند ، عسل اقاقیا برای این کار منایب است، ژۀ رویال را به این ترتیب، بدون هیچ­گونه اشکالی می­توان به مدت یک و سال نیم (۱۸ماه) نگاه داشت.
این عسل را می­توان به آسانی حمل ­و نقل و ذخیره کرده و در معرض فروش قرار داد .البته به شرطی که با قرار دادن آن در جعبه­های مقوایی که ظرف شیشه­ای را در آن می­گذارند، از تابش نور حفاظت شود.
در مغازه­هایی که تولیدات طبیعی و بهداشتی می­فروشند، در اکثر اوقات می­توان ۳ گرم ژل رویال را که با ۱۲۵ گرم عسل مخلوط شده باشد تهیه کرد. این بهترین نوع مخلوط است که طرز مصرف آن را مطرح و توجیه علمی می­کند.
خواص فیزیکی و ترکیب ژل رویال
خواص فیزیکی ژل رویال که کاملاً شناخته شده­اند عبارتند از :
رنگ: زرد کمرنگ
بو: تند و شدید که بوی فنول را به خاطر می­آورد.
طعم: ترش(ph آن نزدیک به چهار است.)
شکل ظاهری: ژلاتینی و خمیر مانند.
برعکس، بخشی از ترکیب شیمیایی آن هنوز شناخته نشده است. تقریباً ۳% مواد ناشناخته در ژل رویال وجود دارد که آنها را تحت عنوان (فاکتورR) می­شناسیم و محققین باید آن را دقیقاً موردبررسی قراردهند اما خوشبختانه اکثر عناصری که ژل رویال را تشکیل می­دهند، شناخته شده­اند مانند:
آب: حدود%
گلوسیدها:  ۱۴%
پروتیدها: ۱۰%
لیپیدها:۶%
عامل R: 3%
علاوه بر عناصر شناخته شده بالا ، حدود ۱ % دیگر باقی می­ماند که از میان آنها می­توان نمک­های معدنی و ریزعنصرها در مقادیر کم، ویتامین­ها به خصوص ویتامین­های گروه B و از میان آنها ویتامین B5 یا اسید پانتوتنیک، هورمون­ها، عناصر آنتی­بیوتیک، اسید دزوکسی ریبونوکلئیک (D.N.A) را نام برد که البته کشف اخیر باید در مورد تایید قرار گیرد.
اسید پانتوتنیک
ژل رویال، غنی­ترین عنصر طبیعی از نظر ویتامین B5 است که به آن اسید پانتوتنیک نیز می­گویند. (کلمه «پانتوتئین» در زبان یونانی به معنای در همه جا بودن است.) اسید پانتوتنیک را در سلول­های عضلات، کبد، کلیه­ها و مغز می­توان یافت. این اسید نقش کملاً اساسی در متابولیسم سلولی بر عهده دارد. این ماده به عناصر مختلفی در بطن سلول­ها متصل شده و کوآنزیم A را تشکیل می­دهد که عامل شماره یک تمام واکنش­های بیولوژیکی و شیمیایی درون سلولی بوده و به عناون صفحه­ی گرداننده­ای است که متابولیسم چربی­ها، گلوسیدها و اسیدهای آمینه را مجاز می­سازد.
بنابراین، تسید پانتوتنیک در سلول فرمان می­دهد که مجموعه­های پیچیده و حساس واکنش­های شیمیایی را که تخریب متابولیک مواد غذایی را انجام می­دهند تنظیم می­کند.
بدون اسید پانتوتنیک، بدن قادر به جذب مواد هضم شده نخواهد بود. کمبود اسید پانتوتنیک باعث می­شود تا ناراحتی­های ذیل به وجود بیایند:
  • آسیب­های شدید پوستی
  • ریزش مو
  • توقف رشد کودکان
  • خستگی شدید جسمی و فکری
  • ناراحتی شدید گوارشی و روده­ای.
این موارد بیانگر اهمیت اسید پانتوتنیک برای سلامتی هستند. ر حالی که ماده­ای که بیشترین مقدار آن را در خود دارد، ژل رویال است که در لیست این گونه مواد، بسیار جلوتر از سایر مواد غنی یعنی مخمر ماء اشعیر، جگر گوساله، زرده­ی تخم­مرغ و جوانه­ی گندم قرارگرفته است. و این مسئله جای تأمل دارد. این آمارها بسیاری از موضوعات را به ویژه در رابطه با خواص ژل رویال توجیه می­کند.
آخرین نکته این است که اسید پانتوتنیک روی غدد کورتیکو، آدرنال و تولید آدرنالی تاثیر می­گذارد. در دوران آلودهصنعتی معاصر که بدن ما دائماً از طریق محیط زیست و روش زندگی نامناسب در رابطه با ایجاد تعادل مناسب مورد تهاجم قرار می­گیرد، ژل رویال می­تواند یک ماده غذایی بسیار مهم محسوب شود.
خواص درمانی ژل رویال
در این رابطه به برخی خواص غیرقابل انکار آن اشاره می­شود: مسائل درمانی، نظیر درمان سرطان را که برخی محققین و تحقیقاتی که توسط برخی مؤلفین پی­گیری شده و آن را مطرح می­کنند و می­خواهند تنها با تاثیر درمانی ژل رویال با سرطان مقابله کنند، فعلاً کنار می­گذاریم.
برخی افراد، با ذکر این که ژل رویال مقدار کلسترول را کاهش می­دهد، مقدار قند خون افراد مبتلا به دیابت را پائئین می­اورد، دارای اثر منبسط کننده­ی عروق که برای بیماران قلبی حیاتی است می­باشد، و برای مبارزه با آرترواسکلروز به کار می­رود و نیز خواص گسترده و جامعی را به آن نسبت می­دهند که فعلاً نیز کاری به آنها نداریم.
اما تاثیرات شناخته شده و مواردی را که بیش از همه در مورد ژل رویال به اثبات رسیده­اند، می­توان به چند دسته تقسیم کرد:
  • ژل رویال قبل از هرچیز، به عنوان محرکی که وضعیت کلی شخص را با تسهیل متابولیسم درون سلولی بهبود می­بخشد مطرح است. این ماده روی مجموعه­ی بدن تاثیر گذاشته و آن را تقویت می­کند. تمام افراد خسته می­توانند از یک مرحله درمان به وسیله­ی ژل رویال سود ببرند زیرا این ماده زمینه­ی جسمی شخص را در فعالیت­های شدید افزایش می­دهد.
  • ژل رویال یک غذای برتر است که افزایش وزن را تسهیل می­کند و باید آن را برای افرادی که در حال گذراندن دوران نقاهت بوده و یا دچار بی­اشتهایی هستند توصیه کرد.
  • به خاطر تاثیر آن بر غدد کروتیکو- آدرنال، ژل رویال یک ماده غذایی تقویت کننده است که برای افراد ضعیف، افسرده ، دچار ضعف عصبی، افرادی که کار فکری شدید دارند و اشخاصی که دچار ناتوانی جنسی هستند، سودمند است.
  • ژل رویال از پیری زودرس اعضاء و پوست جلوگیری می­کند. این خاصیت دو نتیجه در بردارد. یکی این که از فرتوتی شخص جلوگیری کرده و اثر ان را کاهش می­دهد و دیگر اینکه در تولیدات محافظ پوست( کرم­ها، ماسک­ها و مواد آرایشی و زیبایی ) به کار می­رود.
درمان بیماری­ها به کمک ژل رویال
رایج­ترین شکلی که می­توان ژل رویال را مشاهده کرد، مخلوط عسل با این ماده است.بهترین طریقه­ی نگهداری ژل رویال، مخلوط کردن آن با عسل به محض برداشت آن است که در اندازه­های ۳ گرم ژل در ۱۲۵ گرم عسل به کار می­رود. همچنین می­توان عسل­هایی را که دارای ۱، ۲ یا ۴ گرم ژل رویال هستند نیز یافت که البته استفاده از آنها زیاد گسترده نیست.
همانطور که قبلاً خوانده­اید، عسل مخلوط با ژل رویال حدود ۱۸ ماه قابل نگهداری است. البته به شرطیی که پس از قراردادن آن در ظرف شیشه­ای آن را در یک قوطی تیره قرار دهند و حرارت بیش از حدی به آن نرسید. برای حفظ خواص و عناصر فعال ژل رویال ، رعایت این اصول برای ذخیره سازی آن ضروری است.
توصیه می­شود دو دوره­ی درمانی در سال، یکی در پاییز و دیگری در بهار که مدت هر یک ۲۱ روز باشد انجام دهید. برای هر دوره درمان ضروری است که دو ظرف ۱۲۵ گرمی عسل مصرف شود.(یعنی در مجمو, ،۶گرم ژل رویال) مصرف هر روز صبح یک قاشق مرباخوری عسل همراه با ژل رویال به صورت اشتا که باید آن را زیر زبان قرار داد تا براق مخلوط شود، بهترین روش مصرف آن است.
مصرف زیرزبانی ژل رویال، امکان جذب سریع عناصر فعال آن را بدون دخالت شیره­های معده که این کار را فقط کند ساخته و مختل می­کنند، فراهم می­سازد. مصرف هر ظرف ۱۲۵ گرمی باید حدود یک هفته و نیم طول بکشد. بنابراین، در هر دوره درمانی ضرورتاً باید و ظرف ۱۲۵ گرمی عسل مصرف شود. برای کودکان، از مقادیرکمتری (۲ گرم یا حتی ۱ گرم برای کودکان کم سن در ۱۲۵ گرم عسل) استفاده می­شود.
اگر به ژل رویالی که مقدار آن ۱ یا ۲ گرم در ۱۲۵ گرم عسل است دسترسی ندارید، همان شکل معمول را که ۳ رم است تهیه و در عوض مقدار مصرف روزانه را (۱ تا ۲ قاشق چای­خوری) کاهش دهید.اگر احساس می­کنید که نیاز به درمان قوی­تری دارید، می­توانید از عسل­هایی که دارای ۴ گرم ژل رویال هستند و یا زا سه ظرف ۱۲۵ گرمی که مقدار کل ژل رویال مصرف شده را به ۹ گرم(به جای ۶ گرم) می­رساند استفاده کنید.
اگر می­توانید زۀ رویال خالص را مستقیماً از ازنبوردار تهیه کنید. هر روز صبح به اندازه یک نخودفرنگی ریز از آن جدا کرده و زیرزبان بگذارید و این کار را به مدت ۳ هفته انجام دهید، ولی بازهم توصیه می­شود که مراقب ژل رویال خالصی که توسط عسل تثبیت نشده و در مدت کوتاهی از بین می­رود باشید. تنها یک زنبوردار می­تواند ژل رویال خالصی را که به شکل مناسبی نگهداری شده باشد به شمابدهد.
مدتی است که در باز ژل رویال آب گیری شده در خلاء و دمای پایین عرض می­شود. این ژل رویال را در هنگام مصرف مجدداً با عسل مخلوط می­کنند، تا فعال شود. ظاهراً این شیوه حفظ و نگهداری، همه­ی عناصر فعال ژل رویال را حفظ نمی­کند زیا اگر ژلی را که به این طریق خشک شده مجدداً با آب مخلوط و به ملکه دهیم، از خوردن آن امتناع می­کند. این روش، تنها در رابطه با ژل خاصی که درشرایط مناسبی نگهداری شده سودمند می­باشد. ولی به هر حال ارزش عصل همراه با ژل رویال را ندارد.
انواع تجارتی مختلف دیگری نیز نظیر آمپول­ها، قرصها و غیره وجود دارد که هر یک از تولید کنندگان آنها، دلایلی خاصی در رابطه با کیفیت آنها دارند. چون اسرار آزمایشگاه­ها در این مورد مشخص نیست، نمی­تواند روی ارزش بهداشتی و درمانی آنها نظری ارائه داد. اما بهتر است آن را در همان آمپول­های مطرح شده و نگهداری کنیم.
البته به شرطی که به طرز صحیحی اندازه­گیری شده باشد. برعکس، در مورد قرص­ها و کپسول­هایی که دارای ژل رویال پودر شده هستند نظر مساعدی ارائه نشده است و بیش از همه، تولید طبیعی را در صورت امکان تهییه ارجحیت دارد و این نظر در مورد تمام موادی که مصرف می­کنیم به ویژه محصولاتی که با سلامتی و بهداشت فردی و عمومی در ارتباط هستند، صدق می­کند.
آرومل­ها
«طبی متفاوت…» و «طبی طبیعی…» بسیاری از روشهای دیگر امروزه ضرورت استفاده از طب کلاسیک را که در ان اجباراً از شیمی درمانی و یک رشته تجویزها استفاده می­شود زیر سوال برده­اند.
امروزه مجلات، روزنامه­ها و مردم افکار جدیدی را بلاخص در رابطه با سلامتی و رژیم غذایی هستند پیرفته­اند و بلاخره، مسائل بهداشتی و گیاهان درصد مسائل قرار گرفته­اند.
حدود ۱۰۰ سال است که آزمایشگاه­ها سعی می­کنند عناصر فعال گیاهان را جدا کرده و آنها را به صورت مصنوعی برای داروهایشان بسازند که البته این یک اشتباه بزرگ است.
در جوانه­ی تبریزی، چیزی بیش از پوپلین جدا شده توسط آزمایشگاه­ها، وجود دارد و در یک لیمو عناصر بیشتری از اسیداسکوربیک و در پوسته درخت کنکینا، موادی بیش از کنین وجود دارد.
 در آنها «زندگی» همراه با مجموعه­ای از سایر مواد وجود دارد.
تمام اسیدهای اسکوربیک دنیا هرگز ارزش یک باغ لیمو را ندارند. اما در حرکت جدیدی که انجام شده است، امروزه گیاهان جایگاه حقیقی خود را برای تسکین بیماران بدون اینکه به آنها آسیبی وارد سازند می­یابند(درما عمقی بدن با رعایت اصول آن) روش­های با ارزش در حال زنده شدن هستند ولی طب گیاهی، امروزه دیگر کاملاً آن چیزی که در قدیم بود نیست و بیشتر این اسانس­ها هستندکه در مورد استفاده قرار می­گیرند.
چگونه از اسانس­های روغنی استفاده کنیم؟
اسانس­های روغنی را از گیاهان به وسیله­ی عمل ساده­ی تقطیر به دست می­آورند. چوهر گیاه در یک حجم کم متمرکز شده و این تجمع و تمرکز امکان دقت زیادی را در تجویز آنها به وجود می­آورد. در گیاه درمانی سنتی صحبت از وادحدهایی هم­چون یک سر انگشت یا یک مشت می­شود که این موارد خیلی تخمینی هستند و این ضعف در اندازه­گیری، امکان تجویزهای دقیق و ناسبی را ایجاد نمی-کند.
از سوی دیگر، گیاهان با پیرشدن خواص اساسی خود را از دست می­دهند. چیزی که معمولاً در مورد اسانس­ها اتفاق نمی­افتد. به این ترتیب، می­توان به اهمیتی که متخصصین طبیعی درمانی برای اسانس­ها قائل هستند پی­برد، کم هستند متخصصینی که اسانس­های روغنی را تجویز نکنند.
ولی چگونه باید از اسانس­ها استفاده کرد؟ چگونه می­توان آنها را در یک لیوان آب یا جوشانده ریخت که البته زیاد عملی نیستند زیرا این اسانس­ها در آب حل نمی­شوند. رایج­ترین روش، ریختن چند قطره اسانس روی یک حبه قند است که روشی قدیمی نیز می­باشد. با این حال مم، من شدیداً مصرف قند را نهی می­کنم چونبه اندازه کافی در رژیم­های غذایی ما هیدرات کربن وجود دارد. شخصی که باید سه بار در روز از این اسانس­ها استفاده کند، باید سه بار هم قندی را که کاملاً بیهود است مصرف کند. با این وجود، یک راه حل دیگر نیز وجود دارد و آن استفاده از عسل است.
عسل+اسانس=آرومل
این اشتراک واقعاً جالب است. عسل بهترین وسیله برای جذب اسانس­های روغنی است زیرا امکان می­دهد تا عناصر فعال آنها به خاطر جذب سریع بهتر دربدن پخش شوند. عسل خواص اسانس­ها را بهبود می­بخشد و متقابلاً اسان­ها قدرت درمانی عسل را در بطن یک همکاری ظریف و دقیق، تقویت می­کنند.
هیچ مخلوط بهتر از عسل و اسانس که به آن آرومل می­گویند؛ نمی­توان یافت. البته عناصر دیگری که به این مادهاضافه شوند، بعد درمانی جدیدی به آرومل­ها می­بخشند. بعالیت عسل یک آرومل به وسیله­ی اسانس­ها بیشتر می­شود. متقابلاً اسانس­های همان آروملنیز دارای قوه­ی محرکه­ی بیشتری می­شوند و این اشتراک نتیجه­ی بسیار خوبی را در خواهد داشت.
آرومل­ها را به دو طریق می­توان به کار برد:
  • می­توان آنها را زیر زبان قرار داد تا به مخلوط شدن با بزاق جذب شوند که در این رابطه حداکثر یک قاشق غذاخوری را در هر روز دو بار بین وعده غذاها می­توان مصرف کرد.
  • با یک قاشق مرباخوری از آنها یک فنجان بزرگ جوشانده را شیرین کرد و این کار را دو بار در روز انجام داد(که البته در صورت امکان بهتر است جوشانده همان گیاهی باشد که اسانس آرومل­ها ازآن گرفته شده باشد.)
زهر زنبورعسل
روز به روز صحبت در مورد درمان از طریق زنبورگزیدگی بیشتر می­شود که در آن از نیش زنبور برای خواص ضد روماتیسمی زهری که آنها ترشح می­کنند استفاده می­شود.
اسلحه­ی زهردار
این سلاح زهردار در قسمت انتهایی آخرین حلقه­ی شکمی زنبور قرار داشته و شامل یک سوزن متصل به دستگاه تولید کننده زهر است که دارای دو غده می­باشد. سوزن آن دارای یک غلاف نرم و باریک است که در آن دو نیزه که درای قلاب­های تیزی(حدود ۱۰ عدد) در انتهای خود هستند وجود دارد. هنگامی که یک زنبور نیش می­زند، مجموعه­ی این سوزن­ها است که توسط قلاب­های خود به پوست­ گیر می­کند. این سوزن در قسمت خروجی دستگاه زهردار قرار گرفته است.
دستگاه تولید کننده زهر دارای غده قلیایی است که نحوه­ی تاثیر ماده قلیایی که از آن ترشح می­شود، به خوبی شناخته نشده( شاید این مایع برای لیز کردن قلاب­ها باشد) همچنین داراییک غده اسیدی است که به وسیله­ی یک کانال به یک کیسه­ی کوچک بیضی شکل به نام اتاقک زهر متصل است.
زهر زنبورها
زهر زنبورها، مایعی بی­رنگ با طعم گس و تلخ که شدیداً اسیدی است. هر قطره آن حدود ۳۰۰ هزارم میلی­گرم وزن دارد. ترکیب شیمیایی این زهر هنوز به خوبی شناخته نشده ولی می­دانیم که دارای مقدار زیادی آب و چنیدی اسید از جمله اسید فرمیک، اسید کلریدریک و اسید فسفریک می­باشد. زهرزنبور از نظر ملیتین نیز غنی است و این ماده اسید آمینه­ای است که قدرت تخریب آنزیمی آن باعث تولید هیستامین می­شود که بدن را مسموم می­سازد. نیش زنبور بسته به فردی که می­گزد، دارای اثرات بسیار متنوعی است. به طور کلی این زهر دو نوع واکنش ایجاد می­کند:
  • از نظر موضعی، در اطراف محل گزیدگی، بافت متورم شده و احساس درد و کرختی ایجاد می­کند که باید سریعاً نیس را برداشته و با اسانس روغنی اسطوخودوس موضع را ضدعفونی کرد.
  • غالباً گزیدگی این نیش باعث ایجاد تظاهرات آلرژیکی می­شود ک می­تواند خیلی شدید باشد. این حالت گاهی همراه با ورم کلی مخاط، تشنج، اشکال در تنفس، اودم ریه و پاره شدن گلبول­های قرمز و آزاد شدن هموگلوبین آنها تظاهر می­کند.
در مورد چنین شوک آنافیلاکتیکی، باید سریعاً یک آنتی­هیستامین مثلاً سولودوکادرون به کار برده شود. احتمال چنین واکنش آلرژیکی باید متخصصین درمان کننده از طریق نیش زنبور را وادار به رعایت احتیاط­های شدیدی در اولین جلسه سازد. ولی خود زنبورداران علیه این گزیدگی­ها مصنوعیت پیدا می­کنند زیرا خون آنان پادتن­هایی تولید می­کند که آنها را در برابر این گزیدگی­ها مقاوم می­سازد.
درمان از طریق نیش زنبور
 در این جا منظور ، درمان به وسیله­ی نیش­های تحریکی زنبور می­باشد. این روش درمانی بسیار قدیمی است به صورتی که شارلمانی، ایوان مخوف و دیگران دست­ها و پاهای خود را در معرض نیش زنبورها قرار می­دادند تا نقرس ایشان تسکین یابد.
روشکار ساده است. روز اول یک نیش، (برای این کار، زنبور را روی پوست گذاشته و او را تحریک می­کنند تا نیش بزند) روز دوم، دو نیش ، روز سوم، سه نیش و به همین ترتیب، تا روز دهم که در آن ده نیش به کار می­رود ادامه پیدا می­کند.
سپس درمان را به مدت یک هفته متوقف می­سازند و پس از آن، کار را به نیش در هر روز به مدت ده روز ادامه می­دهند. مجدداً کار را برای  ۱۰ روز متوقف کرده و پس از آن، مجدداً با سه نیش در هر روز شروع می­کنند.
البته درمان به این شکل زیاد عملی نیست. امروزه بر اساس زهر زنبورها تولیداتی در اتحاد جماهیر شوروی سابق(آپی­توکسین) ، آلمان (فلوراپین) و فرانسه (آپی­ون) تهیه شده است.
این تولیدات به صورت آمپول(عضلانی یا زیرجلدی) است که باید در محل درد تزریق شوند.
تولید فرانسه یعنی همان آپی­وُن یک محلول تزریقی زهر زنبورها بدن آلبومین است.
هر یک از بسته­ها آن دارای ۶ آمپول است که یکی از آمپول­های آن محتوی۸% US و ۵ آمپول دیگر محتوی ۸% US می­باشند. با این روش، روماتیسم­ها، سیاتیک­ها، آرتریت­ها، پولی­آرتریت­ها، درهای عصبی ، التهاب­ عصبی و نقرس را می­توان تسکین داد.
خواص زهر زنبور
در بین همه فرآورده­های زنبورعسل زهر زنبور برای درمان بیماری­های دستگاه قلبی- عروقی از همه کارآمدتر است. زهر زنبورعسل به خاطر ترکیباتش باعث گشادی رگ­ها شده بنابراین سبب بهبود خون­رسانی می­گردد. زهر زنبور با پایین آوردن فشار خون سرخرگ و به نجاراهی تونوس عروق در کاهش پیش­بار و پس­بار قلب نقش دارد.زهر زنبور به علت ویژگی ضدانعقادی و ضد انباشتگی خطر انفارکتوس میوکارد را کاهش می­دهد.
علاوه براین، زهر زنبور به عنوان ماده­ای ضد درد عمل میکند. ترتیب چربی­های خون را به هنجار می­سازد و به این ترتیب جلوی بروز تصلب شرایین را می­گیرد. هم­چنین این ماده دارای آثار سازش دهنده و آنتی­اکسیدان است.
 زهر زنبور از طریق نیش بر نقاط فعال بیولوژیکی اثر می­کند یا برای این کار از تزریق زیر جلدی و درون ماهیچه­ای و یا دستگاههای الکتروفورز و فونوفورز استفاده می­شود. استفاده از پمادها و کرم­های حاوی زهر زنبور برای بیماران آسان است.
کرم­ها معملاٌ بر ناحیه­ی غضروف گزیفوئید و نیز پس از حمله­های قلبی  یا در حین دوره­ی بین حمله­ای جهت پیشگیری و مراقبت­های بعدی بر ناحیه­ی بین استخوان کتف و پیشین قلب مالیده می­شوند.
بخش دوم زنبورداری و پرورش زنبور عسل
تاریخچه، خصوصیات، نژاد و بیماری­های زنبورعسل
نگاهی به زنبورداری
در قدیم کیمیاگران به علت منافع سرشاری که از این راه به دست می­آورند، رموز کارشان را سری نگه داشته و تنها به فرزندان یا حتی فقط به یکی از فرزندان خود می­آموختند تا این اسرار مگو را در خانواده خود حفظ کنند تا اشخاص غریبه هرگز به آن دسترسی نداشته باشند.
همین­طور به دلیل این که درزمان قدیم زنبورداری و تولید عسل را نیز عده­ی معدودی از افراد انجام می­داده­اند وفنون و تجارت خویش رابه دیگران نمی­آموختند و فقط خودشان از آن سود سرشار برخوردار می­شدندشغل زنبورداری را به کیمیاگری تشبیه می­کردند.
وضع زنبورداری در کشور ما در حال حاضر با قدیم تفوت چندانی ندارد و هم­اکنون نیز عده­ای ز زنبوردارها فقط با تعدادی از فنون زنبورداری آشنا شده و سعی می­کنند همه یا لااقل مهمترین قسمت آنا را سری نگه داشتند و به کسی بروز ندهند.
برای خاتمه دادن به این وضع تلاش­های کمی صورت گرفته و باید در این راه بیشتر تلاش کرد. لذا من به سهم خود، تصمیم به نگارش این کتاب گرفتم که قسمتی از آن همانطوری که هنگام مطالعه نیز خواهیددید نتیجه تحقیقات و تجارب شخصی­ام بوده و در تهیه قسمت دیگر آن به منابع قابل اعتماد اتکاء کرده و نتیجه را در اختیار زنبورداران و دانشجویان کشور قرار می­دهم.
از شرح مطالب بسیار علمی که قابل درک برای زنبورداران در این مجموعه احتراز شده و سعی کردم روش­های کاربردی و مطالب جالب وجدیدی را که علاقه آنان است، بیان کنم.
زنبور عسل بدون شک یکی از گلواژه­های ناب عالم هستی و جهان آفرینش است، موجودی که آفریدگار بزرگ از آن با عظمت خاصی در کتاب­های آسمانی یاد می­کند و ما انسان­ها را به تحقیق و تفکر در مورد خصوصیات ممتازش دعوت می­کند.
موجودی که از پاک­ترین غذاها استفاده می­کند و تغذیه­اش نه تنها با مرگ موجودی دیگر همراه نیست، بلکه نقش ارزنده­ای در تدام حیات بسیاری از موجودات عالم دارد.
موجودی که پاک­ترین و سالم­ترین محصولات را تولید می­کندو فرآورده­هایش دردمندان را شفاست. مکان زندگی­اش از نظر طول و عرض از نیم متر تجاوز نمی­کند ولیکن شهری است با شگفتی­های حیرت­انگیز که هزاران سکنه دارد. مسئولیت و وظایفی خاص و تلاشی خستگی­ناپذیر. زندگی­اش عالی­ترین مظهر هم­زیتی اجتماعی یعنی مدینه فاضله، شهر گمشده و آرزوی دیرینه­ی انسان­هاست. دقت در قواعد زندگی زنبور عسل می­تواند  راهگشای مناسبی برای جامعه­شناسان و متفکران جمعیت انسانی باشد، ضوابطی که از لطیف­ترین عناصر طبیعت مانند رایحه­ی دلنشین عطر گل­ها گرفته تا خشن­ترین قوانین طبیعی مانند جنگ برای حفظ بقاء را در برگرفته و به هر حال روح کار و تلاش را در کالبد جامعه می­دمد.
حال چگونه چنین موجودی که فعالیتش منشأ برکات بی­شماری است و ویژگی­های منحصر به فرد فراوانی دارد، مورد غفلت واقع شده است؛ آن هم در کشوری که فواید زنبور عسل با فرهنگ و اعتقاد مردمش در آمیخته است.
در این کتاب سعی بر ای است که با معرفی زنبورعسل به عنوان یک موجود خانگی مفید، جای خالی آن را در منازل ایرانی باز کرده و توده­ی مردم را با این موجود زحمتکش آشنا کنم.
حرفه­ی زنبورداری در عین سبکی و راحتی کار می­تواند به عنوان شغلی مفید برای بانوان خانه­دار مطرح باشد تا همه­ی ایرانیان با زنبورداری در مازلشان، همیشه از عسل طبیعی که طبق گفته قرآن شفای هر دردی است، بهره­مند باشند. شما خوانندگان محترم می­توانید با فراهم کردن یک کندوی شیشه­ای در منازل خود، ضمن مشاهده­ی دقیق رفتارهای این موجود، به شناخت کاملی اززندگی زنبورعسل و نیز تولید عسل دست یابید.
شباهت رفتار و عملکرد انسان مومن به کارهای شگفت­انگیز زنبور عسل
  • زنبور عسل از پلیدی­ها و آلودگی­ها بیزاری می­جوید چنان که مومن نیز از گناهان و پلیدی­ها و آلودگی­های جسمی اجتناب می­ورزد.
  • تمام پرندگان و حشرات، شب را به استراحت می­پردازند، جز زنبورعسل که شب­ها را بیش از روزها به کار وتلاش می­گذراند و بعضی مردم، شب­ها به بستر غفلت و استراحت می­آرمند. اما مومن در دل شب از بستر استراحت برمی­خیزد و در محراب عبادت، با خدایش راز نیاز می­کند.
  • زنبورعسل هرگز هواپرست نیست بلکه دقیقاً مطیع نظام اجتماعی و رهبری خود است و نیز انسان مومن، به هوا و هوس خویش عمل نمی­کند بلکه از ائمه اطهار و رهبران دین که فرمان خدا را به مردم منتقل می­کنند، کاملاً فرمانبرداری و پیروی می­کند.
  • زنبورعسل قادر به انجام کارش نیست جز در خلوت و پس از بسته شدن درب کندو و نیز مومن، حلاوت اطاعت را نمی­پسندد جز در خلوتگاه عبادت و جایگاهی که پروردگار متعال او را می­نگرد.
عسل در زبان پارسی انگبین و در زبان عربی عسل و در زبان انگلیسی هانی نامیده می­شود.
عسل اکسیر والا و ارزشمندی است در تمام طول تاریخ به عنوان غذایی خوش طعم و نیز دارویی شفابخش مورد توجه قرار گرفته است، به طوری که گذشتگان آن را مظهر پاکی و خلوص و همچنین نشانه قدرت و جوانمردی می­دانستند. در یونان و روم باستان، عسل را مظهر برکت، نماد عشق و زیبایی دانسته و مصریان، مالیات خود ا بر اساس آن می­پرداختند.
عسل در زمان­های خیلی دور به طور طبیعی در لابه­لای صخره­ها و در جنگل­ها وجود داشته، ولی انسان تقریباً از چهار هزار سال پیش به اصول کندوداری و پرورش زنبور وتولید عسل پرداخته و این ماده مغذی در طی سالیان محفوظ مانده است. به گونه­ای که در مقبره فراعنه­ی مصر، کوزه­ها پر از عسل، سالیان دراز باقی مانده و فاسد نشده­اند. این ماده با وجود شیرینی بسیار، ترش نمش­شود و کپک نمی­زند.

Add Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *

عضویت در خبرنامه دریافت هفتگی اخبار
دنبال کنید