مهر ۲۳, ۱۳۹۸/
  • By kandimiz
  • 42
  • 0
فصل سیزدهم
جفت­گیری، تلقیح مصنوعی و تولید انواع زنبور
ایستگاه جفت­گیری
آگاهی داشته باشید که ایستگاه پرورش ملکه در گرگان وهمچنین اطراف املش (گیلان) از طرف وزارت جهاد سازندگی به وجود آمده که هر یک سالیانه حدود ۳۰۰۰ ملکه تولید و در اختیار زنبورداران قرار می­دهند. به علاوه جهادسازندگی کلاس­هایی برای یاد دادن راه­های تولید ملکه و جفت­گیری دادنشان برای زنبوردارها ترتیب داده به طوری که عده­ای از زنبورداران هم­اکنون سالیانه تعداد چند صد عدد ملکه تولید کرده و آنها را می­فروشند. البته این­ها نخشتین قدم­ها برای رفع نیاز ملکه در کشور می­باشند که انشاءالله به تدریج زیادتر و به ویژه علمی­تر عمل خواهند کرد تا ملکه­های پرقدرت­تر و محصو­ل­تر در ایستگاه­های جفت­گیری ملکه تولید گردند.
ایستگاه­های جفت­گیری برای جفت­گیری دادن باید در مکان­هایی مطمئن باشند. چرا که در همین ایستگاه­ها، سرنوشت جمعیت­هایی که ر سال بعد باید فعالیت­ کنند تعیین می­کند.(جمعیت­هایی که باید پرمحصول و آرام باشند.)
تولید کنندگاه ملکه باید از طرز زندگی و بیولوژی و آناتومی (ساختمان بدن) و به ویژه خواص توارثی زنبورعسل آگاهی کامل داشته باشند. تا قادر به تولید ملکه­های خوب و پر محصول گردند. هیچ یک از نکاتی که در زیر برای ایستگاه­های  جفت­گیری که در همین فصل درباره هر کدام از آنها بحث خواهد شد نیز نباید فراموش شوند، نادیدهگرفتن حتی یکی از آنها می­تواند بقیه نقشه­ها را به کلی به هم زده و نتیجه­ی زحمات را بی­فایده کند.
 و اما برسیم به این که ایستگاه جفت­گیری ملکه به طور کلی چیست، چه محاسباتی در آنجا باید ص.رت گیرد و چه شرایطی لازم دارد تا قابل قبول باشد.
مقصود از ایستگاه جفت­گیری، محلی است که در آن زنبورها به ویژه زنبورهای نر به تعداد زیاد و حداقل متناسب با تعداد ملکه­هایی که باید جفت­گیری داده شوند نگهداری و یا تولید می­گردند.
در آنجا ملکه­های باکره متعلق به جمعیت­های آرام که از قبل با برنامه ­ریزی صحیح تولید شده­اند با نرهایی از جمعیت­های خوب و آرام و پرمحصول که پس از بررسی­های زیاد، انتخاب گردیده­اند جفت­گیری داده می­شوند.
در ایستگاه جفت­گیری،تولید ملکه و زنبورنر به طبیعت واگذار نشده، برعکس انسان با استفاده از علم و دانش امروزی کنترل تولید را به دست گرفته تا اثرات بد و ناجالب طبیعت را حذف کو خصوصیات خوب و اقتصادی را در ملکه­ها و در نتیجه در جمعیت­ها تثبیت کند.
تولید و ازدیاد زنبور نر در این مکان باید تا زمانی که نیاز به جفت­گیری است به طور مداوم به تعادای متناسب و حتی زیاد ادامه یافته و به هیچ­وجه قطه نشود.
زنوبرهای نری که در این جا تولید می­گردند باید اجباراً از نژاد و یا لااقل(در شرایط ایران)از جمعیت­هایی انتخاب گردند که از مدت­ها قبل تحت کنترل دقیق بوده و سلامت و قدرت جمع­آوری عسل و آرامش و بی­علاقگی آنها به نیش زدن مورد بررسی قرار گرفته باشد و خوبی آنها مورد تایید و بین همه­ی جمعیت­ها به عنوان بهترین انتخاب شده باشند.
مکانی که برای ایجاد ایستگاه جفت­گیری برگزیده می­گردد باید تا شعاع ۱۰ کیلومتری­اش کندویی وجود نداشته باشد، در غیر این صورت زنبورهای نر کندوهای اطراف به ایستگاه جفت­گیری راه می­یابند و در جفت­گیری با ملکه­ها شرکت کرده و برنامه­های تنظیم شده از قبل برای جفت­گیری ملکه­ها را به کلی به هم می­زنند.
طبق قوانین توراث مندل کارگرانی که از یک ملکه تولید می­گردند تنها ۵۰ درصد آنها خصوصیات ملکه را به ارث می­برند و ۵۰ درصد دیگر خصوصیات نرها را به ارث خواهند برد. هرگاه این نرها متعلق به کندوهای مستقر در ایستگاه جفت­گیری باشند بسیار خوب هستند چون از مدتها پیش درباره خواص خوب و برتر آنها بررسیکافی شده است و اصلا هدف از  ایجاد چنین ایستگاه­هایی، جفت­گیری نرهای خوب با ملکه­هایی است که به ایستگاه­ها آورده می­شوند. اگر نرهای جفت­گیری­کننده به جمعیت­های بد و کم­محصول و نیش زن تعلق داشته باشند، (زنبورستان­های اطراف) کارگرانی که از این ملکه­ها متولد می­گردند دارای خصوصیات بد بوده و در نتیجه جمعیت­های حاصل از آن بد و کم محصول خواهند شد. و این برخلاف هدفی است که ایستگاه­های جفت­گیری ملکه احداث می­گردند. جود جمعیت­های دیگر در شعاع کمتر از ۱۰ کیلومتری ایستگاه، برنامه­های تنظیم شده از قبل برای جفت­گیری دادن صحیح ملکه­ها و تولید جمعیت­های خوب را به هم می­زند.
عده­ای شعاع ۱۵ کیلومتر را برای کار کافی می­دانند که من با این موضوع موافق نیستم. دلیلش هم این است که هر چند شعاع پرواز زنبورهای کارگر حدود ۴ کیلومتر است ولی زنبورهای نر تا فاصله­های خیلی زیادتر از ۵ کیلومتر و حتی بیش از ۱۰ کیلومتر هم از کندوهای­شان دور می­شوند. بنابراین نه تنها ایستگاه­هایی که با شعاع ۵ کیلومتری ایجاد می­گردد، هنگام جفت­گیری ملکه­هایشان مورد هجوم زنبورهای نر کندوهای اطارف قرار می­گیرند، بلکه ایستگاه­هایی که با شعاع ۱۰ کیلومتر به­وجود می­آیند نیز به طور کامل از دسترسی زنبورهای نر زنبورستان­های اطراف­شان در امان نیستند. ولی قدر مسلم آن­که درصد اطمینان ایستگاه­های ۱۰ کیلومتری خیلی بیشتر از ایستگاه­های ۵ کیلومتری است.
زنبورهای نری دیده شده­اند که تا فاصله ۶۵ کیلومتری کندوهایشان نیز پرواز کرده­اند ولی البته پرواز تا چنین فاصله­ای بهندرت اتفاق افتاده و امری کاملاً استثنایی است.
بهترین ایستگاه­های جفت­گیری را تنها در جزایری که تا ساحل اقلاً ۱۰ کیلومتری فاصله داشته باشند می­توان ایجاد کرد. در چنین ایستگاه­هایی با اطمینان کامل می­توان ادعا کرد که ملکه­ها صددرصد با نرهای همان ایستگاه­ها جفت­گیری می­کنند. چون زنبورها معمولاً مایل به پرواز از آب­های وسیع نیستند و حتی اگر فاصله­ی جزیره از ساحل تنها ۲کیلومتر باشد باز هم از آن عبور نمی­کنند.
جزایر قشم، هرمز، خارک و کیش در جنوب ایران نقاط مساعدی برای ایجاد ایستگاه­های جفت­گیری در اواخر پاییز، تمام زمستان و اوایل بهارند. سایر ماه­های سال به علت گرمای بیش از حد، جای مناسبی حتی برای نگهداری زنبورعسل نیست. در زمستان هم این کار تنها زمانی میسر است که آب کافی در این نقاط برای کاشت بعضیاز گیاهان عسل خیز موجود باشد.
تعداد گیاهانی که در آنجا می­رویند نسبتاً اندک بوده و شهدشان برای نگهداری چند کندو هم کافی نیست چه رسد به تولید ملکه­ای که نیاز به شهد و گرده فراوان دارد.
برای ایجاد ایستگاه در این جزایر ناچاراً باید کمبود گل­های عسل­خیز را با کاشت­ فراوان آنها جبران کرد.
گیاهان مزبور برای رشد و گل دادن احتیاج به آب کافی دارند. متاسفانه تقریباً در همه­ی جزایر جنوب ایران آب برای خوردن ساکنین آن­جا هم وجود ندارد. تا زمانی که کمبود آب در این نقاط به صورت مساله­ای مطرح گردد امکان ایجاد ایستگاه جفت­گیری ملکه بسیار کم بوده و یا اصلاً وجود ندارد.
تعداد زنبورهای نر در هر ایستگاه نیز موضوعی بسیار مهم است. اهمیت آن به قدری زیاد است که در صورت در نظر نگرفتن آن موجب عدم تعادل بین ملکه­ها و نرها می­شود و در نتیجه خیلی از ملکه­ها باکره می­مانند و یا جفت­گیری تعدادی از آنها ناقص صورت می­گیرد. چون همانطور که قبلاً گفته شد، درصد نه چندان کمی از ملکه­ها روزهای بعد از جفتگیری برای بار دوم و حتی تعدادی از آنها برای بار سوم از کندو بیرون آمده، پرواز کرده و در هر پرواز با چند نر دیگر جفت­گیری می­کنند تا حس کنند که کیسه­ی ذخیره اسپرماتوزویید آنها پر شده است. در اسپرماتوزییدها در داخل کیسه­ی ذخیره ملکه قادرند حدود ۳ سال زنده بمانند.
کم بودن تعداد نرها امکان جفت­گیری برای بار دوم و سوم را بسیار کمتر می­کند. در نتیجه جفت­گیری تعدا نسبتاً زیادی از ملکه­ها ناقص انجام می­گردد. بنابراین در هر ایستگاه جفت­گیری تعدا نرها باید خیلی بیشتر از تعداد مورد نیاز ملکه­ها باشند چون:
اولاً: همه­ی نرها در پروازهای جفت­گیری به دلایل مختلف شرکت نکرده و تنها تعداد معینی از آنها با ملکه پرواز کرده و در صورت امکان با زهم تعداد اندکی با وی جفت­گیری می­کنند.
ثانیاً هر زنبور نر قادر است تنها یک بار در زندگی جفت­گیری کند و معمولاً پس از جفت­گیری و یا حتی گاهی در حالت جفت­گیری می­میرد.
ثالثاً: هر ملکه در هر پرواز معمولاً با چندین نر(اقلاً ۱۲ نر) جفت­گیری می­کند. در خیلی از موارد تعداد نرهایی که با وی جفت­گیری می­کنند از ۲۵ عدد هم تجاوز می­کند.
ذکر این نکات به این منظور است که این موضوع دقیق­تر و بهتر تفهیم شود که در ایستگاه­های جفت­گیری تعداد نرهای بالغ و آماده برای جفت­گیری همیشه باید خیلی زیاد باشند تا جفت­گیری­های کامل و مطمئن ملکه­ها تضمین گردد. به خصوص این که خود ملکه هم از لحاظ مدت جفت­گیری محدودیت­های دارد. هر ملکه حداکثر تا ۴۰ روز پس از تولدش اگر جفت­گیری نکرده باشد، قدرت جفت­گیری ­اش را برای همیشه از دست می­دهد و دیگر جفت­گیری برایش امکان پذیر نخواهد بود. چنین ملکه­ای ممکن است که تخم هم بگذارد ولی از تخم­هایش همیشه تنها زنبورهای نر به وجود خواهند آمد.
هنگام محاسبه به این طریق باشد که ۱۰۰ ملکه برای جفت­گیری داریم. اگر تصور کنیم که هر ملکه در ایستگاه با ۲۵ عدد زنبورنر جفت­گیری خواهد کرد، برای جفت­گیری دادن یک صدملکه حداکثر ۲۵۰۰ زنبور نر تکافو خواهد کرد، مرتکب خطایی بزرگ شده­ایم چون خیلی از عوامل دیگر را که معمولاً باعث حذف تعداد زیادی از نرها خواهند شد در نظر نگرفته­ایم، در نتیجه نباید هم انتظار موفقیت صددرصدی را داشته باشیم.
برای جفت­گیری معمولاً ملکه­ی باکره و تعدادی از زنبورها و یک شان کوچک بافته شده ولی خالی و یا یک قاب کوچک با نوار موم پرچ شده را به طریقی که در قسمت جفت­گیری خواهد آمد در جعبه­ی جفت­گیری ریخته و یک جنعیت خیلی کوچک تشکیل می­دهند. دو یا چند عدد از این جعبه­ها را با زنبورها و ملکه در جعبه­ی محافظتی قرار داده، مجموعه را در نقطه­ای از ایستگاه مستقر می­کنند تا جفت­گیری به طور طبیعی انجام گیرند. از روز پنجم هر روز تک تک جعبه­ها کنترل می­گردند. شروع تخم­گذاری ملکه در سلول­ها علامت آن است که ملکه­ها جفت­گیری­شان را انجام داده و می­توان آنها را از ایستگاه بیرون برده و فروخته شوند و یا در تعویض ملکه­های پیر و فرتوت و یا ملکه­های ضعیفی که کم تخم می­گذارند مورد استفاده قرار گیرند.
اگر ملکه­ی جفت­گیری کرده هرچه زودتر از جعبه­ی جفت­گیری بیرون نیاورده و مورد استفاده قرار نگیرد و مدتی در همان جعبه بماند، در هر سلول ۲ یا حتی چند عدد تخم می­گذارد. این کار امری طبیعی است و نباید آن را با نرزایی ملکه در نتیجه­ی جفت­گیری نکردنش و یا نرزایی کارگران (که در این موارد هم در هر سلول ۲ یا چند تخم گذاشته می­شود.) اشتباه کرد. چون در این حالت تنها کمبود جا موجب چنین کاری شده است. چنین ملکه­هایی معمولاً بسیار فعال بوده و در تشکیل جمعیت­های قوی از ارزش­ فوق­العاده برخوردارند.
هنگام گذاشتن جعبه­های جفت­گیری در داخل جعبه­های باید سوراخ­های پرواز را حتی­الامکان در سمت­های مختلف گذاشت. گذاشتن سوراخ­های پرواز در یک سمت می­تواند ا=باعث گردد که ملکه­ها پس از جفت­گیری، هنگام بازگشت به داخل جمعیت­هایشان اشتباهاً به داخل جمعیت­های همسایه رفته و در آنجا با نیش کارگرانی که با بوی وی آشنایی ندارندمواجه شده و کشته شوند. متفاوت بودن سمت سوراخ­های پرواز تا اندازه زیادی به کمتر شدن تلفات ملکه کمک می­کند.
جفت­گیری و وسایل آن
ملکه را پس از تولد باید هرچه زودتر به داخل یک جمعیت خیلی خیلی کوچک که خودمان آن را تشکیل داده­ایم بفرستیم تا زنبروهای آن زا ملکه تا زمان جفت­گیری و حتی مدت کوتاهی بعد از آن یعنی پس از گذاشتن اولین تخم­ها نگهداری کرده و به پرستاریش بپردازند.
برای تشکیل جمعیت­های کوچک از جعبه جفت­گیری استفاده می­شود که جعبه­ای است با یک قاب به اندازه تقریباً قاب معمولی.
دو سمت جعبه­ی جفت­گیری با شیشه محدود می­شود. بالای قاب محفظه­ای برای گذاشتن غذا(خمیر شیرین) و محفظه­ای دیگر برای گذاشتن ملکه­ای که در قفسه گذاشته شده وجود دارد. تمام جعبه خود داخل جعبه­ی دیگری به نام جعبه­ی محافظ قرار می­گیرد که در آن یک جعبه­ی جفت­گیری دیگری هم می­توان گذاشت ولی همانطوری که قبلاً گفته شد سوراخ­های پروازشان نباید در یک سمت قرارگیرند بلکه آنها را معمولاً در ۲ سمت مخالف می­گذارند تا ملکه­ها پس از پرواز جفت­گیری هنگام بازگشت اشتباه نکنند و از سوراخ پرواز ملکه­ی همسایه به داخل جمعیت کوچک نروند و کشته نشوند. نوع دیگری از جعبه­ی محافظ برای ۴ جعبه جفت­گیری وجود دارد.
معمولاً ملکه­ها را در جعبه­ای محافظ به ایستگاه جفت­گیری حمل و جعبه­های محافظ را در فاصله­ای نسبتاً دور از یکدیگر قرار می­دهند.
تنها در این صورت است که تعداد تلفات کم خواهد شد. گذاشتن جعبه­های محافظ به فاصله­ی کم باعث زیاد شدن تلفات ملکه­ها می­گردد.
به قسمت بالای قاب جعبه­ی جفت­گیری نواری از موم پرچ شده به عرض تقریبی ۳ سانتی­متر می­چسبانیم. حدود ۲۰۰ گرم خمیر شیرین داخل محفظه­ی غذایی آن می­گذاریم . آنگاه تعدادی زنبورعسل جوان به داخل جعبه­ی جفت­گیری می­ریزیم. هرگاه بر حسب اتفاق پس بچه­ای داشته باشیم از آن می­توان به خوبی برای کار استفاده کرد( از پیش بچه نباید استفاده گردد) پس بچه را از غربال ویژه زنبورعسل عبور می­دهیم تا زنبورهای نر و مله را از کارگران جدا کنیم. حدود ۱۰۰ گرم از زنبورهای آن را در جعبه جفت­گیری و در محفظه­ی بالای آن می­گذاریم. تمام آن­ها را رای ۲۴ تا ۴۸ ساعت به مکانی سر و تاریک مثل زیرزمین خانه می­بریم. یا آن که آنها را در یک اطاق معمول گذاشته و رویشان را با یک الی ۲ پتو می­پوشانیم یا در یک کارتن سربسته قرار می­دهیم تا نوری به آنها نرسد و زنبورهایشان در تاریکی مطلق دور یگدیگر جمع شوند.
هرگاه پس بچه نداشته باشیم باید به طور مصنوعی یک بچه با وزن نسبتاً کم تولید کنیم.(بهترین زنبورها برای این کار جمعیت پرستار است.)
به منظور حذف زنبورهای نر، از غربال ویژه­ی زنبورعسل استفاده می­کنیم و به کم یک قیف تمام زنبورهای کندوی معمولی را بدون ملکه (مثلاً یک جمعیت پرستار) داخل کندوی خالی می­ریزیم. برای این که زنبورها پرواز نکرده و در هوا پخش نشوند به کمک اسپری  یا آب­پاش مقدار زیادی آب رویشان می­پاشیم، سپس آنها را در یک زیرزمین سرد می­بریم، در عصر یا شب زمانی که خشک شدند غربال می­کنیم یا مجبورشان می­کنیم که از پنجره ملکه بگذرند.
هرگاه تصمیم نداشته باشیم که آنها را به ایستگاه جفت­گیری بفرستیم و می­خواهیم در زنبورستان خودمان جفت­گیری دهیم در این حال غربال کردنشان هم لزومی ندارد ولی اگر خواسته باشیم آنها را روانه­ی ایستگاه جفت­گیری کنیم باید حتماً غربال شوند تا زنبورهای نر از آنها جدا شده و به ایستگاه انتقال نیابند.
سعی باید در این باشد که به هر جعبه­ی جفت­گیری حدود ۱۰۰ گرم زنبور داده شود این کار را بهتر است دو نفری انجام دهند بدین طریق که اولی شیشه­ی یک سمت را باز می­کند و دومی به کمک کف­گیر از زنبورهایی که در کندوی جمعیت پرستار کاملاً آرام نشسته­اند به داخل جعبه جفت­گیری می­ریزد. جعبه­ی جفت­گیری به زیر زمین یا در محلی خنک انتقال داده می­شود. باید مواظب بود که پنجره فلزی زیر جعبه باز باشد و هوا به اندازه­ی کافی وارد گردد. جعبه­ها را به یکیدگر نباید تکیه داد تا از همه طرف هوا بتواند داخل جعبه­ها برود و گرنه خیلی زود گرم شده، در اثر کمی هوا و گرما آنها تلف می­شوند.
بعدد از چند ساعت خواهیم دید که زنبورها زیر نوار مومی آویزان شده­اند، عده­ای هم خودشان را به محفظه­ی غذا رسانیده و مشغول خوردن می­باشند. این درست بهترین وقتی است که به آنها می­توان یک ملکه داد. برای این گار می­توان ملکه­ی باکره را به سادگی از راه سوراخ پرواز به داخل جعبه­ی جفت­گیری فرستاده ولی بهتر این است که آن را داخل قفسه­ای که یک سمت آن با خمیر شیرین بسته شده داخل محفظه­ی ملکه گذاشت تا زنبورها پس از خوردن خمیر شیرین به وی دسترسی پیداکنند.
تهیه خمیر شیرین
خمیر شیرین را به چند طریق درست می­کنند:
  • تقریباً ۴ قسمت پودر شکر را با یک قسمت عسل داغ مخلوط ، آن را مثل خمیر با دست مرتب مشت کرده، فشار می­دهیم، آنقدر به این کار ادامه می­دهیم تا کاملاً به شکل خمیر درآید و دیگر به ظرفی که داخلش هست نچسبد، آنگاه آن را برداشته داخل ظرفی ذخیره می­کنیم بعد از مدتی میر کاملاً رسیده و دیگر نمی­چسبد. این موضوع خیلی مهم است. چه در صورت چسبیدن، زنبورها نمی­توانند رویش راه بروند. این خمیر را می­توان در تقطه­ای خشک سال­ها نگهداری کرد.
  • مقدار ۳ کیلو شکر، نیم لیتر آب و یک کیلو عسل را داخل ظرفی ریخته،روی آتش ملایم می­گذاریم، آنها را آنقدر روی آتش هم می­زنیم تا خوب مخلوط گردند. باید مواظب بود که شکر به ته ظرف نچسبد. محلول مزبور را آنقدر گرم می­کنیم و مرتب هم می­زنیم تا کف کند. ۷ تا ۱۰ دقیقه می­گذاریم کف بکند، آنگاه در حال هم زدن می­گذاریم سرد شود.
برای کنترل کیفیت خمیر شیرین باید:
الف-در دهان به هیچ­وجه نباید به صورت بلوری و مثل شن (ماسه)حس شود.
ب-بین انگشتان باید نرم باشد مثل پلاستیک نه سخت. حتی بعد از مدت زیاد هم نباید کاملاً سخت گردد.
هرگاه محصول سفت باشد باید مقداری آب یا عسل به آن اضافه کرد. ظرف را از روی آتش برداشته داخل آب سرد می­گذاریم و باز هم مرتب آن را هم می­زنیم. پس از سرد شدن خمیر کاملاً آماده شده را بیرون آورده، هنگام نیاز در خاتیار زنبورها قرار می­دهیم و یا در یک ظرف غیرقابل نفوذ هوا ذخیره می­کنیم.
  • مخلوطی از ۳ قسمت مخمر آبجو، ۴ قسمت آرد سویا، ۲ قسمت شیر خشک کم­چربی و ۲ قسمت پودرشکر را پس از هم زدن و یکنواخت کردن در اختیار زنبورها قرار می­دهیم. زنبورها این مخلوط را با رغبت برداشته، به کندوهایشان حمل و داخل سلول­ها ذخیره می­کنند تا به موقع از آن استفاده کنند.
  • مخلوطی از ۲۰۰ گرم شیر خشک کم­چربی، ۱ کیلو پودر شکر و ۲۵/۱ کیلو عسل نیمه­گرم را پس از قوام آوردن داخل کندو و روی قاب­ها در اختیار جمعیت­ها قرار می­دهیم.
  • یک کیلو عسل را با یک لیتر آب گرم خوب مخلوط کرده و آن را روی ۵/۱۰ کیلو پورد شکر در ظرفی ریخته ۱۴ روز به حال خودش می­گذاریم . در این مدت پودر شکر، آب و عسل را کاملاً جذب کرده، به شکل خمیر در می­آید.
  • ۲۵۰ گرم عسل را با ۱۲۵ گرم آب مخلوط و آن را در ظرفی روی ۲۷۵۰ گرم پودر شکر می­ریزیم و سر ظرف را می­بندیم. ۳ روز بعد مجموعه را به هر فشار داده به صورت خمیر در می­آورند.
زنبوردار باید طرز ساختن خمیرشیرین را حتماً بداند و برای دادن به ملکه، جفت­گیری (جعبه­ی جفت­گیری)، نجات جمعیت­ها را از گرسنگی در زمستان  یا تقویت و تحریک آنها در بهمن و اسفند از آن استفاده کند.
پرورش ملکه و تولیدزنبورپاکتی
آنچه در این فصل آمده اساس پرورش ملکه در همه­ی ایستگاه­های تولید ملکه جهان است.البته کتاب­های زیادی به زبان­های مختلف در این باره نوشته شده. ولی تقریباً در همه­ی آنها اصول همین است که در این فصل نوشته شده و گاهی هر یک به منظور تسهیل در کار چیزهایی بر آن افزورده و یا از آن کاسته­اند.
یک کلنی زنبورعسل بدون داشتن ملکه امکان فعالیت ندارد و کلنی موفق و خوب، کلنی است که ملکه­ی خوب داشته باشد. خصوصیات ژنتیکی ملکه تعیین کننده کیفیت یک کلنی است. خصوصیات مهمی مثل باروری،جمعیتی، میزان تولیدعسل، جمع­آوری کرده گل، مقاومت به آفات و بیماری­ها، رفتار، رنگ، تمایل به تولید بچه کندو،شان­سازی، غارتگری، زمستان­گذرانی و بسیاری دیگر از این خصوصیات از طریق ملکه به اعضای کلنی منتقل می­شود. داشتن ملکه­های جونا، بارور و با خصوصیات ژنتیکی خوب، راندمان کلنی راافزایش خواهد داد. بدین لحاظ ملکه­ی هر کندو باید هر دو سال یک بار عوض شود.
پرورش و تولید چنین ملکه­هایی نیاز به اطلاعات و تجربیات کافی است. یکی از این روش­ها روش انتقال لارو زنبور کارگر به سلول­های طبیعی ملکه است. با ارائه این روش تحول بزرگی در پرورش ملکه صورت گرفت و پس از این بود که روش­های دیگری توسط متخصصین ارائه شد.
پرورش ملکه در کندو به طور طبیعی
این روش برای تولید ملکه به تعداد کم به کار می­رود لذا تمام زنبورداران (مبتدی و حرفه­ای) می­توانند در صورت داشتن ملکه با نژاد خوب، ملکه­های مورد نیاز خود را پرورش دهند.
برای پرورش ملکه به طور طبیعی ابتدا باید کلنی خوب داشته باشیم. چنین کلنی­ای باید خصوصیات زیر را داشته باشد:
۱-تولید محصولات کلنی بالا باشد. ۲-کلنی باید آرام و کمتر نیش بزند. ۳-رشد کلنی در بهار سریع باشد ۴-زمستان­گذرانی خوبی داشته باشد. (با ذخیره کم زمستان را سپری کند) ۵-قدرت تخم­ریزی ملکه بالا، تخم­ریزی منظم و درصد خویشاوندی پایین باشد. ۶-مقاوم در برابر آفات و بیماری­ها ۷-عدم تمایل به بچه­دهی ۸-شان سازی کلنی بالا باشد ۹- تمایل به غارتگری نداشته باشد.
توجه: رعایت تمامی اصول بالا مستلزم بررسی مطالعه دقیق کلنی­های شاهد، به مدت طولانی است که این کار عمدتاً توسط کارشناسان و متخصصین صورت می­گیرد. لذا زنبورداری که قصد تولید ملکه به تعداد کم را دارد تنها رعایت اصول ۱ و ۲ کافی است.
زنبوردار می­تواند تولید ملکه به روش طبیعی را به دو صورت انجام می­دهد: ۱-تولید ملکه با استفاده از سلول­های طبیعی ۲- پرورش ملکه تحت رایط کنترل شده توسط زنبوردار.
  • تولید ملکه با استفاده از سلول­های طبیعی
بهترین زمان برای پرورش ملکه در هر منطقه بهار است. زمانی که بیشترین مقدار گل، شهد و گرده در محیط وجود دارد. همچنین بیشترین جمعیت کارگر جوان در این فصل تولید می­شود.
در حالت طبیعی زنبورها در داخل کندو در سه حالت سلول ملکه می­سازند و اقدام به پرورش آن می­کنند:
الف-دربهار و زمانی­که کلنی بچه­کندو تولید می­کند.  ب-زمانی که ملکه­ی کلنی پیر می­شود. ج-زمانی که ملکه کشته می­شود.
زمانی که ملکه کشته می­شود کندو مجبور به تولید ملکه اضطراری می­شود، لذا تعدادی از سلول­های کارگرها تغییر شکل یافته و آن را به سلول ملکه تبدیل می­کنند. البته ملکه­ای که در این حالت تولید می­شود، کیفیت خوبی ندارد.
معمولا! در حالت­های الف و ب زنبورها تعداد زیادی سلول ملکه در اطارف حاشیه­ی شان­ها می­سازند و ملکه در آنها تخم­گذاری می­کند. اگر ملکه­ی کندو از نژاد خوبی باشد، ملکه­هایی که دراین سلول­ها پرورش می­یابند معمولاً دارای کیفیت خوبی هستند.
زمانی که سلول­های ملکه به طور طبیعی ساخته شدند آنها را از روی شان بریده و به کندوی بی­ملکه منتقل می­کنند. برای این کار باید کلنی­های مناسبی را که از هر نظر دارای خصوصیات بهتری هستند انتخاب و ملکه­ی آنها را گرفته و در قفس ملکه قرار داد و در کندوی دیگر نگهداری کرد. پس از چند روز در این کلنی­ها سلول­های طبیعی ملکه ساخته خواهند شد.
نکات مهم هنگام انتقال سلول ملکه
۱-سلول­هایی که از شان جدا می­شوند کاملاً سربسته باشند. ۲-سلول ملکه را با قسمتی از موم شان ببرید  تا به کف سلول ملکه آسیبی نرسد. ۳-هنگام انتقال سلول ملکه به کندوی گیرنده، آن را به شکل طبیعی در محل پرورش نوزادان مستقر کنید. یعنی؛ قاعده آن را به محل مورد نظر فرو کنید.
اگر هوا نسبتاً گرم بود. می­توان سلول ملکه را در زیر زهواره فوقانی قاب و روی شان مستقر کرد. پس از متولد شدن ملکه و گذراندن دوران بلوغ، جفت­گیری شروع و سپس تخم­ریزی خواهد کرد.
  • پرورش ملکه تحت رایط کنترل شده توسط زنبوردار
ابتدا کندوهایی را که باید ملکه­­ی آنها عوض شود مشخص کنیم . سپس آنها را یتیم (گرفتن ملکه از آنها) و همه­ی قاب­هایی را که دارای تخم ولارو هستند از آن خارج و در کندوی دیگری قرار می­دهیم. آنگاه از کندوخای با خصوصیات خوب، یک قاب حاوی لاروهای بسیار جوان خارج و در کندوهای قبلی که یتیم شده قرار می­دهیم. زنبورهای این کلنی­ها اقدام به ساختن سلول­های ملکه خواهند کرد. پس از حدود ۲۰ تا ۲۲ روز دارای ملکه­ی تخم­گذار خواهند شد. در این روش معمولاً لاروهای مسن­تر رابرای تبدیل به ملکه انتخاب می­کنند که در این صورت ملکه­های حاصله از کیفیت خوبی برخوردار نخواهند بود.
تولید ملکه به روش مصنوعی
برای توسعه و گسترش زنبورداری، نیاز به تولید انبوه ملکه وجود دارد تا هر زمان که نیاز بود از آن استفاده شود. همان طور که می­دانیم در شرایط طبیعی تولید انبوه ملکه با خصوصیات ژنتیکی و فیزیکی خوب وجود ندارد، زیرا؛ امکان جفت­گیری ملکه با زنبورها نر غیرمرغوب وجود دارد. پس نمی­توان اطمینان زیادی به کیفیت ملکه­های تولیدی داشت. با توجه به این نکات نیاز به تولید ملکه خوب به شکل مصنوعی مورد نیاز قرار گرفت. لذا متخصصین اقدام به این عمل کردند تا نیاز زنبورداران به خوبی تامین شود.
نکات مهم برای تولید ملکه به روش مصنوعی
  • قبل از هر چیز انتخاب ملکه با نژاد خوب و متناسب با شرایط اقلیمی (آب و هوا میزان رطوبت و..) و راندمان بالا است.
  • انتخاب کلنی­های مادری (ملکه) و پدری (زنبورهای نر) باید از خلوص ژنتیکی لازم برخوردار باشد. وجه داشته باشید که کلنی­های پدری و مادری می­توانند و باید از یک نژاد باشند اما از گروه­های مختلف، تا باعث همخونی در نوزادان نشود. اگر ملنی­های پدری و مادری از دو نژاد مختلف باشد زنبورهای دورگه به وجود خواهد آمد.
  • داشتن کلنی­های بسیار قوی و بارور از نظر تولید ژله­­ی سلطنتی و مراقبت از سلول­های ملکه.
  • تولید لاروهای جوان کمتر از ۳۶ ساعت سن که به خوبی تغذیه شده باشند.
  • آماده کردن سلول­های مصنوعی، از جنس موم یا پلاستیک به مقدار نیاز.
  • پیوند(منتقل) کردن لاروهای تولید شده به سلول­های مصنوعی ملکه با دقت زیاد.
  • بهترین سازمان­دهی برای داخل کندوهای شروع کننده و خاتمه دهنده­ی سلول­های ملکه.
  • مراقبت لازم از سلول­های ساخته شده.
  • تامین کندوهای مناسب جهت جفت­گیری ملکه­های باکره.
  • پرورش تعداد زیادی زنبور نر بالغ از نژاد مناسب و آمادگی آنها جهت جفت­گیری با ملکه­های باکره، همچنین مراقبت از ملکه­های بارور و استفاده صحیح از آنها.
با توجه به مطالب فوق، روش معمول پرورش ملکه به تعداد زیاد از طریق انتفال لاروهای جوان از سلولهای کارگر به سلول­های مصنوعی ملکه از پیش ساخته شده است. این عمل را در اصطلاح پیوند کردن می­گویند.
تهیه سلول­های مصنوعی ملکه
این سلول­ها معمولاً از موم خالص و عاری از سموم و یا پلاستیک ساخته می­شوند.
برای ساختن چنین سلول­هایی ابتدا قالب­ها معمولاً از جنس چوب و برحسب نیاز به تعداد مختلف ساخته می­شود. معمولاً قالب­های جمعی حاوی ۱۵ تا ۱۶ قالب تکی است. در هر مرحله، به همین تعداد سلول مومی ساخته می­شود. ضمناً  ممکن است چند قالب جمعی را به هم متصل کرد و در هر مرحله تعداد زیادتری سلول با آن ساخت. با تسفاده از این قالب­ها سلول ملکه ساخته می­شود.
زهواره­ای چوبی به طول ۴۲ و عرض ۵/۲ و ضخامت ۱ سانتی­متررا به موم مذاب آغشته می­کنیم. سلول­های ساخته شده مومی را روی ان قرار می­دهیم و با قاشق مقداری موم مذاب دور آن می­ریزیم تا به زهواره متصل شود. سپس آن را در ظرف آب سرد وارد می­کنیم. با این کار سلول­ها مومی روی زهواره مستقر می­شوند که آن را در آب می­شوییم تا هیچ صابونی روی ان نماند. برای نگهداری زهواره آن را خشک و موم­های اضافی اطارف آن را می­تراشیم و ر محل مناسبی نگهداری می­کنیم. سلول­های مصنوعی پلاستیکی ملکه نیز با قالب­های مخصوص ساخته شده و در روی زهوارههای چوبی حاوی لایه­های موم قرار داده می­شوند.
تهیه لارو برای پیوند
اگر تولید ملکه کم باشد مثلاً بین چند عدد تا حدود ۱۰۰ عدد بهتر است از کلنی مادری که قبلاً آن را انتخاب کرده­ایم یک شان که حاوی لاروهای جوان است را خارج و زنبورهای آن را با برس جدا و به اتاق پیوند می­آوریم. در اینجا از بین سلول­های شان، لاروهای کوچک و جوان را که در اطراف آنها ژله­ی رویال بیشتری وجود دارد، انتخاب و به سلول­های مصنوعی ملکه منتقل می­کنیم . این روش معمولاً کند است اما چون تعداد کم است قابل اجرا است. برای تولید بیشتر لارو برای پیوند از روشهای زیر می­توان استفاده کرد:
الف)گذاشتن شان در کندوی مادری و سپس انتقال آن به کندو پرستار غذادهنده
برای تخم­ریزی ملکه، در داخل کندوی مادری یک شان تیره رنگ و تمیز در محل استقرار نوزادان قرار می­دهیم. ملکه­ی مادر بلافاصله داخل سلول­های آن تخم­ریزی می­کند. پس از ۲۴ ساعت ان را به کندوی پرستار (غذادهنده) منتقل می­کنیم. این شان پس از ۳ روز از تخم­ریزی ملکه در آن (یعنی روز چهارم)، حاوی لاروهای هم­سن و جوان خواهد بود که خوب تعذیه شده و منایب برای پیوند است.
ب) محبوس کردن ملکه­ی مادر بر روی یک یا چند شان توسط شبکه مادر
ملکه­ی کلنی مورد نظر  برای انتخاب لارو داخل شبکه محبوس کننده­ی ملکه قرار می­دهند.در این حالت زنبورهای کارگر به آسانی به داخل قفس حبس ملکه رفت­و آمد می­کنند، ولی ملکه نمی­تواند از آن خارج شود. در مدت یک روز کامل، ملکه قاب را پر از تخم یک روزه می­کند.
روش محبوس کردن ملکه
یا قاب تیره رنگ در وسط کندویی استاندارد قرار می­دهیم. ۲ شبکه­ی ملکه را در دو ظرف آنطوری می­گذاریم که فضاری دیگری نباشد و ملکه بر روی آن حبس شود. کلنی مادری را به این کندو منتقل و پس از حبس شدن ملکه در وسط و قرار دادن یک شان تیره رنگ در بین دو شبکه­ی ملکه یک قاب گرده­ی گل را نیز در مجاور قاب ملکه و در طرف دیگر شبکه قرار می­دهیم. بقیه فضاهای خالی را با شان­های خالی و یا شان­های زنبورهای در حال تولد پر می­کنیم. این کلنی را باید با شربت شکر ۵۰ درصد دایم تغذیه کرد. هر ۱ یا ۲ روز یک بار قابی که در اختیار ملکه بوده است و در آن تخم­ریزی کرده است را برداشته و در مجاور شبکه­ی ملکه قرار میدهیم تا تخم­ها جدا شوند و قاب جدید در اختیار ملکه قرار داده می­شود.
به این ترتیب هر ۴ روز یک مرتبه یک قاب حاوی لاروهای هم­سن، جوان و کاملاً تغذیه شده برای پیوند کردن آماده شوند. باید توجه داشت که هر چند روز یک مرتبه شان­های خاول زنبورهای در حال تولد خالی شده و باید آنها را مجدداً تعویض کرد. همچنین در صورتی که شان گرده خالی شود آن را نیز باید با شان پر از گرده جایگزین کرد. روش­های دیگری غیر از روشهای فوق وجود دارد که مبنای آن محبوس کردن ملکه بر روی یک یا چند شان جهت تخم­ریزی است که در آن سلیقه­های متفاوتی اعمال شده است.
اتاق پیوند
برای انجام دادن پیوند باید لاروهای کارگر زیر ۳۶ ساعت ترجیحتاً یکروزه با مقدار ژله­ی مناسب انتخاب ئ به داخل سلول­های مصنوعی آماده شده و منتقل شوند. لاروهای یکروزه معمولاً ۵/۱ برابر تخم هستند وباید آنها را از سلول­های کارگر در قالب­های معمولی انتخاب و با کمک سوزن پیوند به داخل سلول­های مصنوعی منتقل کرد. اعمال فوق در اتاقی به نام اتاق پیوند صورت می­گیرد. این اتاق باید دارای نور کافی، رطوبت و حرارت مناسب باشد و در محلی نزدیک به کندوهای سازنده سلول ملکه قرار داشته باشد.
برای کنترل درجه­ی حرارت اتاق پیوند از بخاری الکتریکی که دراری ترموستات است استفاده می­شود. درجه­ی حرارت مناسب اتاق پیوند حدود ۲۳ تا ۳۰ درجه­ی سانتی­گراد و رطوبت نسبی مناسب آن حدود ۵درصد می­باشد. رطوبت اتاق پیوند را از طریق گذاشتن آب روی حرارت و یا ریختن آب در کف اتاق پیوند می­تواند ایجاد کرد.
با هر گونه لامپی که حرارت زیادی تولید نکند می­توان نور اتاق را تامین کرد و نور چراغ­های فلورسنت بهترین نوع آن است. لامپ باید طوری قرار گیرد که نور مستقیماً به داخل سلول­های شان بتابد.
شان باید از زاویه ۳۰ درجه به طرف شخص پیوند کننده قرار گیرد. گاهی از ذره­بین­های مخصوص برای رویت بهتر لاروها استفاده می­شود.
سوزن پیوند
سوزن پیوند وسیله­ای است که توسط آن لارو را از ته سلول­های کارگر برداشته و به داخل سلول­های مصنوعی ملکه منتقل می­کند. دو نوع سوزن پیوند وجود دارد. یکی سوزن پیوند مستقیم و دیگری سوزن پیوند اتوماتیک.
نوع اول میله­ی مسی نازکی است به طول ۱۵ سانتی­متر و قطر ۲ میلی­متر که انتهای آن پهن و خمیده شده و دارای زبانک کوچکی است. نوع دوم دستگاهی است که زبانک آن به کمک فنری داخل و خارج می­شود و به طور اتوماتیک عمل می­کند. با تمرین کافی با هر دو نوع سوزن می­توان مهارت لازم را جهت انتقال لارو کسب کرد.
پیوند کردن
این روش «پیوند خشک» نامیده می­شود و به این ترتیب که سوزن پیوند از کناره دیواره­ی سلول کارگر به داخل آن برده می­شود و زبانک سوزن را به زیر لارو و ژله می­برند و بدون فشار به ته سلول لارو را همراه با ژله داخل سلول مصنوعی قرار می­دهند، بدون این که ماده­ای در ته سلول مصنوعی ملکه داشته باشد. یعنی اینکه مستقیماً لارو همراه با ژله­ی زیر آن، منتقل می­شود. اما این روش مستلزم مهارت زیاد است. افراد مبتدی بهتر است با قطره­ای از ژله­ی رویال و یا آب مقطر، کف سلول­های مصنوعی ملکه را بپوشانند تا ضمن سهولت تخلیه لارو به داخل آن، از خشک شدن و از دست رفتن آب بدن لارو جلوگیری شود.
ژله­ی رویال را می­توان از سلول­های طبیعی ملکه جمع­آوری کرد و یا سلول­های مصنوعی را به طور خشک پیوند و در روزهای سوم و چهارم بعد از پیوند لارو آن را خارج و ژله­ی موجود در آن ها را در شیشه­ی کوچکی جمع­آوری و در یخچال نگهداری کرد.
توجه: تمام وسایل پیوند قبل از شروع به کار باید کاملاً تمیز و با الکل ضدعفونی شوند.
موفقیت پیوند و تولد ملکه
برای موفق شدن پیوند وتولد ملکه عوامل زیادی موثرند:
  • لاروهایی که به خوبی تغذیه شده باشند و سن آنها مناسب پیوند باشند.
  • مراقبت از لاروها و تغذیه آنها پس از انجام پیوند خصوصاً در ۲۴ تا ۳۶ ساعت اول.
(لارو پیوند شده باید بلافاصله پس از اینکه در کلنی و در اختیار زنبورها قرار گرفت، به خوبی تغذیه شود.)
سلول­های پیوند شده در کلنی­های شروع کننده با موم تازه ساخته و بزرگ می­شوند  و تقریباً نصف حجم هریک از آنها محتوی ژله­ی سلطنتی خواهد شد. همین سلول­ها در کلنی­های خاتمه دهنده کاملاً بزرگ شده ودر پوشیده می­شوند و لاروها در داخل آنها مراحل پیش شفیره و شفیره­گی را طی کرده و آماده متولد شدن می­شوند.
انواع کلنی­های پیوند
کلنی­های شروع کننده مخصوص نگهداری در تاریک­خانه
این کلنی­ها فاقد دریچه­ای پرواز هستند و برای نگهداری در مکان­های سربسته و تاریک است. این کلنی­های شروع کننده، تشکیل شده از یک کندوی استاندارد که گنجایش آن ۵ قاب است و در زیر قاب­های آن فضای خالی به ارتفاع ۵/۷ تا ۱۵ سانتی­متر وجود دارد. این فضا پیش از ارتفاع کندوی معمولی است. این فضای خالی از شبکه­ی توری با سوراخ ریز پوشانده شده است. همانطور که از نام آن معلوم است این کندو فاقد سوراخ پرواز است و تهویه­ی هوا از طریق شبکه­ای توری انجام می­شود و زنبورها تا زمانی­که در آنجا هستند، محبوسند. در وسط درب بالای کندو سوراخی وجود دارد که مخصوص تغذیه زنبورها است و یک شیشه­ی غذا دهنده روی آن قرار می­گیرد.
برای آماده­سازی این کندو قابی پر از گرده­ی گل در وسط و ۲ قاب پر از عسل که پلمپ روی سلول­های آن برداشته شده در طرفین قرار داده می­شوند و بقیه فضای باقی مانده برای قرار دادن دو قاب سلول در طرفین قاب گرده­ی گل منظور می­شود.
۲ساعت قبل از اینکه سلول­ها پیوند شوند، زنبورها را داخل این کندو می­ریزیم به این شکل که قیفی را که دهانه­ی آن گشاد است. روی سوراخ درب کندو قرار می­دهیم و مقدار زیادی زنبور جوان پرستار (حدود ۲ تا ۳ کیلو) را از کندوهای قوی و پرجمعیت برداشته و داخل آن برس می­زنیم تا از طریق قیف به داخل کندوی تاریک منتقل می­شوند.
توجه: دقت کنید که ملکه و زنبورها نر به داخل این کندو ریخته نشوند. شیشه­ی شربت را روی درب کندو قرار داده تا زنبورها تغذیه شوند و آرامش نسبی پیدا کنند.
بعد از آرامش نسبی زنبورها( حدودً بعد از ۲ ساعت) ۲ قاب که هر یک دارای ۳ ردیف ۱۵ تا ۱۶ تایی سلول­های مصنوعی ملکه هستند را پیوند و در فضای خالی طرفین قاب گرده­ی گل قرار می­دهیم. برای این کار ابتدا شیشه­ی شربت را برداشته و کندو را به آرامی به زمین می­زنیم تا زنبورهای جمع شده در قسمت بالا جدا و در فضای خالی زیر ریخته شوند. سپس درب کندو را برداشته و کمی دود می­دهیم آنگاه قاب­های سلول­های ملکه را ر جای خود می­گذاریم و درب کندو را نیز در جای خود قرار می­دهیم.
بعد از ۲۴ ساعت قاب­های حاوی سلول­های ملکه­ای که اکثر آنها پذیرفته شده­اند را از این کندو خارج و به کندوی خاتمه دهنده منتقل می­کنیم. در این مرحله باید دقت شود که ضربه­ای به سلول­ها وارد نشود و برای جدا کردن زنبورها از روی قاب­ها نباید آن را به زمین زد بلکه می­توان از دود و یا برس نرم استفاده کرد.
نکته مهم­: در تشکیل این گونه کلنی­های شروع کننده باید دقت شود که زنبور به مقدار کافی درآنها ریخته شود. اگر کمتر از حد معمول باشد میزان سلول­های پذیرفته شده کاهش می­یابد و اگر بیشتر باشد به دلیل بالا رفتن درجه حرارت کندو، سلول­های پیوند شده را از بین می­روند.
از این نوع کندوهای «شروع کننده» تا ۳ بار برای ساختن سلول­های ملکه می­توان استفاده کرد و پس از خاتمه عملیات، زنبورهای آنها را به کندوهای اولیه عودت داد و یا بین کندوهای ضعیف تقسیم کرد.
کلنی­های شروع کننده مخصوص نگهداری درمزرعه
این کندوها نیز فاقد سوراخ پروازاند و برای نگهداری در فضای باز مزرعه طراحی شده­اند. برای این کار کندویی دو طبقه قوی را انتخاب و با شربت شکر ۵۰درصد آن را تغذیه می­کنیم. آنگاه یک شبکه­ی ملکه بین طبقه­ی اول و دوم قرار می­دهیم و تمام قاب­های حاوی تخم و لارو را به طبقه­ی فوقانی منتقل و در طبقه­ی پایین فقط قاب­های خالی و قاب­هایی که حاوی زنبورهای نزدیک به متولد شده هستند قرار داده می­شوند.
ملکه و زنبورهای مزرعه­ای را در طبقه­ی زیر محبوس می­کنیم و تمام زنبورهای پرستار و موم­ساز در طبقه­ی بالا قرار می­گیرند. پس از ۲۴ ساعت از ساخت این کندو بدنه­ی یک کندوی معمولی را برداشته و دو قاب گرده­ی گل در وسط آن قرار می­دهیم . به طوری که فقط جای یک قاب در وسط آنها خالی بماند. هم­چنین دو عدد ظرف شربت­خوری قابی را در طرفین قاب­های گرده قرار می­دهیم. درب کندو را روی زمین گذاشته و یک قاب به اندازه­ی محیط فوقانی کندو که روی آن شبکه­ی توری ریز کوبیده شده است را روی آن می­گذاریم. سپس کندوی محتوی قاب گرده و شربت­خوری را روی آن قرار داده و طبقه­ی فوقانی کندوی مورد نظر را روی بدنه گذاشته و تمام زنبورهای ان را به داخل بدنه­ی پایین تکان می­دهیم. آنگاه طبقه­ی دوم را با قاب­های لارو به جای خودش روی شبکه­ی ملکه گذاشته و بنه­ی ساخته شده را با قاب شبکه­ی زیر آن روی طبقه­ی دوم می­گذاریم و ظروف شربت­خوری را از شربت شکر ۵۰ درصد پر کرده و درب آن را می­بندیم.
پس از ۲ ساعت، یک قاب با ۴۵ سلول پیوند شده ملکه را بین ۲ قاب گرده­ی گل قرار می­دهیم. (بدنه­ی فوقانی این کندو فاقد سوراخ پرواز است) و بعداز ۲۴ ساعت سلول­های پذیرفته شده را به کندوهای خاتمه دهنده منتقل می­کنیم. پس از خارج کردن سلول­های پذیرفته شده از این کندو باید شبکه­ی  ملکه­ی بین طبقه­ی دوم و بدنه­ی فوقانی را برداشته و اجازه داده شود که زنبورها در هم ادغام شوند، سپس بدنه­ی فوقانی را زا روی کندو برمی­داریم. (کندوی شروع کننده فوق­الذکر ممکن است چند مرتبه مورد استفاده قرار گیرد.)
این کندوها در مناطقی قابل استفاده است که دارای شرایط آب وهوای معتدل باشد و گرمای زیاد به زنبورهای محبوس شده آسیب نرساند.
کلنی­های شروع کننده با سوراخ پرواز
این کندوها معمولاً ۱ یا ۲ طبقه و فاقد ملکه هستند و همانطور که از نام آنها پیداست دارای سوراخ پرواز هستند و به دو شکل ساخته می­شوند ، یک طبقه و دو طبقه.
کندوی شروع کننده یک طبقه
کندویی را که از نطر جمعیت زیاد است انتخاب می­کنیم. سپس آن را یتیم می­کنیم (ملکه را از جمعیت جدا می­کنیم) آنگاه کلنی را با شربت شکر ۵۰ درصد تغذیه می­کنیم. در این کندو فقط شان­های محتوی زنبورهای در حال تولد را نگه می­داریم و بقیه شان­های محتوی تخم و لارو را زا آن خارج و در کندوی دیگری قرار می­دهیم. برای تقویت بیشتر این کلنی مقداری هم زنبورهای جوان پرستار به آن اضافه می­کنیم.
قابی را که دارای گرده­ی گل است به این کلنی اضافه و در وسط کندو قرار می­دهیم. در مجاورت این قاب جایی برای قرار دادن یک قاب سلول ملکه در نظر می­گیریم. پس از گذشت ۲۴ ساعت یک قاب سلول پیوند شده ملکه را در این فضا و در مجاورت گرده­­ی گل قرار می­دهیم.
اگر کندوی «شروع کنندم» به درستی آماده شده باشد امکان گذاشتن ۲ قاب سلول ملکه (شامل ۹۰ سلول) در طرفین قاب گرده­ی گل وجود دارد. سلول­های پذیرفته شده را ۲۴ ساعت بعد به کلنی­های خاتمه دهنده منتقل و در صورت نیاز، سری جدید سلول­های پیوند شده به کلنی داده می­شود. مجموعاً تا سه مرتبه می­توان سلول­های پیوند شده ملکه را در این گونه «شروع کننده­ها»» قرار داده و پس از پذیرفته شدن؛ آنها را به کندوهای «خاتمه دهنده» منتقل و پس از اتمام کار باید ملکه­ی کندو را به آن معرفی کرد.
کندوی شروع کننده دو طبقه
سازماندهی داخلی این کندو، مانند کندوی یک طبقه است اما در طبقه فوقانی صورت می­گیرد . این کندو نیز باید دارای جمعیت زیاد باشد و ضمن یتیم کردن آن، با شربت ۵۰% تغذیه شود. در طبقه اول (بدنه اصلی) قاب­های خالی و یا قاب­های حاوی اصل در کنار بدنه و در وسط نیز قاب­های حاوی شفیره­ی مسن با زنبورهای در حال تولد قرار داده می­شوند. در مجموع این نوع کندوها با استقبال بیشتری مواجه شده است. زیرا جمعیت­های زنبورهای پرستار بیشتر از زنبورهای چراکننده در طبقه پایین مستقر می­شوند و در ساختن سلول ملکه در طبقه فوقانی نقشی ندارند.
کلنی­های خاتمه دهنده
پس از انتقال سلول­های مصنوعی پرورش ملکه به کلنی­های خاتمه­دهنده، آنها را می­توان به اشکال مختلف سازماندهی کرد که عبارتند از :
خاتمه دهنده­های دو طبقه با ملکه
کندوی دو طبقه بسیار قوی و پرجمعیتی را انتخاب و بین طبقه اول و دوم یک شبکه­ی ملکه قرار داده و ملکه را ر طبقه تحتانی و زیر شبکه محدود می­کنیم. همچنین در طبقه­ی پایین فقط قاب­های محتوی زنبورهای در حال تولیدو قاب­های خالی برای تخم­گذاری ملکه قرار داده می­شوند. تما قاب­های محتوی تخم و لارو به بقه­ی بالا منتقل می­شوند ولی ترتیب قرار گرفتن قاب­ها در طبقه فوقانی به شرح زیر است.
۱-قاب زنبور نزدیک به تولد یا در حال متولد شدن. ۲-یک قاب عسل که پلمپ سلول­های آن برداشته شده باشد.  ۳-قاب­های محتوی لاروهای مسن(که به زودی متولد می­شوند.)۴-قاب محتوی گرده گل  ۵-قاب محتوی سلول­های ملکه جوان که از کندوی شروع کننده آورده می­شوند. ۶-قاب محتوی لارو جوان ۷-قاب محتوی شفیره یا زنبورهای نزدیک به تولد  ۸-قاب محتوی سلول­های ملکه که درب آنها بسته شده­اند.
توجه: همان­طور که در ترتیب چیدن مشخص است قاب­های حاوی لاروهای جوان و گرده­ی گل باید نزدیک به قاب سلول­های پیوند شده ملکه باشند تا زنبورهای پرستار در این محل جمع شوند. چند ساعت (معمولاً ۲۴ ساعت) قبل از انتقال سلول­های پذیرفته شده­ی ملکه از کندوی شروع کننده به این کندو باید کندوی خاتمه­دهنده را سازماندهی کرد و با شربت شکر ۵۰% تغذیه نمود.
این کلنی­ها دارای توان بالایی هستند و هر ۴۸ ساعت یک بار، می­توان یک قاب سلول ملکه که حاوی ۴۵ سلول است ازشروع کننده به آن انتقال داد و در بین قاب­های گرده­ی گل و لارو جوان قرار داد و قاب سلول قبلی را به طرف پهلوها انتقال داد. همچنین باید هفته­ای یک بار قاب­های محتوی لارو جوان را از طبقه پایین و به طبقه بالا منتقل و تجدید سازمان کرد.
سلول­های کامل شده ملکه را باید از روز نهم بعد از پیوند از کندوهای خاتمه دهنده خارج و به کندوهای پرستار و یا به انکوباتور منتقل کرد و در روز دهم آنها را در کندوهای جفت­گیری قرار داد. ملکه­های باکره در روزهای یازدهم و دوازدهم بعد از پیوند متولد خواهند شد.
انکوباتور
انکوباتور ابزاری آزمایشگاهی است که در آزمایشگاه­های بیولوژی برای کشت و رشد نمونه­های زنده مانند سلول­ها یا میکروب­ها به کار می­رود. این وسیله با کنترل رطوبت، دما، میزان اکسیزن و دی­اکسیدکربن شرایطی مناسب برای رشد اورگانیسم­های زنده فراهم می­کند.
نکات ضروری هنگام کار با انکوباتور
  • انکوباتور در نزدیک درهای اصلی یا جریانات هوایی و هواکش­ها قرار نگیرد.
  • انکوباتور بر روی سطحی صاف و در حالت تعادل قرار گیرد.
  • از گذاشتن مواد فرار یا قابل اشتغال (اتر، بنزین، الکل، پروپان) در انکوباتور خودداری شود.
  • تعویض به موقع ظرف آب داخل دستگاه، در انکوباتورهای کشت سلولی بسیار ضروری است.
  • برای جلوگیری از آلودگی در انکوباتورها؛ قفسه­ها و دیواره دستگاه همواره باید تمیز و خشک باشد.
کاربرد این دستگاه برای پرورش ملکه­ی زنبورعسل، در حقیقت پرستاری از سلول­های پیوند شده­ی ملکه از روز ششم به بعد است. معمولاً زمانی از این  دستگاه استفاده می­شود که تعداد ملکه­های پرورش یافته زیاد باشند، لازم است تا در محلی غیرکندو تا روز دهم نگه­داری و سپس به کندوهای جفت­گیری منتقل شوند. این دستگاه با سوخت­های مختلف کار می­کند. ممکن است برقی، نفتی و یا گازسوز باشند.
در دمای ۳۴ درجه سانتی­گراد و رطوبت ۵۰% می­توان قاب سلول­های ملکه را تا روز یازدهم پس از پیوند نگهداری کرد و سپس سلول­های ملکه را به طور معمولی یا با فنر به کلنی­های جفت­گیری ملکه منتقل و یا در کلنی انکوباتور نگهداری کرد. البته با توجه به وجود نوشانات برق و گاهی قطع برق بهتر است از کلنی انکوباتور استفاده شود.
کلنی انکوباتور
کلنی انکوباتور که یک کلنی سه طبقه است معمولا در طبقه­ی پایین که با شبکه­ی ملکه جدا می­شود قاب­های عسل و در طبقه دوم و سوم قاب­های شفیره وقاب­های حاوی سلول­های ملکه را به صورت یک در میان قرار می­دهند که تا روز ۱۰ یا ۱۱ پس از پیوند در این کندوها قرار دارند. در این کلنی­ها، زنبورها علاوه بر تامین گرمای مورد نیاز با نازک کردن سلول­های ملکه آنها را برای تولد ملکه آماده می­کنند.
نکات مهم: پرهیز از تکان­های شدید هنگام انتقال قاب­های حاوی سلول ملکه بسیار مهم است. این عمل باید به آرامی صورت گیرد و زنبورهای روی آن را باید با برس جدا کرد. برای اطمینان بیشتر، در روز دهمِ پس از از پیوند موم­های پایه سلول­های روی زهواره را با چاقو می­برند و از یکدیگر جدا می­کنند. سپس آنها را به کندوی جفت­گیری انتقال می­دهند.
علت جدا کردن سلول­های ملکه از روی زهواره در روز دهم، بالا بردن میزان اطمینان است. گاهی در زمان پیوند لاروهای قدیمی­تر زودتر متولد می­شوند و بقیه سلول­ها را نیش می­زنند و ملکه­ها را قبل از تولد می­کشند. ولی اصولاً روز ۱۱ با احتساب لارو ۵/۱ روزه منتقل شده به شروع کننده و ۳ روز دوران تخمی برای انتقال مناسب­تر است، چون ملکه در پایان روز ۱۶ متولد می­شود. بعضی تولیدکنندگان برای کم کردن هزینه­ها، ملکه­ی متولد شده را تا روز پنجم در کلنی انکوباتور نگهداری می­کنند و سپس ملکه­ی بالغ را به کندوی جفت­گیری معرفی می­کنند تا مدت زمان نگهداری ملکه در کندوی جفت­گیری را کوتاه­تر کنند .باید توجه داشت که انتقال شاخون آماده تولد، رایج­ترین روش در پرورش ملکه است. در کلنی­هایی که یک یا چند سری ملکه بالغ جفت خورده تحویل داده­اند معمولاً برای احتیاط و پذیر بالاتر از فنر شاخون برای معرفی شاخون استفاده می­شود، زیرا وجود تخم و لاروهای حاصل از ملکه­های قبل باعث کاهش قدرت پذیرش کلنی­های جفت­­گیری می­شود.
همچنین علاوه بر به کارگیری روش­های فوق، به زنبورهای نر مناسب در منطقه نیز نیاز داریم که ملکه­های پرورش یافته با آنها جفت­گیری کنند و آماده معرفی به کندوهایدیگر شوند. بنابراین تولید نرهای مناسب در کلنی­های پدری، یکی دیگر از مراحل مهم کار پرورش ملکه است.
 ترتیب کلنی انکوباتور پرستاری از سلول ملکه
سلول ملکه+ شفیره مسن+ زنبور جوان(طبقه سوم)
شبکه مانع ملکه
سلول ملکه+شفیره مسن+زنبور جوان (طبقه دوم)
شبکه مانع ملکه
عسل+عسل+عسل+عسل+عسل(طبقه اول)
تشکیل کندوی جفت­گیری و استفاده از آنها
بهترین روش جفت­گیری ملکه برای زنبوردارانی که می­خواهند ملکه­های خود را تعویض و یا تعداد کندوهای خود را افزایش دهند این است که در هر کلنی که به ملکه نیاز است یک سلول ملکه­ی کامل شده (قبل از تولد) داده شود.
برای این کار ابتدا کلنی را یتیم (ملکه قدیمی را از کندو خارج می­کنیم) و روز بعد یک سلول کامل شده و سربسته ملکه­ی نزدیک به تولد را در بالای شان­هی شفیره کارگرها نسب می­کنیم. حدود ۱۴ روز بعد ملکه جفت­گیری و شروع به تخم­گذاری می­کند.
در واحدهای بزرگ پرورش ملکه که تعداد زیادی ملکه پرورش می­دهند، باید کلنی­های جفت­گیری مخصوصی پیش­بینی شود. کندوهای جفت­گیری کندوهای کوچک بدون ملکه، تخم و لارو هستند که دارای مقداری پوکه خالی، گرده­ی گل، عسل و یا شربت شکر ومقداری زنبور جوان همراه با شفیره کارگران نزدیک تولد است. این کندوها اماده پرستاری از سلول ملکه از تولد تا جفت­گیری و تخم­گذاری هستند که این مدت ۱۰ تا ۱۴ روز طول می­کشد.
روش استقرار کندوهای جفت­گیری در محوطه زنبورستان، جهت کندوها و نیز موقعیت جغرافیایی منطقه از نظر وجود کوه، دره، رودخانه، جنگل و فضای سبز همه و همه در موفقیت زنبوردار و جفتگیری ملکه­ها و تولید ملکه­ی بیشتر تاثیر به سزایی دارند. همچنین آرایش کندوهای جفت­گیری در محوطه درجلوگیری از اشتباه ملکه و ورود اشتباهی به کندوهای مجاور موثر است. به نظر متخصصین بهتر است کندوهای هر منطقه با علائم جفرافیایی و با آرایش­های نامنظم چیده شوند.
 کندوی جفت­گیری سه قسمتی ملکه­ی زنبورعسل
ساده­ترین کندوی معمولی، کندوی لانگستروت است که به وسیله­ی دیواره­های تخته­ای فیبر با سه­لایی به سه بخش تقسیم می­شود. در داخل هر بخش سه قاب بر اساس گنجایش آنها قرار می­گیرد. در این کندوها دریچه­ی پرواز آنها در جهات مختلف ایجاد می­شود. هر بخش کندو از قسمتبالای کندو رابطه­ای با بخش دیگر نداشته و با یک تخته­ی یک پارچه­ی برزنتی جدا شده است و درب اصلی کندو روی هر سه قسمت را می­پوشاند.
مزایای این نوع کندو
  • قاب­های مورد مصرف استاندارد و قابل استفاده در زنبورستان است.
  • در پایان هر دوره­ی جفت­گیری (حدود دو هفته) می­توان با نگهداری آخرین ملکه (مرحله آخر) کندو را به یک کندوی اصلی تبدیل و بقیه دیوارها را برداشته و دریچه­ای پرواز را نیز مسدود کرد.
  • این نوع کندوی جفت­گیری تحمل شرایط سخت محیطی را دارد.
  • درصد پذیرش سلول­ها و تولد ملکه در این نوع کندوها بیشتر است.
نحوه مستقر کردن کندوهای جفت­گیری
موفقیت پرورش ملکه تا حد زیادی به مدیریت صحیح در این مرحله بستگی دارد. اینکه کلنی­ها را چگونه مستقر کنیم تا از نظر شرایط آبو­وهوایی و نیازهای کلنی همه چیز مهیا باشد.
مدیریت این شرایط گاهی درصد موفقیت را تا زیر ۳۰% و یا به بیش از ۹۰% افزایش می­دهد.
  • دمای منطقه باید بین ۲۰ تا ۳۰ درجه سانتی­گراد باشد.
اگر دمای منطقه سردتر یا گرم­تر از میزان ذکر شده باشد، عملیات جفت­گیری ملکه با اختلال روبه­رو می­شود؛ مثلا در شرایط آب­وهوایی جنوب کشور، باید برنامه و زمان­بندی پرورش ملکه طوری انجام شود که در فصل جفت­گیری با گرامی زیاد روبه­رو نشوند، زیرا گرمای زیاد درصد موفقیت جفت­گیری زنبورهای ملکه باکره را کاهش می­دهد.
  • سرعت باد نباید بیش از ۲۰ کیلومتر در ساعت باشد .
در شرایط باد شدید ملکه برای جفت­گیری از کندو خارج نمی­شود یا پس از جفت­گیری برای برگشت به کندو دچار مشکل می­شود و نمی­تواند به درستی جهت­یابی کند و اگر ملکه به اشتباه وارد کندوی دیگر شود توسط کارگران آن کلنی­ها کشته می­شود.
  • سرما، گرما، باد شدید، بارندگی، مه­آلود بودن منطقه­ی جفت­گیری نیز باعث اختلال در کار پرورش دهندگان ملکه، به ویژه در جفت­­گیری ملکه­های باکره می­شود.
  • وجود نشانه­های طبیی مانند کوه، تپه، عاورض زمین، ساختمان، درخت و نهر آب در منطقه جفت­گیری می­تواند در جهت­یابی ملکه و موفقیت این مرحله تاثیر بگذارد.
  • یکی دیگر از آفات کندوهای جفت­گیری که باید در زمان انتخاب محل استقرار به آن توجه شود مورچه و دیگر آفات هستند.
  • وجود آب جاری و تمیز در نزدیکی منطقه جفت­گیری و پرورش ملکه در موفقیت این مرحله ضروری است.
  • رعایت فاصله مناسب کندوها برای جلوگیری از ورود اشتباه نیز از موارد دیگری است که با رعایت آن می­توان راندمان کار را افزایش داد.
  • از دیگر نکات مهم، آرایش کندوهای جفت­گیری است که باید دریچه­های پرواز آها در جهات مختلف باشد. این کار باعث جهت­یابی صحیح زنبورها و ملکه­ها در زمان برگشت به کندوها می­شود.
استقرار سلول­های ملکه آماده شده
برای استقرار سلول­های ملکه آماده شده در کندوهای جفت­گیری، معمولاً ۱ تا ۲ روز بعد از آماده شدن کندوهای جفت­گیری و استقرار آنها در محل باید سلول­های ملکه را وارد آنها کرد. برای این کار روی بلوک­های چوبی حاوی سلول­های ملکه، پارچه­ی مرطوبی کشیده و به محوطه­ی جفت­گیری منتقل می­کنند. سپس هر سلول در وسط قاب شفیره کندوی جفت­گیری مستقر و با دقت در بین دو قاب دیگر قرار داده شود. عده­ای از پرورش­دهندگان ملکه دو عدد سلول ملکه را به هر کندوی جفت­گیری می­دهند تا در صورت متولد نشدن یکی، آن دیگری به ثمر برسد. همچنین در صورتی که هر دو متولد شدند آن که بهتر است و قدرتمند باقمانده و دیگری را که ضعیف­تر است از بین خواهد برد.
خارج کردن ملکه از کندوهای جفت­گیری
۱ تا ۲ روز بعد از مستقر کردن سلول­های ملکه در کندوهای جفت­گیری، ملکه متولد می­شود، حدود ۷ روز بعد بالغ شده و جفت­گیری می­کند و حدود ۲ تا ۴ روز پس از جفت­گیری، شروع به تخم­گذاری می­کند. در صورت مساعد بودن شرایط، حدود ۱۴ روز پس از قرار دادن سلول ملکه در کندوی جفت­گیری، ملکه باید در حال تخم­گذاری باشد و می­توان آن را از کندوی جفت­گیری خارج کرد.
روش خارج کردن ملکه از کندوی جفت­گیری  ارسال آن به مناطق مختلف
برای انتقال و یا فروش ملکه­های پرورش یافته به مناطق مختلف باید از قفس­های مخصوص استفاده کرد. در این قفس­ها شیرینی مخصوص ملکه را قرار می­دهیم، سوراخ انتهایی نزدیک به محل شیرینی ملکه را با چوب پنبه مسدود و روی قفس شبکه­ی توری با سوراخ­های ریز نصب می­کنیم سپس در ظرفی قرار دده و به محوطه­ی کندوهای جفت­گیری می­بریم و هر کندو را که حاوی ملکه­ی بارور است، بازرسی و ملکه را یافته و در صورت لزوم علامت­گذاری می­کنیم. برای علامت­گذاری ملکه از رنگهای مخصوصی استفاده می­شود که سریعاً خشک شده و بو نداشته باشد.
برای این کار با استفاده از میله­ی باریکی روی پشت ملکه خال­ کوچکی از رنگ گذاشته می­شود و یا گاهی دیسک­های فلزی بسیار سبک و کوچک که روی آنها شماره­ای نیز نوشته شده است و به رنگ­های مختلف است، به پشت قفسه­ی سینه­ی ملکه می­چسبانند.
روش­های علامت­گذاری ملکه جنبه­ی بین­المللی پیدا کرده است. به این ترتیب که رنگ سفید یا خاکستری برای سال­هایی که عدد آخر آنها ۱ یا ۶ است، رنگ زرد برای سالهایی که عدد آخر آنها ۲ یا ۷ ، قرمز برای سالهایی که عدد آخر آنها ۳ یا ۸  و سبز، برای سال­هایی که عدد آخر آنها ۴ یا ۹ می­باشد و بالاخره آبی برای سال­هایی که عدد اخر آنها به ۵ یا صفر ختم می­شود به کار برده می­شوند.
برای ارسال تعداد معدودی ملکه به محل دیگر (مثلاً یک، دو یاسه ملکه) می­توان قفس آنها را در پاکتی ضخیم قرار داد و با ایجاد چند سوراخ در حاشیه آن و نوشتن آدرس روی پاکت آنها را ارسال کرد.
ولی برای ارسال تعداد بیشتر ملکه، قفس­ها را روی یکدیگر قرار داده، با نوار چسب کاغذی به هم متصل و توری فلزی روی آنها می­کشیم. سپس صفحه­ای مقوایی روی آن قرار می­دهیم و با نوشتن آدرس روی بسته، آن را ارسال می­کنیم.
پس از خارج کردن ملکه­ها از تمامی کندوهای جفت­گیری، مجدداً کندوها را مورد بازبینی قرار می­دهیم و در صورتی که به زنبور و یا غذا نیازدارند آنها را تامین و در صورت لزوم استفاده­ی مجدد از آنها باید حداکثر ۱ تا ۳ روز بعد سلول ملکه­ی جدیدی را در آنها مستقر کرد.
تلقیح مصنوعی ملکه­های باکره
ضرورت تلقیح مصنوعی از آن جهت است که جفت­گیری طبیعی ملکه خارج از کنترل انسان است. زنبورملکه هنگام جفت­گیری به طور اتفاقی با زنبورهای نر متفاوتی جفت­گیری می­کند و بالطبع زنبورهای متولد شده با خصوصیات ژنتیکی متفاوت هستند.
پس  برای داشتن ملکه­هایی با نژاد خاص و یا با ویژگی­های خاص مورد نظر و یا حافظ این خلوص باید از تلقیح مصنوعی استفاده کرد. از دیگر مزایای این روش امکان تلقیح در هر موقع از شبانه­روز و تحت هر نوع شرایط اقلیمی در داخل آزمایشگاه است.
از مشکلات و معایب تلقیح مصنوعی می­توان به موارد زیر اشاره کرد:
داشتن منبع کافی و همیشگی از زنبورهای نر سالم و بالغ از نژاد مناسب، داشتن ابزار و لوازم لازم، داشتن تخصص و یا متخصصین برای انجام تلقیح، امکان آلوده شدن ملکه­های تلقیح مصنوعی شده به انواع بیماری­ها و برنامه­ریزی دقیق و علمیکه نیاز به کار حرفه­ای (وقت و امکانات و..) دارد.
زنبوردارانی که به طور حرفه­ای و صنعتی اقدام به تولید ملکه زنبورعسل می­کنند به ناچار باید به شیوه علمی و تخصصی اقدام به تلقیح مصنوعی زنبورعسل کنند. علیرغم اینکه امکان استفاده از این روش برای همه­ی زنبورداران وجود ندارد. در غیر این صورت تنها شیوه مناسب برای کنترل جفت­گیری ملکه­ها و تولید ملکه با نژاد مناسب، استقرار کندوهای جفت­گیری و کلنی­های پدری تولید کننده زنبور نر در مناطق ایزوله شده است. چنین مناطقی باید حداقل تا شعاع  تا  کیلومتری آن کلنی زنبورعسل از نژاد دیگری وجود نداشته باشد.
تولید زنبور پاکتی
تولید زنبورپاکتی یکی از رشته­های صنعت زنبورداری است. هدف از تولید زنبورعسل پاکتی، تامین زنبور برای زنبورداران است. در این روش زنبوردار مناطقی که دارای گل­ و شهد فراوان است اقدام به پرورش زنبورعسل می­کند و پس از قرار دادن یک ملکه و تعدادی زنبورعسل و مقداری غذا در یک جعبه­ی توری، آن را به مناطقی که شرایط مساعدی از نظر پرورش زنبورعسل ندارند، ارسال می­کنند. این موضوع تاثیر به سزایی در اشتغال­زایی نیز دارد . کسانی که به پرورش زنبورعسل علاقه دارند، می­توانند با خرید کلنی زنبورعسل در وزن­های ۲۵۰،۳۰۰ و ۵۰۰ گرمی و استقرار آن در مناطق پرشهد، اقدام به پرورش زنبورعسل به شیوه پاکتی کنند. بیشترین مورد مصرف زنبورپاکتی در مناطقی است که دارای زمستان­های سرد و طولانی است و امکان نگهدری کلنی­های زنبورعسل در زمستان کم و یا مقرون به صرفه نیست. همچنین مراکز تولید آن در مناطقی ایت که در زمستان شرایط مناسبی برای پرورش و تولید زنبور وجود داشته باشد.
در این روش تولید کنندگان زنبورپاکتی می­توانند در صورت علاقه و داشتن فرصت مناسب اقدام به تولید عسل کنند.
مدیریت کلنی­های تولید،  کننده­ی زنبورپاکتی
مدیریت این کلنی­ها با کدیریت کلنی­های تولید عسل تفاوت عمده­ای ندارد. رساندن جمعیت کلنی به حداکثر ممکن در یک دوره زمانی معین از نکات مهم مدیریت کلنی­های تولید کننده زنبورپاکتی است. به این منظور انجام اقدامات زیر می­تواند موثر باشد.
  • تعویض ملکه­های قدیمی جایگزینی آنها با ملکه­های جوان، بارور و اصلاح شده، در ابتدای هر فصل.
  • ادغام کلنی­های ضعیف در یکدیگر.
  • هماهنگ کردن جمعیت­ها و بررسی میزان غذای کلنی­ها، در صورت لزوم.
  • استفاده از شربت شکر وخمیر گردهی گل، در صورتی که قاب­های جاوی عسل و گرده گل در دسترس نباشد. این موضوع در پرورش نوزادان اهمیت بسیاری دارد. معمولاً مقداری گرده­ی گل را (حدود ۵ تا ۲۵ درصد وزن کل مواد به صورت خشک) با موادی مثل آرد کنجاله­ی سویا و مخمر آبجو و..مخلوط و به کار می­برند. برای مخلوط کردن این مواد از شربت شکر ۵۰ % استفاده می­شود تا ترکیب به دست آمده به صورت خمیر مناسبی آماده شود.
  • انجام اقدامات لازم جهت جلوگیری از تولید بچه کندو و برداشتن جمعیت اضافی و به صورت زنبورپاکتی به جای دیگری منتقل کردن.
  • تهویه کافی کندوها، محافظت در مقابل باد و بارش­ها، استقرار کندوها در مکان­های مناسب و کنترل آفات و بیماری­ها همگی برای موفقیت در امر تولید زنبورپاکتی موثر است.
وسایل لازم برای زنبورپاکتی
وسایل مورد نیاز عبارتند از:
جعبه­های مخصوص زنبورپاکتی، قفس­های ارسالی ملکه و ظروف شربت مخصوص جعبه­های زنبورپاکتی.
بهترین زمان فروش زنبورپاکتی اواخر زمستان و اوایل بهار است لذا لوازم فوق باید در طول زمستان فراهم شود.
قفس­های زنبورپاکتی
این قفس­ها با کف و سقفی از جنس چوب است و اطارف آن با توری سیمی ریزبافت محصور شده است. حجم این قفس­ها براساس مقدار زنبوری که در آن قرار داده می­شود متفاوت است. که بعضی از آن­ها عبارتند از:
ابعاد (برحسب سانتیمتر) برای پاکت­های ۱ کیلویی زنبور: ۳۰×۱۵×۲۲ (ارتفاع)
ابعاد(برحسب سانتیمتر) برای پاکت­های۵/۱ کیلویی زنبور:۱۵×۴۰×۲۲(ارتفاع).
ظروف شربت­خوری زنبور پاکتی
ظروف شربت­خوری زنبورپاکتی تشکیل شده است از یک قوطی حلبی با گنجایش ۱ لیتر شربت که از طریق سوراخ تعبیه شده در سقف، زنبورها به آن دسترسی دارند. این ظرف بر روی پایه­ای چوبی که به شکل H یا U است، به کف یا سقف کوبیده می­شود.
روی این سوراخ یک قطعه پارچه­ی صاف با بطونه­ی رقیق شده مخصوص صافکاری اتومبیل چسبانده و با گذاشتن یک حلقه پلاستیکی از داخل، میزان شل بودن پارچه را تنظیم کرد. بعد قوطی را از شربت قند ۵۰% پر و درب آن را لحیم می­کنند.
شیوه پر کردن قفس­های زنبورپاکتی
برای پر کردن قفس­های زنبورپاکتی از زنبور، روش­های مختلفی به کار گرفته شده است.
مرسوم­ترین روش استفاده از «جعبه­ی تکاندن زنبور» است که ظرفیت­ حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلو زنبور را دارد. این جعبه دارای دو قسمت عمده است. قسمت فوقانی دارای قیفی است که به قسمت تحتانی راه داشته و ضمناً یک ظرف عمیق که از شبکه­­ی ملکه درست شده و قابل اجرا شدن است بر روی قسمت فوقانی قیف قرار می­گیرد.
بدنه­ی کندوی تامین کننده زنبور را بر روی قسمت فوقانی این جعبه قرار داده وشان­های حاوی زنبور بر روی شبکه­ی ملکه تکانده می­شود و از این طریق زنبورهای کارگر در جعبه­ب تحتانی ریخته می­شوند.
به این ترتیب زنبورهای نر و ملکه بر روی شبکه­ی ملکه قرار گرفته و با زنبروهای کارگر که در قسمت تحتانی قرار می­گیرند مخلوط نشده و به کندوی اولیه خود بازگردانده می­شوند. پس از آنکه به اندازه کافی زنبور جمع­آوری شد، قفس­های زنبورپاکتی را بر روی ترازو قرار داده، سپس قسمت تحتانی «جعبه­ی تکاندن زنبور» را برداشته و زنبورها را از طریق دریچه­ی خروجی آن و به وسیله­ی قیف به داخل قفس­ها می­ریزند. پس از این مرحله یک ملکه را که قبلاً در قفس­های دو حجره­ای مخصوص ملکه(بدون زنبور همراه و بدون شیرینی ملکه) قرار داده شده و قفس آن به یک رشته سیم یا مفتول باریک بسته شده است و در وسط قفس زنبورپاکتی قرار داده می­شود و بالاخره ظرف شربت­خوری را داخل قفس گذاشته و آنها را جهت بسته­بندی روی کامیون آماده می­کنند.
برای ارسال گروهی قفس­های زنبورپاکتی به وسیله­ی کامیون معمولاً هر ۴ تا ۵ قفس را به وسیله­ی دو باریکه چوب به طول ۹۰، عرض ۵ و ضخامت ۱ سانتی­متر به یکدیگر متصل کرده به طوری که بین هر دو قفس فاصله­ای حدود ۱۰ تا ۱۵ سانتی­متر ایجاد گردد.
در جریان پرکردن قفس­های زنبورپاکتی باید دقت کافی به عمل آید که زنبورها از گرمای زیاد آسیب نبینند.
پس از بسته­بندی قفس­ها نیز باید زنبورهای سبیده به سطح آنها را جدا و با شربت ۴۰ به ۶۰ زنبورها را اسپری کرد تا آرامش نسبی پیدا کنند و مقداری شربت بخورند.
زنبورهایی که قبل از حرکت به اندازه کافی شربت خورده باشند قادرند حدود سه روز مسافرت را به خوبی تحمل کنند.
در غیر این صورت در راه از شربت داخل ظروف شربت­خوری تغذیه می­شوند و ممکن است برای همه­ی زنبورهای قفس شربت به اندازه کافی باقی نماند. ضمناً باید دقت شود که زنبورهای ارسالی همگی جوان باشند. برای این کار باید از طبقه فوقانی کندوهای تامین کننده اقدام به برداشت زنبور کرد.
مستقرکردن زنبورپاکتی در کندو
پس از دریافت قفس­های زنبورپاکتی، باید آنها را در محلی خنک و تاریک قرار داد و سطح توری آنها را مختصراً با شربت ۴۰ به ۶۰ که حاوی داروی«فومیدیل-ب» است اسپری کرد.
از هنگام غروب آفتاب تا صبح روز بعد می­توان آنها را در کندوها مستقر کرد. برای این کار باید آنها را به محل زنبورستان برده و سه یا چهار قاب از وسط کندویی که قبلاً آماده و در محل مورد نظر قرار داده شده است خارج کرد.
در صورتی که هوا به اندازه کافی سرد نباشد و به طور طبیعی قدرت پرواز زنبورها کاشته نشود، بهتر است موقع تخلیه قفس­های زنبورپاکتی در کندوها، آنها را با آب یا شربت قند رقیق مختصراً اسپری کرد. پس از این کار قفس را به آرامی از محل قاعده به زمین زده سپس قوطی شربت و ملکه را برداشته و زنبورها را به داخل کندو تخلیه می­کنیم.
قاب­هایی را که قبلاً از کندو خارج کرده بودیم باید در داخل کندو و در محل خود قرار داده شوند به طوری که به آنها فشار وارد نگردد و زنبورها در زیر آنها کشته نشوند بلکه به واسطه­ی وزن خود پایین رفته و مستقر شوند. سپس چوب پنبه­ی سوراخ ورودی قفس ملکه را برداشته و قفس حاوی ملکه را بین دو شان وسطی کندو مستقر کرده تا ملکه از آن خارج گردد و بالاخره شربت­خوری کندو را پر از شربت کرده و درب آن را می­بندیم. ضمناً برای جلوگیری از غارت­گری باید سوراخ پرواز کندو را تنگ کرد.
مدیریت سیستم دو ملکه­ای
برای اولین بار در سال­های ۱۹۳۷ تا ۱۹۵۸ فیرار اقدام به تشکیل کلنی با دو ملکه کرد که نتایج خوبی به دست آورد. و در سال ۱۹۴۳ دونهام این سیستم را بهبود بخشید. در سال ۱۹۷۵بانکر زنبوردار موفق آمریکایی که بیش از ۱۵۰۰ کلنی زنبورعسل را با سیستم دو ملکه­ای مدیریت می­کند، معتقد است که زمان عملیات و روش کار در میزان موفقیت در مدیریت دو ملکه­ای کندوها تاثیر به سزایی دارد. اگرچه این گونه سیستم بسیار پرزحمت و وقت­گیر است ولی نتیجه نهایی نیز بسیار رضایت­بخش است.
لازم به ذکر است که در هر یک از روش­های فوق تغییرات و ابتکاراتی متناسب با شرایط و امکانات صورت گرفته است که در زیر به یکی از این روش­ها می­پردازیم.
روش دو ملکه­ای کردن کلنی­ها
برای بالا بردن راندمان تولید عسل در هر کلنی عوامل مختلفی تاثیرگذار هستند از جمله میزان جمعیت. هر چه میزان جمعیت چراکننده بیشتر باشد مقدار تولید عسل بالاتر خواهد بود.
یکی از روش­های رسیدن به این هدف استفاده از دو ملکه در یک کلنی است. با این روش در مدت کوتاهی جمعیت کلنی را می­توان به حداکثر ممکن رساند.
یکی دیگر از عوامل تاثیرگذار بر میزان تولیدعسل، داشتن فضای کافی است که در این روش با ایجاد فضای بیشتر برای زنبورها، میزان تخم­گذاری بیشتر خواهد شد و بالطبع میزان جمعیت افزایش پیدا خواهد کرد.
لازم به ذکر است که این روش برای مناطقی مقرون به صرفه است که میزان گل­دهی و جریان شهد درطبیعت طولانی­مدت باشد و یا اینکه شروع و پایان گل در طبیعت مشخص باشد در غیراینصورت این روش برای زنبورداران به دلیل زمان و هزینه اضافی مقرون به صرفه نیست.
روش تشکیل کندوی دو ملکه­ای به شرح زیر است:
  • حدود ۴ الی ۶ هفته قبل از جریان شهد یک کندوی قوی انتخاب و در صورت لزوم به وسیله­ی شربت شکر و کیک­های کمکی گرده­ی گل آنها را تقویت می­کنیم.
  • نیمی از جمعیت کلنی را بدون ملکه به یک طبقه­ای که از قبل آماده کرده­ایم انتقال می­دهیم.
  • ملکه­ی کندو را همراه با بقیه­ زنبورها در محل اصلی خود یعنی طبقه پایین، با گذاشتن یک شبکه ملکه محبوس می­کنیم.
  • روی کندوی ملکه یک طبقه با شان خالی و عسل اضافه می­کنیم (طبقه دوم).
  • روی طبقه­ی دوم، یک شبکه­ی ملکه و یا توری ریزبافت دو لایه قرار می­دهیم.
  • کندویی را که نیمی از جمعیت آن را قبلاً برداشته­ایم، به عنوان طبقه سوم روی توری دو لایه قرار می­دهیم.
  • یک سوراخ پرواز جدید برای این جمعیت یعنی در طبقه سوم، ایجاد و یک ملکه­ی جوان به آن معرفی می­کنیم.
  • در صورت بازگشت زنبورهای طبقه سوم به کندوی اصلی یعنی طبقه اول، بعد از ۲ روز مقداری زنبور از کلنی­های قوی برداشته و به آن اضافه می­کنیم.
  • در صورت کمبود ذخیره غذایی، هر دو کلنی را تغذیه می­کنیم.
به تدریج جمعیت کلنی افزایش یافته و باید فضای لازم را با اضافه کردن طبقه برای آنها فراهم نمود.
توری ریزبافت دو لایه ضمن جلوگیری از انتقال حرارت از طبقات پایین امکان ادغام بهتر زنبورهای دو کلنی را فراهم می­آورد. ضمناً منطقه­ی پرورش نوزادان، کلنی تحتانی از دو طبقه تشکیل شده و روی آن شبکه ­ی ملکه قرار داده می­شود در صورت لزوم طبقات اضافی برای ذخیره عسل روی شبکه­ی ملکه برای کلنی زیرین و روی قسمت فوقانی برای کلنی بالایی قرار داده می­شود. در این روش نیز مثل روش قبلی پس از رشد کامل دو کلنی جمعیت آنها را ب یکدیگر ادغام می­کنند.
متحد کردن دو جمعیت
جمعیت­های ضعیف را در هیچ زمانی نباید در زنبورستان تحمل کرد چون اولاً: همیشه جمعیت­هایی مصرف کننده­اند بدون آنکه محصولی بیاورند و حتی اغلب، زنبوردار ناچار به تغذیه دایمی آنها است و جز ضرر چیزی تحویلش نمی­دهند.
ثانیاً: جمعیت­های ضعیف درست مثل انسان­های ضعیف استعادا ابتلاء به هر بیماری را دارند و پس از بیمار شدن، بیماری را در تمام کندوهای زنبورستان پخش می­کنند. البته عامل اصلی پخش بیماری­ها زنبورهای نر هستند، چرا که آنها می­توانند آزادانه به هر کندویی که مایل باشند بروند.
ثالثاً: داخل کندوهای با جمعیت ضعیف و روی شان­های بدون زنبور، محل مناسبی است برای تخم­گذاری پروانه­ی کرم موم­خوار. تخم­ها پس از مدتی تبدیل به لارو شده و لاروها شان­ها را یکی پس از دیگری می­خورند تا تبدیل به پروانه می­شوند. به این طریق پروانه­های کرم موم­خوار زیاد شده و به کندوهای دیگر حمله­ور می­شوند و تمامی زنبورستان را آلوده می­کنند.
بعضی از زنبوردارها برای این که تعداد کندوها و جمعیت­های زیاد باشد از متحد کردن جمعیت­های ضعیف و حتی خیلی ضعیف یا جمعیت­های قوی اکراه دارند. این یک اشتباه محض است که دانسته یا نداسته مرتکب می­شوند. چه همان­طوری که گفته شد اینها همیشه بی­ثمر و بی­محصولند.اغلب حتی در وسط زمستان از بی­غذایی و یا از شدت سرما و یا بالاخره از بیماری تلف می­گردند. نکهداری از آنها تنها به این دلخوشی که تعداد جمعیت­ها زیادتر باشد صحیح نیست. باید آنها را پیش از شروع تغذیه زمستانی و یا اوایل بهار با جمعیت­های قوی متحد کرد.
روش متحد کردن
جمعیت ضعیف را در صورت وجود پس­بچه (از بهار) با آن و در غیر این صورت با یک جمعیت قوی به طریق زیر متحد می­کنند.
روی قاب­های کندوی یک جمعیت قوی که ملکه هم دارد نخست پنجره ملکه سپس روی آن یک صفحه­ی کاغذ روزنامه را می­گذارند. اگر پنجره ملکه وجود نداشت تنها کاغذ روزنامه را خوب پهن می­کنند به طوری که هیچ منفذی برای زنبورها وجود نداشته باشد. آنگاه یک طبقه یا نیم طبقه خالی و بدون شان یا قاب را رویش می­گذارند. داخل آن تنها ظرف غذای پر از شربت و یا بهتر مخلوط آب و عسل ولرم را آویزان می­کنند. با یک مداد یا وسیله­ای نوک تیز روزنامه را سوراخ می­کنند (۱۵ الی ۲۰ دقیقه) . سوراخ­ها باید آنقدر کوچک باشد که زنبورها نتوانند از آنها عبور کنند ولی بوی ملکه­ی کندوی پایین از راه همین سوراخ­ها به زنبورهایی که به زودی در طبقه­ی بالا ریخته می­شوند رسیده و آنها را کم­کم به بوی ملکه­ی تازه عادت دهد.
همه­ی زنبورهای جمعیت ضعیف را بدون ملکه به داخل طبقه و یا نیم طبقه­ی بالا خوب می­تکانند و سقفش را هم می­گذارند. این تقریباً تمام کاری است که برای متحد کردن ۲ جمعیت باید انجام داد. پس از آن تکلیف شان­های جمعیت ضعیف را هم باید معلوم کرد. اگر جمعیت ضعیف بیمار نباشد و شان­ها مقداری لارو داشته باشند آنها را می­توان در کندوهای سایر جمعیت­ها آویزان کرد.
زنبورهایی که تازه در طبقه­ی بالا ریخته شده­اند(زنبورهای جمعیت ضعیف) پس از مدتی سرگردانی متوجه ظرف غذا می­شوند و مقداری از شربت یا عسل را می­مکند. ولی از آنجایی که طبقه­ی بالا خالی از شان است و زنبورها جایی برای خالی کردن و ذخیره کردن شربت یا عسل بلعیده شده را پیدا نمی­کنند، به ناچار به سمت سوراخ­های روزنامه رفته و کناه­هایشان را جویده و سوراخ­ها را بزرگ می­کنند تا از آنها عبور کرده و به طبقه­ی پایین برای ذخیره کردن عسل در داخل شان­هایشان بروند.
زنبورهای طبقه­ی پایین هم پس از کنترل زنبورهای وارد شونده وقتی که ملتفت این موضوع شدند که آنها نه تنها برای غارت کردن نمی­آیند بلکه مقداری عسل هم به کندویشان می­آورند به آنها اجازه ورود می­دهند و آنها را بین خودشان قبول می­کنند.
هرگاه کار متحد کردن ۲ جمعیت عصر انجام شده باشد. صبح روز بعد زنبورهای ۲ جمعیت با هم و کنار هم در کمال صلح و صفا مشغول فعالیت خواهند شد.
در متحد کردن ۲ جمعیت باید همیشه جمعیت ضعیف را به کندوی جمعیت قوی انتقال داد. وارونه عمل کردن باعث جنگ و جدال و کشت و کشتار خواهد شد.در اینجا مسئله­ی مهمی که نباید فراموش گردد این است که پس از متحد کردن ۲ جمعیت در محلی که جمعیت ضعیف پیش از این قرار داشته، اقلاً در هفته­ی اول نباید به هیچ­وجه کندویی گذاشت چون زنبورهای قادر به پرواز به آنجا برمی­گردند و تلف می­شوند . کندوی جمعیت ضعیف را هم (بعد از متحد کردن) نباید به نقطه­ای که قبلاً در آنجا بوده برگرداند.
طبقه دادن کندوها
جمعیت­هایی که در اواخر تابستان گذشته خوب تغذیه شده و پاییز و زمستان را گرم و سالم و نسبتاً قوی گذرانده و از اواخر بهمن ماه هم به حد کافی خمیرشیرین و عسل در اختیار داشته باشند. معمولاً در اوایل فروردین ماه زنبورها تمام ۱۰ شان موجود داخل کندو را به صورت پر پشت می­پوشانند به طوری که کمبود شدید جا برای آن همه زنبور به چشم می­خورد . این همان زمانی است که باید به جمعیت، یک طبقه­ی دوم اضافه کرد، یعنی؛ یک طبقه کامل و یا یک نیم­طبقه(در ایران) روی آن اضافه می­کنیم تا زنبورها فضای بیشتر و امکانات زیادتری برای زندگی در اختیار داشته و به فکر بچه­دادن نیفتند. آنگاه اگر طبقه کامل بود فوری ۳ شان پوشیده از لاروهای سربسته همراه همه­ی زنبورهایی که روی آن نشسته­اند را از طبقه­ی پایین به طبقه­ی بالا انتقال داده و در طبقه­ی پایین هم، شان­ها را به یک سمت فشار می­دهیم. به طوری که شان­های بالا و پایین روی همدیگر قرار گیرند تا گرمایی را که زنبورهای طبقه­ی پایین تولید کنند به اروها و زنبورهای طبقه­ی بالا هم برسد.
برای اضافه کردن شان­های تازه، امکانات زیر لازم است:
  • شان­هایی که اندکی عسل از پاییز در آن باقی مانده. یا شان­هایی که در تابستان و یا پاییز گذشته به دلیل ناچیز بودن مقدار عسلشان اکستراکتور نشده­اند.
  • شان­های خالی که ملکه در سال­های گذشته حداقل یک یا چند بار داخلش تخم­گذاری کرده است.
  • شان­های خالی که سال گذشته بافته شده و حتی یک بار هم ملکه داخلش تخم­گذاری نکرده است.
  • دیواره­ها: بهترین نتیجه هنگامی به دست می­آید که از شان­هایی که اندکی عسل از پاییز در آن باقی مانده استفاده شود مشروط بر این که با مقداری شربت گرم که از مخلوط کردن یک کیلو شکر، یک کیلو عسل و یک لیتر آب به دست می­آید دو طرف شان را اسپری (پاشید) و خیس کنیم و وفوری ان را(سمت مخالف قاب­هایی که به طبقه­ی بالا انتقال یافته­اند) در طبقه­ی پایین آویزان کنیم، به این طریق که یکی ازآنها را در وسط کندو، یکی دو قاب بعد از آن و سومی هم ۲ قاب بعدتر ولی یکی مانده به آخر. در طبقه­ی بالا هم یک شان عسل پاشی شده پس از آخرین شان می­آویزیم.
آویختن شان­هایی ه ملکه داخلش تخم­گذاری نکرده، در فروردین کمی زود است. در این ماه از سال ملکه آن را به زحمت قبول می­کند و داخلش تخم می­گذارد. بهتر است این شان­ها رادر ماه­های اردیبهشت و یا خرداد داخل کندو آویزان کنیم که ملکه بی­دردسر آنها را قبول می­کند.
زمان آویختن دیواه­ها در داخل کندو هنگامی است که خود زنبورها کار موم بافی را شروع کرده باشند و این معمولاً هنگامی است که شکوفه­های گل آلبالو تازه ریخته باشد.
در مورد نیم­طبقه این که آن را در صورت امکان با ۱۰ عدد شان بافته شده روی کندو می­گذاریم. هرگاه قاب­های بافته شده نیم­طبقه به اندازه کافی در اختیار نیست یک در میان دیواره آویزان می­کنیم.
کوچ دادن و قوانین آن
بایستی اقرار کرد که کشور ما با وجود داشتن حدود ۵/۱ میلیون کندو، به علت خشکی هوا و کمی باران(به استثنای استان­های شمالی) و در نتیجه فقدان گیاهان عسل­خیز وحشی و با توجه به وسعتش استعداد مناسبی در زنبورداری ندارد. ولی درمقابل این ضعف دارای ویژگی جالبی هم هست و آن متفاوت بودن آب­و هوا در مناطق مختلف می­باشد. به طوری که در هر یک از فصل­های سال نقاطی مناسب برای زنبورداری در آن وجود دارد. حتی استان­های گرم جنوبی کرانه­های خلیج فارس و دریای عمان هم در زمستان مستعد این کارند. با کوچ دادن کندوها در زمان­های مختلف به نقاط مناسب می­توان از آن استفاده فراوان برد. اصل بر این است که این نقاط از لحاظ استعداد عسل­دهی باید از مدت­ها قبل شناخته شده باشند. زنبوردار ابدی تقویمی برای کوچ و یا کوچ­های سالیانه­اش ترتیب دادن و آن را در دفترچه­ای که به همین منظور تهیه می­کند یادداشت کرده باشد. به طوری که از قبل برایش معلوم باشد که تقریباً در چه فصلی کندوهایش را به چه نقطه­ای از کشور باید کوچ دهد. این کوچ­ها باید به نقاطی انجام گیرند که از لحاظ گل و گیاه غنی باشند. چون خوش آب و هوا بودن منطقه به تنهایی جالب نیست و مسئله­ای را برای زنبورها حل نمی­کند.
اگر قرار باشد که از کندوها محصول عسل خوبی برداشت کرد باید اجباراً آنها را از منطقه­ای که گل­دهی آن پایان یافته به نقطه­ای دیگر که غرق گل است کوچ داد. از آن­جایی که در تمام نقاط ایران مدت گل­دهی هر منطقه کوتاه است اغلب باید به مهاجرت تن داد که با وجود خرج و زحمت­هایی که به وجود می­آورد حتماً به زحماتش می­ارزد.
هرگاه کندوها را تمام سال در یک نقطه ثابت نگه داشته و کوچ ندهند در صورت مساعد بودن هوای منطقه نباید از هر کندو بیش از ۷ الی ۸ کیلو عسل در سال انتظار داشت. در صورت نامساعد و یا حتی کم­مساعد بودن محیط، اغلبجمعیت­ها تلف می­گردند. حال آنکه در صورت کوچ دادن­های اقتصادی محصول سالیانه­ی هر کندو می­تواند به راحتی از ۵۰ کیلو هم بیشتر باشد. (مقصود از کوچ دادن­های اقتصادی انتقال کندوها به نقاط پرگل و گیاه است نه مناطق خوش آبو هوا).
در کشور ما زمان کوچ دادن به مناطق مختلف با یکدیگر فرق می­کنند و گل­های شهددهنده­ای که در طول سال در اختیار جمعیت­ها قرار می­گیرند نیز بسیار متفاوتند، به طور خیلی کلی و اجمالی معمولاً در شمال کندوها را پس از پایان گل­دهی درختان میوه یعنی نیمه­ی دوم فروردین ماه به باغ­های مرکبات کوچ می­دهند. (در جنوب یعنی در دزفول، میناب، جیرفت، کازرون، وغیره و.. مرکبات در اسفند ماه گل می­دهند.) از آن­جا به جنگل برای بهره­برداری از گل­های درختان جنگلی که گل می­دهند و سپس به نقاطی که شبدر وحشی و یا اهلی دارند و در آخر به ارتفاعات زیاد کوهستان­ها و کنار آویشن­ها انتقال داده و در نهایت به نقطه­ی اولیه­ای که جمعیت­ها زمستان را در آن­جا می­گذارنند برمی­گردانند.
مثل بالا تنها یک نمونه­ی کلی برای کوچ دادن است و به هیچ­وجه برای همه­ی نقاط کشور وسیع ما صادق نیست. تنها به این دلیل آورده شده که زنبوردار دلایل و هدف­های کوچ دادن را نشان دهیم.
در کوچ دادن­ها قوانینی وجود دارند که باید قبل از کوچ، هنگام حمل و نقل و پس از کوچ رعایت شوند، این قوانین عبارتند از:
  • یک ورزیش از و یا چند روز قبل از کوچ، کندوها را کنترل کنیم که ظرفیت قاب­هایشان کامل باشد. یعنی کندوهایی که جای ۱۰ قاب را دارد، بایستی حتماً ۱۰ قاب داخلش آویزان باشد. اگر تعداد قاب­های موجود در کندو تنها ۷ عدد باشد، سه قاب با شان­های بافته شده و یا سرانجام حتی قاب خالی در آن آویزان کرد و تعداد را به ۱۰ عدد رساند تا هنگام حمل و نقل قاب­ها در داخل کندو به این طرف و آن طرف نلغزند و زنبورهای داخل کندو کشته نشوند.
  • شعاع پرواز زنبورها حدود ۴ کیلومتر است. بنابراین همیشه محلی که کندو از آنجا کوچ داده می­شوند تا محلی که به آنجا انتقال می­یابند به خط مستقیم بیش از ۸ کیلومتر(بهتر آن که ۱۰ کیلومتر) فاصله داشته باشند. در غیر این صورت معمولاً تعداد زیادی از زنبورهای کوچ داده شده به محل اول برگشته و چون در آن­جا کندویی وجود ندارد تلف می­گردند.
  • زمان بستن سوراخ­های پرواز، عصر پس از تاریک شدن هوا و یا بهتر از آن صبح خیلی زود(سحر) و قبل از سپیده می­باشد. زیرا تنها در تاریکی شب است که تمام زنبورها در داخل کندوهایشان می­باشند.
  • هنگام بستن سوراخ­های پرواز از کوبیدن میخ با چکش به کندو باید احتراز کرد تا زنبورها ناراحت نشده و از کندو خارج نشوند و کار را برای زنبوردار مشکل نکنند، سعی شود به جای میخ از پونز استفاده شود. کندوها باید با دقت زیاد و خوب بسته­بندی گردند.
  • وقتی که کنودها داخل کامیون برده می­شوند، در حین حمل و نقل سرانجام هنگام پیاده کردن آنها، نهایت آرامی و نرمش لازم است تا همسایه­ها و عابرین از نیش خوردن در امان بمانند.
  • پس از گذاشتن همه­ی کندوها در محل تازه، حدود یک ساعت آنها را باید به حال خودشان گذاشت تا ناراحتی­های تکان­های بین راه را کمی فراموش کنند وبه حال نسبتاً عادی برگردند. آن­گاه سوراخ­های پروز را باز حدود ۶ ساعت بعد نیز باید با یک کنترل سریع قاب­های کج شده داخل کندوها مرتب شوند.
  • پس از ۵ روز کندوها را دقیق کنترل کرده و دقت کنید که ملکه­اشان را هنگام کوچ از دست نداده باشند. برای این کار هرگاه ملکه به چشم دیده نشد داخل شان­ها را با دقت نگاه کنید، اگر تخم در آنها دیده شد ملکه زنده و فعال است. اما اگر دیده نشد ممکن است جمعیت بی­ملکه شده باشد. بنابراین یکی دو روز بعد همین کندو را با دقت بیشتری کنترل کنید، ملکه و یا لااقل تخم و لارو آن را به چشم خواهید دید و در صورت بی­ملکه بودن هرچه زودتر یک ملکه­ی بارور شده و به آن اضافه کنید و یا لااقل یک قاب لاروهای خیلی جوان و تخم از کندوی دیگر برداشته، داخل آن آویزان کنید تا جمعیت خودش بتواند ملکه­ای برای خود تولید کند و از مرگ حتمی نجات یابد.
طرز گرفتن و نگهداری بچه­های طبیعی
برای گرفتن بچه، یک کندوی سالم و خالی و بدون قاب و شان را زیر شاخه­ای که بچه آویزان شده می­گیرند. کندو را طوری زیرش نگه می­دارند که همه­ی زنبورها داخل آن قرار گیرند، آن­گاه با دست یک ضربه­ی محکم به شاخه وارد می­کنند تا همه­ی زنبورها فقط با همان یک ضربه داخل آن بریزنند. لازم نیست که به دنبال ملکه داخل کندو را جستجو کرد. البته بهتر است به سرعت سرکندو را گذاشته، حدودیک ساعت زیر همان درخت باقی بماند تا زنبورهایی که در اثر ضربه­ی وارد شده به شاخه در هوا متفرق شده­اند به داخل کندو بروند. پس از یک ساعت اگرملکه داخل کندو باشد همه­ی زنبورها در داخل کندو جمع خواهند شد و هرگاه در خارج کندو باشد، زنبورها در این مدت کندو را ترک کرده و در اطراف ملکه(مثلاً باز هم روی همان شاخه­ی قبلی یا شاخه­ای دیگر در نزدیکی آن) جمع می­شوند که دوباره مثل بار اول با گرفتن کندوی خالی زیر بچه و وارد کردن ضربه­ای محکم به شاخه­ی درخت، آنها را به داخل کندو می­ریزند و یک ساعت دیگر کندو را زیر همان درخت می­گذارند، آن­گاه کندو را به محلی که قرار است همیشه در آن­جا باشد برده و با سرعت یکی دو شان خالی بافته شده و چند عدد دیواره داخلش آویزان می­کنند تا زنبورها مشغول بافتن آن گردند.
بچه­های طبیعی همیشه استعداد زیادی برای موم­بافی دارند. زنبوردار می­تواند از این استعداد استفاده کرده، پس از گرفتن شان، تعدادی دیواره داخل کندو آویزان کند تا زنبورها آن­ها را ببافند.
مدتی را که بچه­ها استعداد موم­بافی از خود نشان می­دهند یک هفته­ی اول پس از گزفتن شان می­باشد.
بعضی از مواقع پس از ریختن بچه در داخل کندو و با وجودی که ملکه در داخل کندو به چشم دیده می­شود، باز هم زنبورها همراه ملکه، کندو را ترک و به اصطلاح فرار می­کنند.
هرگاه چندین بار چنین اتفاقی افتاد با گذاشتن یک شان پر از لارو سرباز داخل کندو می­توان آنها را وادار به فعالیت کرد تا از فرار منصرف شوند و به این طریق آنها را ترمز داد.
موضوع خیلی مهم دیگر آن­که پس از گرفتن بچه­های طبیعی در سه روز اول به هیچ­وجه و تحت هیچ  عنوانی نباید به آن عسل یا هر نوع شیرینی (مثلاً شربت یا خمیر شیرین) داد. زیرا زنبورها هنگام بچه­دادن و قبل از خروج از کندو تمام عسل­دانشان را با عسل پر میکنند. این عسل برای تغذیه ۳ روز انها کاملاً کافی است. در چنین وضعی زنبورها از عسل نفرت دارند. اگر در کندوی تازه­شان عسل گذاشته شود . اغلب آن مکان را ترک می­کنند. این خطا متاسفانه تا امروز در ایران رایج است.
در آخر روز سوم باید کمی عسل را با آب ولرم به نسبت یک کیلو عسل و یک لیتر آب مخلوط و در اختیارش در داخل کندو گذاشت.
چگونه می­توان بچه­های ضعیف را تقویت کرد
بچه اگر ضعیف بود می­توان پس از یک هفته یک قاب با لارو سرپوشیده ولی بدون زنبور، از کندوی قوی دیگر برداشته و در محل اجتماع زنبورهای بچه آویزان و آن را به این وسیله تقویت کرد و در صورت لزوم چند روز بعد هم همین عمل را تکرار کرد.
راه دیگر تقویت بچه­های ضعیف این است که دو یا چند بچه ضعیف را باهممتحد کرد ولی این کار یک قانون خیلی مهم دارد که باید حتماً رعایت گردد و آن این­که تنها پیش­­بچه­ها را با هم و پس­بچه را نیز با یکدیگر می­توان متحد کرد. سعی در متحد کردن یک پس بچه به نتیجه­ای نمی­رسد.چون منجر به جنگ و کشت و کشتار بین آن دو جمعیت می­گردد.
پیش از مخلوطکردن دو جمعیت با هم یکی از ملکه­ها را باید حتماً برداشت تا در جمعیت تازه­ای که تشکیل خواهد شد مثل همه­ی جمعیت­ها یک ملکه وجود داشته باشد.
تولید بچه­ی مصنوعی
در کشورهای پیشرفته در فن زنبورداری و پرورش زنبورعسل امروزه به ندرت اتفاق می­افتد که جمعیتی بچه را به طور طبیعی بدهد. چه همه زنبوردارها با گرفتن بچه­مصنوعی امکان دادن بچه­ی طبیعی را از جمعیت­هایشان می­گیرند. تولید بچه­های طبیعی این نقطه ضعف را دارد:
  • بچه­زنبور اغلب به نقاط دور دست پرواز کرده و از دست زنبوردار فرار می­کند.
  • در صورتی که زنبورستان بچه­ی طبیعی بدهد خیلی از مواقع در روی درخت­های مرتفع تشکیل می­گردد که گرفتن آنها خالی از خطر جانی نیست.
  • زنبوردار نمی­تواند تشخیص دهد که بچه از کدام کندو بیرون آمده است تا به بچه ملکه به جمعیت بچه­دهنده بتواند کمک کند. مگر آن­که پشت ملکه­هایش رنگ شده باشد بلکه شماره هم داشته باشند و شماره آن در شناسنامه­اش نوشته شده باشد.
تازه این کار فقط برای پیش­بچه ممکن است. برای پس بچه که ملکه­اش تازه متولد شده و نه رنگ و نه شماره دارد غیرعملی است.
و اما بچه مصنوعی را چگونه تولید می­کنند؟ راه­های مختلفی وجود دارد که در این­جا چند راه آن شرح داده می­شوند:
الف-ملکه و ۴ شان ا یک جمعیت قوی را با زنبورهایی که رویشان نشسته­اند به کندوی خالی تازه­ای انتقال می­دهند. روی قاب­ها نباید پستانکی وجود داشته باشد. اگر داشت فوری آن را خراب وبه ویژه لارو پستانک­ها را بیرون آورده، دور ریخت. زنبورهای سه قاب دیگر از همان جمعیت قوی را نیز داخل کندوی تازه تشکیل شده تکان داد و قاب­های بدون زنبور را به کندوی خودشان برگرداند.
این بچه را که به طور مصنوعی تولید گردیده باید حتماً با شربتی که از یک لیتر آب ولرم و یک کیلو شکر و یا بهتر این که به جای شکر یک کیلو عسل درست می­شود اقلاً یک هفته تغذیه کرد.
داخل کندوی قدیمی ۳ یا ۴ پستانک (هرچه پستانک­ها بزرگتر باشند بهتر) باقی می­گذارند و بقیه را خراب می­کنند و حتماً لاروهای شان را دور می­اندازند . بقیه کار خود زنبورها به خوبی انجام می­دهند. تنها باید مواظب گرما و ذخیره عسل کندوها بود و در صورت لزوم به آنها کمک کرد.
این راه تنها برای جمعیت­هایی پیشنهاد می­گردد که خود، تصمیم به بچه دادن گرفته و روی شان­هایشان نیز تعدادی سلول­های ملکه با پستانک سرباز و یا سربسته وجود دارند.
ب-برخلاف روش اول ملکه را در کندوی قدیمی باقی گذاشته و ۴ شان با زنبورهایی که رویشان نشسته­اند و همه­ی سلول­های ملکه به کندوی تازه منتقل می­گردند، زنبورهای ۳ شان از همان جمعیت را داخل کندوی تازه تکان داده و شا­ن­ها را به کندوی قدیمی برمی­گردانند. داخل کندوی تازه ۳ یا ۴ عدد از بزرگ­ترین پستانک­ها را گذاشته، بقیه را خراب می­کنند. ادامه­ی کار مثل روش قبلی است.
د-بدون توجه به ملکه، ۴ شان با زنبورهایی که رویشان نشسته­اند را به کندویی خالی منتقل و زنبورهای ۳ شان را نیز داخل آن تکان داده و شان­ها را به کندوی قدیمی برمی­گردانند.
مهم این است که در هریک از کندوها اقلاً یک شان با لاروهای جوان و سرباز یعنی لاروهایی که سن آنها کمتر از ۳ روز است حتماً وجود داشته باشد. اگر کندو به اندازه کافی لاروهای یک تا سه روزه نداشت می­توان ازکندوهای خوب و پرمحصوص دیگر شان­ها با لاروهای یک تا سه روزه را برداشته به این کندوها منتقل کرد.
در کنترلی که سه روز بعد انجام می­گیرد معلوم می­شود که ملکه در کدام یک از ۲ کندوها می­باشد. چون در کندویی که ملکه نیست زنبورها روی شان­ها چند عدد پستانک یا سلول ملکه درست می­کنند و حال آنکه در کندویی که ملکه است کارها روال عادی داشته و از سلول ملکه خبری نخواهد بود. باز هم ادامه­ی کار مثل تغذیه و حذف سلول­های ملکه­ی زیادی و غیره …مثل روش اول می­باشد.
یک مطلب مهم
سال­ها تجربه نشان داده است که تقریباً همیشه بچه­های مصنوعی بعد از یکی دو روز ضعیف می­شوند. دلیلش هم این است که زنبورهایی که قادر به پروازند به محل و کندوی قدیمی خود برمی­گردند. در نتیجه تعداد زنبورهای بچه مصنوعی کم می­شود. باید برای این­که چنین وضعی پیش نیاید سوراخ پرواز کندویی را که باید بچه در آن تشکیل گردد با توری بست تا زنبورها نتوانند از کندوها بیرون بیایند و پس از تشگیل بچه، سرکندو را گذاشته و بعد از آن­که به تعداد کافی بچه ازکندوهای مختلف گرفته شد آن­ها را حداکثر ۲ ساعت پس از تشگگیل بچه به نقطه­ای دور به فاصله­ی تقریباً ۱۰ کیلومتری انتقال داد. تنها در چنین وضعی است که زنبورهای قادر به پرواز به ناچار در کندو باقی می­مانند و بچه­ها ضعیف نمی­شوند.
اگر بچه مصنوعی در بهار تولید شود اقلاً باید ۲ ماه در محلتازه باقی بماند تا نسل عوض شود. یعنی همه­ی زنبورهایی که قبل از انتقال قادر به پرواز بودند از بین بروند. پس از این مدت بچه­ها را می­توان به زنبورستان اصلی برگرداند. هرگاه بچه مصنوعی در نیمه­ی دوم تابستان و یا بعد از آن تولید شده باشد (که کمتر اتفاق می­افتد) در این حال بهتر است آن­ها را تا اردیبهشت سال بعد در محل تازه نگهداری کرد. چون زنبورهایشان مدت زیادتری عمر می­کنند. ولی اگر قرار باشد که جمعیت­های زنبورستان اصلی را فوری به نقطه­ی دیگری کوچ دهند در این حال می­توان بچه­ها را نیز در کنار جمعیت­های زنبورستان اصلی و همراه با آن­ها انتقال داد.
طرز تشخیص ملکه­ی جوان و فعال ار ملکه­ی پیر یا ناقص
یک ملکه­ی جوان باید در همه­ی سلول­های مرکزی شان­ها بدون فاصله و در هر سلول تنها یک تخم بگذارد. اگر ملکه­ای مثلاً در ۱۵ سلول تخم­گذاری کرد و بیست سلول بعدی را خالی گذارد  وبعداًدوباره داخل ۲۷ سلول تخم گذاشته و ۱۸ سلول دیگر را خالی رها کند، ناقص یا پیر بوده و عذرش را هرچه زودتر باید خواست و برای جمعیت، ملکه­ای پرقدرت که جفت­گیری کرده باشد آورد.
هنگامی که لاروها سرپوشیده شدند آن وقت بهتر می­توان تشخیص داد که یا ملکه در همه­ی سلول­های شان یکنواخت تخم­گذاری کرده است یا نه؟ چون زنبورهای کارگر سر سلول­هایی را که داخل لارو وجود دارندبا موم می­پوشاند وسلول­های خالی و بدون لارو را همیشه سرباز می­گذارند به این طریق طرز تشخیص آنها را از یکدیگر با چشم آسان­تر می­گردد.
مدت زندگی زنبورها
مدت زندگی زنبورهای کارگر یعنی آن­های که از اوایل اسفند تا اواسط مرداد ماه متولد می­شوند(زنبورهای بهاری) خیلی کوتاه و پس از شروع پرواز حدود ۳ تا ۴ هفته است. تقریباً تمام محصول عسل سالیانه­ی هر کندو را همین زنبورها به کندو حمل کرده و تمام گرده­افشانی گیاهان را نیز انجام می­دهند.
زنبورهای کارگری که از اواسط مرداد ماه به بعد متولد می­گردند(زنبورهای زمستانی) حدود ۶ الی ۸ ماه زنده می­مانند و به این طریق به جمعیت امکان می­دهند که بقیه تابستان، تمام پاییز، تمام زمستان و حتی یک الی حداکثر دو ماه اول بهار را زنده مانده تا زنبورهای بهاری دوباره تولد یافته و حتی قوی گردند.
زنبورهای نر در حال عادی از اوایل اردیبهشت به بعد متولد شده و معمولاً حدود ۵/۲ الی ۳ ما زنده می­مانند. از حدود اواسط مرداد ماه زنبورهای کارگر از تغذیه آن­ها خودداری کرده و حتی مانع ورودشان به کدنوها می­گردند به طوری که همه­ی نرها ازگرسنگی جلوی سوراخ پرواز کندوها می­میرند. زنبوردارها این کار را «نرکشی» می­نامند.
ملکه می­تواند تا ۵ سال زنده بماند و فعالیت کند ولی قدرت فعالیت آن در سال­های مختلف زندگی­اش متفاوت است بدینسان که از تمام فعالیت­هایی که در مدت زندگی پنج ساله­اش می­تواند انجام دهد حدو ۵۰ درصدش را در سال اول و ۳۰ درصدش را در سال دوم و بقیه فعالیتش را که ۲۰% باشد در سه سال بعدی زندگی خود(سالی حدود ۷ درصد) انجام می­دهد.
یعنی؛ اگر به طور مثال ملکه­ای در تمام مدت زندگی­اش بتواند جمعاً ۲۰۰۰۰۰تخم بگذارد، حدود ۵۰درصدش را که تقریباً ۱۰۰۰۰۰ تخم باشد در سال اول و حدود ۳۰ درصدش را که تقریباً ۶۰۰۰۰ تخم باشد در سال دوم و در سه سال بقیه عمرش هر ساله تنها حدود ۱۳۰۰۰ تخم می­گذارد، مقایسه عدد ۱۰۰ هزار با ۱۳ هزار تخم در سال، دلیل تعویض ملکه هر سال و یا لااقل دو سال یک بار می­باشد. کندو باید همیشه ملکه­ای قوی و جمعیتی پرقدرت باشد.
آیا کندو ملکه دارد؟
بعضی از مواقع زنبوردار کندو را باز و به دنبال ملکه، تمام قاب­ها را با دقت نگاه می­کند ولی نه ملکه را پیدا می­کند و نه این­که در داخل سلول­های شان­ها اثری از لارو و تخم وجود دارد. در این وضع نباید فوری معتقد شد که جمعیت، ملکه­اش را از دست داده و به آن یک ملکه داد. چه در صورت وجود ملکه زنبورها ملکه­ی تازه را خواهند کشت. اگر کندو واقعاً ملکه نداشته باشد، جمعیت یا از بین می­رود و یا پس از گذشت ۳ الی ۴ هفته بعد از مردن ملکه، کارگرها تخم­گذار می­شوند و دیگر ملکه را معمولاً قبول نمی­کنند.
رنگ کردن پشت ملکه خیلی به این امر کمک می­کند تا هنگام جستجو، ملکه به راحتی دیده شود ولی بعضی از مواقع رنگ پاک می­شود و پیدا کردن آن در کندو مشکل می­گردد.
برای اطمینان از وجود و یا عدم ملکه، یک شان با لاروهای سرباز و جوان و تخم از کندوی دیگری برداشته و داخل کندوی مورد بررسی و وسط جایی که زنبورها هستند آویزان می­کنند ۳ الی ۴ روز بعد شان را بیرون آورده، خوب نگاه می­کنند. هرگاه زنبورها روی آن یک یا چند سلول ملکه ساخته باشند دلیل براین است که جمعیت ملکه ندارد. اگر زنبورها روی شان سلول ملکه نشاخته باشند معرف آن خواهد بود که جمعیت ملکه دارد. آنگاه باید به دنبال دلیل عدم تخم­گذاری رفت. اگر ملکه پیر و یا ناقص باشد، آن را تعویض کنیم.
 راه­های جلوگیری ازبچه دادن جمعیت
ازدیاد وسیله­ای برای ادامه­ی بقاء نسل هر موجود زنده از جمله زنبورعسل است که ادامه­ی حیات نسل­های وی را تضمین می­کند. هدف ما در این­جا تنها جلوگیری از اقزایش بیش از حد و بی­موقع جمعیت­ها است. چرا که اغلب اتفاق می­افتد که در وسط گل و شکوفه­ی درختان یعنی درست همان زمان­که زنبورها باید با حرص و ولع به جمع­آوری شهد و تولید عسل مشغول باشند بچه می­دهند. این کار باعث تقسیم یک جمعیت قوی به دو جمعیت متوسط و یا اغلب حتی به دو جمعیت ضعیف می­گردد و همان­طور که همه­ی زنبوردارها آگاهند از جمعیت­های ضعیف نباید انتضار عسل آوردن فراوانی را داشت. همچنین باید جمعیت­ها را طوری برنامه­ریزی کرد که تنها به اندازه نیاز زنبوردار بچه بدهند نه بیشتر. برای جلوگیری از ازدیاد بی­رویه و بی­موقع جمعیت­های زنبورعسل باید عواملی که آنها را تحریک به بچه دادن می­کنند بشناسیم و از راه­های صحیح و ضد آن مبارزه کنیم. مهم­ترین عوامل عبارتند از:
  • تنگی جا در کندو
ملکه از اواخر بهمن ماه تخم­گذاری سالیانه­اش  را شروع می­کند و هرروز که بگذرد به تعداد تخم­هایی که روزانه می­گذارد می­افزاید وتخم­ها چس از گذراندن دوره لاروب تبدیل به زنبور کامل می­گردند و نخشت در داخل و سپس در خارج از کندو به فعالیت می­پردازند. به این طریق تعداد زنبورهای موجود درکندو از اسفند تا خرداد مرتب زیاد و زیادتر می­شوند تا بالاخره کار به جایی می­رسد که نه تنها هر دو سطح هر ۱۰ قاب را پر می­کنند بلکه حجم کندو هم برای تعداد زیاد زنبورها ناکافی می­گردد. از این لحظه زنبورها به فکر بچه دادن و تقسیم شدن می­افتند تا جای کافی برای هریک از آنها فراهم شود.
راه مبارزه: برای مقابله به آن کافی است که پیش از آنکه جمعیت احساس کمبود جا کندو روی آن یک نیم­طبقه و یا یک طبقه شان­های بافته شده (و یا تعدادی از شان­های بافته شده و تعدادی دیواره) گذاشت و به این وسیله حجم داخل کندو را زیاد کرد تا جمعیت، دیگر به فکر بچه  دادن نیفتد.
  • بیکاری
در جمعیت­­های قوی، اگر زنبورهای جوانی که نوز قادر به پرواز نیستند به هر دلیلی بیکار شوند پس از مدت کوتاهی تعدادی سلول­های ملکه یا پستانک درست می­کنند.
ملکه ممکن است داخل آنها تخم بگذارد و یا نگذارد. هرگاه ملکه داخل آنها تخم گذاشت، تخم­ها پس از مدتی تبدیل به لارو ملکه­ی کامل گشته و جمعیت بچه می­دهند.
ساختن سلول­های ملکه در کندو به وسیله­ی زنبورها بدون این که ملکه داخل شان تخم­گذاری کند به هیچ­وجه دلیل بر این نیست که جمعیت تصمیم به بچه دادن دارد. چه اغلب زنبورهای جوان موم­ساز به صورت غریزی این کار را می­کنند. ولی پس از تخم­گذاری ملکه در داخل آنها، جمعیت حتماً تصمیم نهایی­اش را گرفته و خیال بچه دادن را دارد و دیگر امکان انصراف نه برای زنبورها وجود دارد نه برای زنبوردار.
عاقلانه­ترین کار این است که آن را به حال خودش گذاشت تا بچه بدهد ویا بهتر است از جمعیت یک بچه­ی مصنوعی گرفت. این یک قانون در زنبورداری است که تا زمانی که ملکه در داخل سلول­های ملکه تخم نگذاشته می­توان وی را از فکر بچه دادن منصرف کرد ولی پس از تخم­گذاری در داخل آن دیگر چنین امکانی وجو ندارد.
کندن سلول­های ملکه یا پستانک که داخل شان تخم یا لارو در حال رشد می­باشند کاری غلط و بی­نتیجه است. چون باعث انصراف جمعیت از بچه دادن نخواهد شد، دوباره پستانک­های تازه درست می­کنند ملکه هم فوری داخل شان تخم می­گذارد. هرگاه چندین بار این کار تکرار گردد شاید که جمعیت خسته شده و دیگر به ساختن سلول­های ملکه ادامه ندهد ولی به تلافی از کار کردن و عسل آوردن صرف­نظر و به این وسیله به زنبوردار ضرر می­زند.
راه مبارزه: برای جلوگیری از بیکاری کافی است که یک قاب با نواری از موم پرچ شده به پهنای تقریبی ۳ سانتی­متر در کندو آویزان کرد تا زنبورهای بیکار و جوان به کار ساختن و بافتن آن پرداخته و دیگر بیکار نباشند و از فکر بچه دادن منصرف گردند. در صورت لزوم می­توان هر چند روز یک بار قاب تازه بافته شده را از کندو بیرون آورده و یک قاب تازه­ی جدید با نوار ۳ سانتی­متری موم پرچ شده به جایش آویزان کرد تا وضع در طبیعت عوض شود و امکان کار کردن در خارج از کندو برایشان به­وجود آید.
  • باران­های طویل المدت
بدی هوا در فصل رشد یعنی؛ در بهار باعث بیکار شدن زنبورهای فعال و عدم امکان خروجشان از کندو می­گردد. هرگاه مدت بدی هوا و یا باران زیاد باشد زنبورهای بیکار را به فکر بچه دادن می­اندازد به خصوص اگر جمعیت قوی باشد.
راه مبارزه: یکی از قاب­های پر از لارو سربسته کندو را بدون زنبوربرداشته، داخل یک کندوی ضعیف آویزان می­کنند و به جای آن یک دیواره و یا یک قاب با نوار مومی پرچ شده ۳ سانتی­متری می­آویزند تا زنبورها وقت بیکاری­شان را با کار کردن روی آنها بگذارنند وبه فکر بچه دادن نیفتند.
  • کم شدن ناگهانی گل­ها و شهد در طبیعت پس از یک دوره وفور
قطع و یا کم شدن شدید و ناگهانی گل­ها و هد در منطقه­ای که قبلاً پر از گل­های عسل­خیز بوده و گرده فراوان نیز داشته، باعث بیکار ماندن زنبورهای فعال جمعیت­های قوی می­گردد و فکر و خیالشان را به سمت بچه دادن سوق می­دهد.
راه مبارزه: کندوها را بهتر است هرچه سریع­تر به نقاط پرگل کوچ داد تا زنبورها دوباره امکان فعالیت داشته باشند.
  • زیادی تعداد زنبورهای جوان
زیاد شدن تعداد زنبورهای جوانی که غدد شیری­شان ترشح فراوان دارد، می­تواند جمعیت را وادار به بچه دادن کند تا این زنبورهای جوان بتوانند موادی را که از غددشان ترشح می­شود در اختیار لاروها قرار دهند.
راه مبارزه:
الف-ملکه را باید در تخم­گذاری محدود کرد. برای این کار یک پنجره­ی ملکه در داخل کندو و موازی با شان­ها (مثلاً بین قاب هشتم و نهم) می­گذاریم و ملکه را نیز به آن­جا منتقل می­کنیم تا تنها داخل همین ۲ شان بتواند تخم­گذاری کند. پس از تخم­گذاری، شان­های پر از تخم، اما بدون زنبور را برداشته، داخل کندوهای ضعیف آویزان می­کنیم و یک الی ۲ شان خالی تازه به ملکه می­دهیم. به این وسیله هم ملکه به اندازه نیاز و ظرفیتش تخم گذاشته و هم از تولید بیش از حد زنبورهای جوان در داخل کندوی قوی جلوگیری شده است.
ب-هر هفته یک شان پر از لارو سربسته بدون زنبور را از کندو برداشته و یک دیواره یا قاب بافته شده را به جای آن آویزان می­کنیم. شان پر از لارو سربسته را داخل یک کندوی نسبتاً ضعیف یا متوسط و آن را تقویت می­کنند. محل آویزان کردنش نقطه­ای است که در آنجا زنبورها زیادترند.
  • نژاد
نژادهایی وجود دارند که به طور ارثس بچه زیاد می­دهند. نژاد زنبورعسل ایرانی یکی از آنهااست. این نژادها در برابر تمام راه­های مبارزه مقاومت کرده و هر کاری که زنبوردار کند آنها در نهایت بچه خواهند داد. به طور مثال جمعیت­های نژاد ایرانی حتی زمانی که ضعیف هستند باز هم بچه می­دهند چون بچه­دادن در ارث و خون آنها است.
راه مبارزه: تنها راه مبارزه با بچه­دهی ارثی تعویض ملکه­ی آنها با ملکه­ای از نژاد دیگر است که خاصیت بچه دهی در آنها کمتر باشد.
غارت و راه پیش­گیری و مبارزه با آن
غارت در همه­ی ماه­های سال وجود دارد ولی در ماه­هایی که در طبیعت شهد کافی نیست(مرداد، شهریور مهر) و یا در نقاطی که کمبود شهد به چشم می­خورد شدت می­گیرد.
در نژادهای مختلف استعدادهای متفاوتی از این لحاظ وجود دارد. بعضی نژادها تمایل بیشتری به غارت کردن دارند و برخی کمتر. در یک نژاد هم جمعیت­هایی هستند که علاقه­ی بیشتری به غارت از خود نشان می­دهند. این وضع حتی در داخل یک زنبورستان هم کم­وبیش دیده می­شود.
زنبورهای بی­کار و سرگردان مرتب این طرف و آن طرف چه در داخل زنبورستان خودشان و چهزنبورداری­های اطراف به طور خستگی­ناپذیر، در جستجوی شهد و یا عسل هستند و به محض پیدا کردن امکانات مثل کندوهایی با جمعیت­های ضعیف و عسل فراوان تمام زنبورهای کندوی­شان را خبر کرده، دسته جمعی به جمیعت ضعیف برای غارت حمله می­کنند و تا آخر قطره عسل آن را بر می­دارند. به طوری که اگر زنبوردار به کمک جمعیت غارت شده نرسد از گرسنگی تلف خواهند شد. غارت بین زنبورهای مدافع و زنبورهای مهاجم منجر به جنگ شده که همیشه به کشته شدن تعداد نسبتاً زیادی از آنها می­انجامد.
برای مبارزه با غارت
  • از بازکردن سر کندوها حتی­الامکان اجتناب کنید. گو اینکه این قاعده برای تمام سال صادق است ولی در ماه­هایی که در طبیعت شهد یافت نمی­شود باید با دقت بیشتری انجام شود و یا از این کار خودداری کرد.
  • تغذیه­ی زنبورها را فقط عصرها و پس از غروب آفتاب انجام دهید.
  • هرگاه ناچار به باز کردن سرکندو هستید، به محض شروع غارت از ادامه­ی کار خودداری کنید.
  • سوراخ پرواز را باید خیلی کوچک کرد به طوری که از آن بیش از ۳ زنبور در آن واحد نتواند عبور کند. این وضع به زنبورهای مدافل امکان دفاع در جبهه کوچکتری را می­دهد و ورود زنبورهای غارتگر به داخل کندوی­شان را مشکل و اغلند.ب حتیی غیر ممکن می­کند.
نرکُشی
  • زنبور نر از تخم­های بارور نشده به وجود می­آید.
  • ملکه و کارگر از تخم­های بارور شده به وجود می­آیند.
  • زنبور ملکه و کارگر می­توانند تخم نر بگذارند.
  • تنها ملکه می­تواند تخم ملکه و نر بگذارد.
  • ملکه معمولاً در ماه­های به خصوصی از سال یعنی؛ از اسفند تا خرداد تخم نر می­گذارد.
  • کارگران حدود ۵ هفته یا کمی بیشتر پس از بی­ملکه شدن تخم نر می­گذارند.
  • گذاشتن تخم نر در ماه­های ذکر شده در بالا به وسیله­ی ملکه، امری است طبیعی.
  • نرزایی به وسیله­ی کارگران در هر زمان غیرطبیعی است.
  • ملکه خارج از زمان گفته شده در بالا معمولاً تخم نر نمی­گذارند.
  • کارگران برای نرزایی محدودیت زمانی به خصوص ندارند.
  • گذاشتن تخم نر به وسیله­ی ملکه طبق نیاز جمعیت و امری غریزی است.
  • گذاشتن تخم نر به وسیله­ی کارگران وضعیتی است اتفاقی، اجباری ، اضطراری و به هر حال غیر طبیعی.
  • تولید نر به وسیله ملکه به جمعیت امکان ادامه­ی زندگی می­دهد.
  • تولید نر به وسیله­ی کارگران معمولاً اعلام پایان زندگی جمعیت است.
ملکه­ی زنبورعسل پس از پایان دوره زمستانی معمولاً از اسفند اولین تخم­های نر را می­گذارد و زنبورهای نر در فروردین یا اوایل اردیبهشت متولد و از این زمان به بعد در کندوها دیده می­شوند. زنبورهای نر برخلاف کارگران مجازند به هر کندویی که مایلند بروند بدون آنکه سربازها مانع ورودشان گردند. مجاز بودن رفت و آمد نرها به کندوهای مختلف یکی از بزرگترین اشکالات زنبورداری است که باعث انتقال بیماری به دیگر کندوها می­شود. در خرداد و تیر تعداد نرهای هر کندو به هر حداکثر می­رسد. تعداد متعادل برای هر کندو حدود ۵۰۰ زنبور نر حساب می­شود ولی اغلب بیش از اینها شده. به ۳۰۰۰ عدد و بیشتر هم می­رسند که برای زنبوردار به هیچ­وجه جالب نیست چون در هیچ یک از فعالیت­های شهداوری شرکت نمی­کنند.
زنبورهای نر بسیار پرخور بوده از آنجایی که خودشان معمولاً عسل را از سلول­های شان­ها برنمی­دارند عده­ای از زنبورها مأمور تغذیه آنها هستند. در نتیجه تعداد نه چندان کمی از زنبورهای کارگر مشغول خدمت به آنها شده و از کار اصلی خود که آوردن شهد به کندوها باشد باز می­مانند.
تنها کاری که نرها می­توانند انجام دهند و برای آن نیز درست شده­اند جفت­گیری با ملکه­های باکره است که پس از رسیدن به سن بلوغ یعنی ۱۲ روز پس از تولد آمادگی برای این کار پیدا می­کنند. از اوایل مرداد ماه قدرت جمعیت­ها رو به کم شدن است. در حالت عادی جمعیت­ها دیگر ملکه­ای تولید نمی­کنند تا نرهها با آن­ها جفت­گیری کنند. به این طریق وجودشان بی­فایده می­گردد. از این تاریخ به بعد کارگران نرها را به صورت موجوداتی مفت­خور و مزاحم نگاه می­کنند که اگر اجازه ادامه­ی زندگی داشته باشند قسمت اعظم عسل­های ذخیره شده در زمستان باید صرف تغذیه آنها گردد که از نظر اقتصادی به ضرر کارگران تمام خواهد شد.
به همین دلیل زنبورهای کارگر اغلب از اواسط مرداد ماه مانع ورود زنبورهای نر به کندوهایشان می­گردند. اسرار و سرسختی نرها برای ورود به داخل کندو آن قدر ادامه می­یابد تا از گرسنگی در کنار سوراخ پرواز و یا نزدیکی­های آن تلف می­گردند. این وضع را در زنبورداری «نر کشی » نامیده­اند. نرکشی معمولاً تا اوایل شهریور ماه در تمام جمعیت­های زنبورستان پایان می­یابد و هم­زمان سال زنبورها نیز پایان می­یابد. اول شهریور ماه، عملاً شروع نوروز آغاز سال تازه­ای است برای زنبورها. طبق گزارش­های رسیده در بعضی از نقاط مرکزی و شمالی به دلیل زود تمام شدن شهد و گل در طبیعت. نرکشی در تیر وحتی خرداد ماه نیز دیده می­شود. این وضع به زنبوردار صدمه می­زند. تصور می­کنم زنبوردار با استفاده از تقویم زنبورداری که خود از سال­های قبل ترتیب داده پیش از آن که شهد و گرده­ی گل در منطقه­ای که در آنجا قرار دارند کاملاً تمام شود و زنبورها وادار به نرکشی شوند، کندوهایش را به نقطه­ای دیگر با شهد فراوان کوچ می­دهد تا از نرکشی زودرس جمعیت­ها جلوگیری کند. پس از نرکشی، جمعیت­ها زمستان را همیشه بدون نر می­گذارند از اواخر بهمن و اوایل اسفند ملکه به هر تعدادی که مورد نیاز جمعیت باشد تخم­های نر می­گذارد.
پیش­بینی پاییزی برای قدرت جمعیت در بهار آینده
در شهریور و مهر به راحتی می­توان قدرت جمعیت را در بهار سال آینده پیش­بینی کرد. با دیدن تعداد خیلی زیاد زنبورها در هر کندو در شهریور و مهر ماه نباید گول خورد. چون این­ها همان زنبورهای بهاری هستند که به زودی باید بمیرند.
باید فقط به مقدار تخم و لارو کندوها توجه کرد. اگر مقدار تخم و لارو در شهریور ماه و مهرماه در کندویی زیاد باشد آن کندو مسلماً در بهار قوی خواهد بود و عسل خوبی به کندو خواهند اورد. اگر مقدار تخم لارو کم باشد چنین جمعیتی در بهار آینده ضعیف و کم محصول و یا حتی بی­محصول خواهد بود.
تغذیه­ها
تغذیه جمعیت­ها در طول سال با هدف­های متفاوتی انجام می­گردد که مهم­ترین آنها عبارتند از:
  • جبران کمبود عسل موجود در کندو.
  • تحریک ملکه به تخم­گذاری بیشتر.
  • جلوگیری از کم شدن تخم­گذاری ملکه.
  • تامین غذای زمستانی.
  • جبران کمبود عسل موجود در کندو
زنبوردار با بازکردن کندوها(در بهار) و یا وزن کردن آنها (ماهی ۲ بار در زمستان) متوجه کمبود عسل در یک یا چند عدد از کندوهایش می­شود. در این وضعیت، جمعیت­ها باید هر چه زودتر تغذیه گردند. انتخاب نوع غذا بستگی به فصلی است که در آن هستیم.
الف-در فاصله­ی اوایل بهار تا اواسط آبان ماه که زنبورها می­توانند پرواز کنند آنها را با یکی از شربت­ها به مدت اقلاً ۱۵ شب و از قرار شبی نیم تا یک لیتر تغذیه کنید.
ب-در ماه­های آبان و آذر و دی، بهتر است ۱ الی ۲ قاب پر از عسل در داخل هر کندو کنار و وصل به خوشه­ی زمستانی آویزان کرد. ولی پیش از اویزان کردن، باید قاب­ها را ۲۴ ساعت و یا بیشتر داخل طاق مسکونی که گرمای آن حدود ۲۰ درجه باشد گذاشت تا عسل گرم و قابل مصرف برای زنبورها شود.
ج-در بهمن و اسفند به جمعیت­ها خمیر شیرین می­دهند. در این دو ماه اگر هدف فقط تأمین کمبود عسل در کندو باشد. می­توان به آنها قاب­­های پر از عسل هم داد و اگرهدف تحریک ملکه به تخم­گذاری باشد بهتر است از خمیر شیرین استفاده کرد.
  • تحریک ملکه به تخم­گذاری بیشتر =تغذیه تقویتی
روش تخم­گذاری ملکه، زمان رسیدن به حداکثر ، شدت و مقدارآن، شروع و پایان تخم­گذاری در هر سال، از خواص ارثی ملکه است و از طرف دیگر همه­ی اینها رابطه­ی ناگسستنی با مقدار شهد و گرده گل در طبیعت نیز دارند ولی ما می­توانیم با تغذیه مصنوعی و به موقع جمعیت، قدرت توارثی تخم­گذاری ملکه را تقویت و وادارش کنیم که هرچه زودتر(مثلاً در بهمن ماه) تخم­گذاری را شروع و با سرعت زیادتری انجام دهد به طوری که جمعیت در اواخر اسفند ماه قوی شود و نیاز به طبقه­ی دوم داشته باشد چنین جمعیتی در محیط مناسب و پرشکوفه، سال پر عسلی را به زنبوردار نوید خواهد داد.
مهم­ترین تغذیه تحریکی در بهمن ماه و کمی پس از باز شدن نخستین شکوفه­های بیدمشک و یا همزمان با آن حدود دو کیلو خمیرشیرین انجام می­گیرد. خمیرشیرین را داخل کندو و روی قاب­ها می­گذارند. زیر خمیرشیرین و روی قاب­ها یک نایلون قرار می­دهند تا خمیر شیرین که در اثر گرمای داخلی کندو شل می­شود به کف کندو نریزد. نایلون را طوری روی قاب­ها می­گذارند که تمام سطح قاب­ها را نپوشاند تا زنبورها بتوانند به خمیرشیرین دسترسی داشته و از آن استفاده کنند. این تغذیه بهتر است حدود ۱۵ روز بعد و به دنبال آن ر صورت لزوم باز هم ۱۵ روز بعد از آن تکرار گردد. بعضی از زنبورداران مقداری پودر شیر خشک بدون چربی یا آرد سویا و مخمر آبجو و یا بالاخره همه­ی اینها را نیز با خمیر شیرین مخلوط و در اختیار زنبورها می­گذارند تا کمبود گرده را که در این زمان شدید هم هست تا اندازه­ای جبران کنند. این کار در صورتی صحیح است که زنبورها با خوردن آن اسهال نگیرند.
در مناطق سرد کشور در ماه­های بهمن و اسفند تغذیه جمعیت به وسیله­ی هیچ یک از انواع شربت­ها قابل توصیه نیست زیرا زنبورها به دلیل سرمای هوا در خوشه زمستانی بوده و قادر به استفاده از آن نیستند. گذاشتن قاب­های عسل در داخل کندو هم در این ۲ ماه کار جالبی نیست و ما را به هدفی که داریم نزدیک نمی­کند. چون ملکه باید به مدت نسبتاً زیاد و همه روزه حس کند که مرتب غذا از بیرون وارد کندو می­شود تا تحریک به تخم­گذاری زیادتر گردد و این تنها به وسیله­ی خمیرشیرین امکان­پذیر است. دو کیلو خمیرشیرین حدود ۲ هفته وقت لازم دارد تا زنبورها آن را از بالای قاب به داخل سلول­ها حمل و یا مصرف کنند. این مدت برای گول خوردن ملکه به خیال این که شهد از خارج وارد کندو می­شود، کافی است، به ویژه این­کهدو هفتهبعدش نیزدوباره و حتی شاید برای بار سوم نیز خمیرشیرین در اختیار جمعیت قرار می­گیرد.
  • جلوگیری از کم شدن تخم­گذاری ملکه
در جریان سال اغلب مواردی پیش می­آید که زنبوردار حتی در بهار مجبور به تغذیه تحریکی بعضی از جمعیت­ها می­شود تا ملکه به دلیل کمبود شهد و گرده­ی گل در طبیعت از تعداد تخم­هایی که در روز می­گذارد نکاهد. بدی این کار این است که هرگاه ملکه در تخم­گذاری در سیر نزولی افتاد؛ یعنی؛ اگر کار به آنجا کشیده شد که تعداد تخم­هایی را که هر روز می­گذارد کمتر از روش پیش گردد، دیگر عوض کردن وضع و دوباره وادار نمودنش به تخم­گذاری بیشتر اگر غیرممکن نباشد مسلماً کار بسیار مشکلی خواهد بود. چنین حالتی معمولاً زمانی پیش می­آید که محیط پر از شکوفه و گل باشد و ناگهان کم گردد.
از آن­جایی که در چنین وضعی مبارزه با طبیعت مقدور نیست ناچاراً باید به خواسته­های جمعیت­ها توجه کرده و نیازهایشان را در بالاترین حد ممکن رفع کرد تا راه برای ادامه­ی فعالیت هموار گردد و ملکه هم طبق روال به تخم­گذاریش ادامه دهد و از فعالیتش نکاهد. به این منظور در دو مورد باید بیش از سایر موارد دقت داشت.
الف-پر کردن فواصل گل­دهی: در بعضی از نقاط کشورمان زمان شکوفه دادن و بدون گل بودن متناوبند و این تناوب در برخی از مناطق دو و یا حتی چند بار تکرار می­شوند. به این طریق که در یک منطقه پس از گذراندن زمستان نخست شکوفه­ها باز می­شوند و مدتی حدود ۲ هفته زنبورها فعالیت می­کنند، پس از آن ۲ تا ۳ هفته خبری از گل و شکوفه نیست. در نتیجه زنبورها بیکار می­شوند. بعد از آن شکوفه­های گیاهان دیگری باز شده و زنبورها دوباره امکان فعالیت پیدا می­کنند. به طور نمونه در گیلان و اطراف رشت معمولاً حدود اواخر اسفند ماه تا ۱۰ روز پس از نوروز گل­های درختان و میوه­های دانه­دار(سیب، گلابی، خوج…) و هسته­دار(گوجه درختی، هلو و…) باز بوده و شهد وگرده گل فراوان در اختیار زنبورها قرار می­دهند. ولی از حدود ۱۰ فروردین تا هفته­ی اول اردیبهشت هیچ نوع گل قابل بحثی به چشم نمی­خورد، در نتیجه این مدت را زنبورها باید با بیکاری و سرگردانی بگذارنند و از آنجایی که شهدی وارد کندو نمی­شود ملکه هم از تعداد تخم­هایی که می­گذارد هر روز می­کاهد. معمولاً هفته­ی اول الی ۱۰ اردیبهشت گل­های مرکبات باز می­شوند که دوباره جمعیت امکان فعالیت می­یابد. در فاصله­ای حدود یک ماهه (۱۰فروردین تا ۱۰ اردیبهشت) اگر زنبوردار به کمک زنبورهایش نیاید، ملکه­ای که معمولاً می­باید درست در همین موقع در شدن فعالیت باشد مجبور به کم کردن تخم­گذاری می­گردد و جمعیت به زودی ضعیف شده، لذا نخواهد توانست به اندازه کافی از مرکبات شهد بیاورد که آن را تبدیل به عسل کند. جمعیت ضعیف شده هرگز قابل مقایسه با جمعیت­های قوی که گرفتار چنین وضعی شده­اند، نیست. لذا در اینجا نیز مثل همه­ی کارهایدیگر پیشگیری بهتر و ارزان­تر از معالجه است.
زنبوردار با تجربه برای کمک به جمعیت­ها و جلوگیری از بیکاری زنبورها هر شب حدود نیم لیتر یا کمی بیشتر در اختیار هر جمعیت قرار می­دهد تا با استفاده از آن، زنبور ملکه متوجه کمبود شهد در طبیعت نشود و فعالیتش را کم نکند. یعنی تخم­گذاریش را طبق روال عادی آنقدر ادامه دهد تا شکوفه­های درختان مرکبات باز شوند. از این ساعت به بعد خود زنبورها دیگر شربت را قبول نکرده و از گلهای درختان، شهد جمع می­کنند و به کندو می­آورند. انتخاب نوع شربت مربوط به سلیقه زنبوردار است. زنبورها هم در این فصل همه­ی انواع شربت­ها را قبول می­کنند ولی همیشه بهترین شربت برای زنبورها مخلوط آب و عسل به نسبت مساوی است یعنی یک کیلو عسل و یک لیتر آب.
ب-تغذیه­ی تحریکی پس از برداشت: پس از برداشت آخرین محصول عسل و پیش از شروع تغذیه زمستانی یعنی حدود تیرماه و مرداد ماه جمعیت را با یکی از شربت­ها تغذیه می­کنند. این تغذیه­ی تحریکی گو اینکه نمی­تواند مانع کم شدن تخم­گذاری ملکه در این فصل گردد ولی از سرعت کم شدن آن می­کاهد و در نتیجه جمعیت دیرتر ضعیف می­شود. خوبی کار در این است که چنین جمعیتی پاییز و زمستان را قوی گذرانده و اول بهار با قدرت و تعداد زیاد به دنبال شهد خواهد رفت و عسل زیادتری به کندو خواهد آورد. چون همان­طوری که بارها گفته شد از تخم­هایی که ملکه از اول شهریور ماه به بعد می­گذارد زنبورهایی به وجود خواهند آمد که پاییز و زمستان زنده مانده و حتی در اوایل بهار نیز در پرستاری و تغذیه نوزادان و هم در آوردن گرده و شهد نخستین کمک­ها را به جمعیت می­کنند تا زنبورهای بهاری کم­کم تولد بافته و با قدرت تمام کارهای داخلی و خارجی کندو و جمعیت را به عهده گیرند. هدف از تغذیه تحریکی جمعیت­ها پس از برداشت محصول عسل نیز همین است.
بنابراین کسی که مایل است در بهار جمعیت­های قوی داشته باشد باید جمعیت­ها را به نحو احسن و به مقدار کافی در مرداد و شهریور نخست تغذیه­ی متحریکی و به دنبالش هم تغذیه زمستانی کند. برای این تغذیه زنبوردار می­تواند از هر یک از انواع شربت­ها استفاده کند. تنها آویزان کردن قاب­های پر از عسل در داخل کندو با هدف تحریکی قابل توصیه نیست.
  • تغذیه­ی زمستانی
بهتر بود نامش را «تغذیه برای زمستان­گذرانی» می­گذاشتند که با ۲ هدف انجام می­گیرد:
الف: برداشت تمام عسل موجود در کندوها و جانشین کردن آن به­وسیله شربتی که باشکر تهیه می­گردد به این دلیل که اولاً زنبورعسل به همان خوبی که با عسل کافی می­تواند زمستان را بگذراند، به همان خوبی هم قادر است با شکر این فصل را بگذراند.
ثانیاً بهار هر کیلو عسل در ایران چند برابر شکر است. بنابراین به نفع زنبوردار است که تمام عسل را برداشت کرده و به عوض آن به اندازه کافی شکر به صورت شربت در اختیار جمعیت­ها قرار دهد.
هرگاه تعداد جمعیت­ها کم باشد، برداشت و یا عدم برداشت عسل آنها از نظر زنبوردار اهمیت مادی چندانی ندارد ولی اگر تعدادشان مثلاً ۱۰۰ عدد یا بیشتر بود در زندگی وی اثر اقتصادی زیادی خواهد گذاشت.
ب-جبران کمبود عسل موجود در کندوها به مقداری که جمعیت­ها بتواند با آن پاییز و زمستان را گذرانده و حتی در اوایل بهار، تازمان باز شدن شکوفه­های درختان میوه به اندازه­ی کافی ذخیره داشته باشند.
در بازدید پاییزی مقدار عسل باقیمانده در هر کندو را(پس از برداشت آخرین محصول) حدس زده، در یک کاغذ جداگانه می­نویسند. آن گاه هرچه زودتر کمبودش را به وسیله­ی شربت جبران می­کنند.
در شرایط ایران مرکزی ۱۰ کیلو شکر برای زمستان­گذرانی جمعیت­ها کافی است. محاسبه­ آن به این طریق است که اگر در بازید پاییزی مقدار عسل موجود در یک کندو حدود ۴ کیلو حدس زده شود(اگر زنبوردار نخواسته باشد که این عسل را برداشت کند) در این حال باید با ۶ کیلو شکر شربت درست کرده و اختیار جمعیت قرار داد، هرگاه شربت ۱ به ۱ باشد ۶/۹ لیتر و اگر ۳ به ۲ باشد ۶/۷ لیتر شربت به دست می­آید.
هنگام تهیه شربت اگر در هر لیتر آن یک قاشق عسل اضافه کنید و خوب هم بزنید زنبورها آن رابا میل و رغبت بیشتری می­خورند و اگر شربت ولرم در اختیار آنها قرار داده شود علاقه­شان باز هم زیادتر خواهد شد.
مقصود از ولرم این است که وقتی که انگشت را داخل شربت می­گذارید به زحمت آن را کمی گرم حس کنید. انتخاب نوع شربت به سلیقه­ی زنبوردار بستگی دارد .لی در پاییز شربت ۳ به ۲ بیشتر قابل توصیه است. بهترین زمان برای دادن شربت عصرها پس از غروب آفتاب است. چون به زودی شب شده و امکان غارت به وسیله­ی جمعیت­های قوی وجود نخواهد داشت و جمعیت­ها نیز معمولاً شربت را تا پیش از صبح و روشن شدن هوا برمی­دارند.
تنگ و زمستانی کردن کندوها
با خنک شدن هوا زنبورها کم­کم دور هم جمع می­شوند تا به تدریج خوشه زمستان­شان را تشکیل دهند. به طوری که شان­های خارجی اغلب خالی و بی­زنبور می­گردند. این خود علامت آن است که زمان تنگ و زمستانی کردن کندوها سر رسیده و زنبوردار باید هر چه زودتر این کار مهم را انجام دهد.
زنبوردار نخست به تمیز کردن محفظه­ی داخلی کندو و برداشتن موم­ها و بره­موم­هایی که زنبورها در جریان سال به کف، دیواره­ها و سقف کندو چسبانده­اند می­پردازد. پس از تمیز کردن کامل و با در نظر رگفتن قانون زمستانی کردن آنها را تنگ می­کند.
تنگ کردن یعنی برداشتن قاب­های اضافی از کندو و کم­حجم کردن فضای داخلی آن با این هدف که گرم کردنش در زمستان برای زنبورها آسان گردد.
قانون زمستانی کردن کندو عبارت است از اینکه تمام شان­های پر از زنبور به اضافه یک شان عسل بدون زنبور در سمت راست و یک شان عسل بدون زنبور در سمت چپ قرار داد. با این حساب اگر در کندویی زنبورهایش روی ۶ شان نشسته باشند باید آن را با ۸ شان زمستانی کرد.
فضای خالی باقی مانده را با یک تخته که به کف کندو برسد از قسمت پر از زنبور جدا کرده، داخل فضای خالی هم کاغذهای روزنامه­ی مچاله شده می­ریزند.
هرگاه جمعیت قوی باشد و هر ۱۰ قاب را کاملاً پر کند دیگر تنگ کردن آن لزومی ندارد. برای زمستانی کردنش روی قاب­ها پارچه­ی کتان دولا و روی آن نیز مقداری روزنامه می­گذارند تا زنبورها بتوانند زمستان را گرم و سالم بگذرانند. هرگز از ورقه­ی نایلونی برای این منظور نباید استفاده کرد چون مانع خروج بخار و باعث تشکیل قطرات آب در سطح داخلی نایلون می­گردد. این قطرات روی شان­ها چکیده و باعث کپک زدگی آنها در جریان زمستان می­شوند.
در مناطقی که هوا در زمستان ناگهان گرم و پس از مدتی دوباره سرد می­شود زمستانی کردن جمعیت­ها در کندوهای ۲ طبقه­ای توصیه می­گردد به این طریق که جمعیت در طبقه­ی بالا زمستان را بگذارند و طبقه پایین خالی باشد.
در استان­های شمالی ایران یعنی گیلان و مازندران و گرگان خیلی از سالها همین حالت پیش می­آید. هوای سرد زمستانی این نقاط در بهمن ماه با شروع باد گرم منطقه­ای (زمستان در این استان­ها همه ساله یک یا چند بار باد گرم دارد) گرم می­شود به طوری که اغلب شکوفه­های درختان گوجه و بیدمشک باز می­گردند. پس از ۱۰ الی ۱۵ روز هوا دوباره سرد و برف منطقه را می­پوشاند. این وضع صدمه­ی شدید به جمعیت که ملکه­اش به اتکاء گرمی هوا و تداوم آن شروع به تخم­گذاری کرده، می­زند. چرا که در این مدت تعداد زیادی از تخم­ها تبدیل به لاروسرباز و حتی سربسته شده و بوسیله­ی انبوهی از زنبورها که در سطح شان­ها و بالای سلول­های لاروها هستند تغذیه می­شوند. سرمای بدن آنها را دوباره به خوشه­ی زمستانی می­فرستند. در نتیجه لاروها بدون غذا و بدون امکان گرم شدن مانده و از سرما می­میرند. لاشه­های لاروها داخل سلول­های شان­ها پس از مدتی کوتاه متعفن شده و جمعیت را سخت ناراحت می­کند.
برای احتراز از صدمات چنین زمستان گذرانی، جمعیت­ها در کندوهای ۲ طبقه به طریقی که در بالا گفته شده پیشنهاد می­شود، چون گرم و سرد شدنهای ناگهانی هوا و مشکلات ناشی از بسیار کمتر از کندوهای یک طبقه است.
در طبقه­ی پایین تنها یک­شان خالی باید آویزان کرد تا زنبورها برای بالا رفتن از آن به عنوان نردبان استفاده کنند. این وضع تنگ کردن کندوها برای گیلان و مازندران قابل بررسی می­باشد.
رنگ­های ملکه در سال­های مختلف
پشت ملکه­هایی که از خارج از کشور خریداری می­گردند، معمولاً رنگ مخصوصی که در هر سال متفاوت است دیده می­شود. این رنگ­ها طبق پیشنهاد کنگره بین­المللی زنبورداران جهان که در سال ۱۹۲۹ در کلن(آلمان) تشکیل شده بود تعیین شدند. ابتدا ۴ رنگ که بعداً ۵ رنگ انتخاب شد. به وسیله­ی این رنگ­ها می­توان همیشه از سن ملکه آگاه شد ودر صورت پیر بودن، آنها را عوض کرد. به ویژه آن که قرار بر این است که ملکه­ها حداکثر هر ۲ سال یک بار تعویض گردند تا جمعیت­ها همیشه قوی و فعال باشند. تنها ملکه­های خیلی فعال را برای ازدیاد نسل می­توان بیش از ۲ سال نگهداری کرد.
این رگ­ها هر ۵ سال دوباره تکرار می­شوند و همانطور که می­دانید ملکه­ها هم معمولاً بیش از ۵ سال عمر نمی­کنند. حال اگر مثلاً در سال ۱۳۷۸ کندویی را باز کرده و رنگ پشت ملکه زرد بود فوری خواهید فهمید که وی در سال ۱۳۷۶ تولد یافته و تاکنون ۲ سال است که تخم­گذاری کرده و باید هرچه زودتر حذف و جانشین گردد.
ازدیاد نرهای پر قدرت
پس از اتمام گل درختان میوه و شروع باز شدن سایر انواع گل­های عسل­خیز، فقط در کندوهایی که سال قبل بیش از همه عسل داده بودند یک قاب نواردار یعنی یک قاب خالی که بالایش یک نوار سه سانتی­متری از موم پرچ شده باشد آویزان می­کنند. معمولاً زنبورها روی آن سلول­های نر می­بفند، ملکه هم داخل آنها فقط تخم نر می­گذارد. جفت­گیری چنین نرهایی که به زودی متولد خواهند شد با ملکه­هایی که در ماه­های آتیه متولد می­شوند جمعیت­های فعالی به وجود می­آورد که نتیجه آن بالا رفتن میزان محصول خواهد بود. برای اینکه منحصراً از چنین نرهایی در زنبورستان وجود داشته باشد و از تولد نرهای متوسط و بد جلوگیری شود به محض مشاهده­ی سلول­های سرپوشیده نر در کندوهای دیگر با چنگال یا کارد، سرسلول­های مزبور را م­برند. لاروهایی را که به این طریق کشته می­شوند، خود زنبورها از کندو به خارج حمل می­کنند.
از آن­جایی که در بهار جمعیت، ذوق و علاقه دارد که خود، تعدادی نر تولد کند و فقط در این صورت حاضر به فعالیت می­باشد، پس از کشتن نرهای جمعیت­های ضعیف به منظور جانشین کردن آنها می­توان یک قاب با لاروهای سربسته-ی نر از کندوهای پرمحصول در داخل کندوهای همان جمعیت ضعیف آویزان کرد. به این طریق از تولد زنبورهای نر کندوهای ضعیف جلوگیری می­شود. کندوهای ضعیف با دریافت لاروهای نر از خارج باز هم با ذوق و شوق به فعالیت خود ادامه خواهند داد.
ازدیاد زنبورهای نر به کمک قاب­های نواردار در هر کندو را سالیانه چندین بار می­توان تکرار کرد.
تلقیح مصنوعی
در طبیعت همه­ی جانداران پس از تولد زندگی کرده، زاد و ولد می­کنند و می­میرند. هدف از زاد و ولد تنها بقاء نسل است که طبیعت معمولاً هدف حساب شده­ای برای بهتر کردن نژادها و جانداران ندارد.
انسان با استفاده از علم ژنتیک می­تواند هدف­گیری دقیق­تری کرده و در بهتر کردن وضع نژادهای جانداران و بالابردن سطح محصول آنها به نفع خودش بهره­گیری کند، همان­طوری که شیردهی گاوها را توانست از ۴ کیلو تا ۳۰ کیلو بیشتر در روز بالا ببرد.
برای هدف­گیری باید اجباراً از طرز زندگی و فعالیت به ویژه خواص تورارثی اجداد هر موجود (هم پدر، هم مادر) اطلاعات دقیق و بدون نقصی در اختیار داشت.
در جمعیت­هایی از زنبورعسل که به طور طبیعی در جنگل­ها زندگی می­کنند این کار ممکن نیست چون نه از وضع ملکه­های آنها اطلاعاتی وجود دارد و نه از طرز زندگی نرها و آنچه جمعیت­ها خودشان برای اصلاح نژادهاشان انجام می­دهند نیز خیلی کم است.
در قسمت اعظم زنبورداری­های امروزی در کشور ما که جمعیت­ها خود به خود بچه داده و زیاد می­شوند هم عیناً وضع به همین منوال است.
در رو­ش­های قبلی که برای تولید ملکه آمده بود تنها ملکه تحت کنترل دقیق تولید می­شود. ولی جفت­گیری­اش در هوا و خارج از کنترل تولیدکننده است؛ یعنی وی حداکثر فقط از ۵۰% خواص توارثی که مربوط به ملکه است اطلاعات نسبتاً دقیق دارد و ۵۰% بقیه مربوط به زنبورهای نری است که در هوا با کلکه­ای جفت­گیری می­کنند  هیچ کنترلی روی آنها ندارد به خصوص آن که ملکه نه تنها با زنبورهای نر هریک از جمعیت­های مختلف زنبورستان خورش بلکه اغلب حتی با نرهایی که از زنبورستان مجاور و یا دور دست می­آیند نیز جفت­گیری می­کند.
در ایستگاه­های جفت­گیری ملکه که معمولاً چندین کندو برای تولید زنبورهای نر مستقر می­کنند، پس از جفت­گیری معلوم نیست که ملکه با نرهای کدام یک از جمعیت­ها جفت­گیری کرده است. در نتیجه کنترل صد در صد در چنین ایستگاه­هایی هم وجود ندارد تا محاسبات توارثی طبق خواص همان جمعیت جفت­گیری کننده به خصوص انجام گیرد.
مطمئن­ترین راهی که برای بهتر و فعال­ترکردن جمعیت­های زنبورعسل امروزه از آن استفاده می­شود تلقیح مصنوعی ملکه است چون معمولاً بهترین و فعال­ترین ملکه به وسیله متخصصین انتخاب می­گردد وبرای جفت­گیری دادنشان تنها از نرهای جمعیت­های فعال و پر محصول استفاده می­شود. یعنی, با کنترل صددرصد نرها و ماده­ها به هدف­مان نزدیکتر شده و نسل­های بعدی قوی­تر و پر محصول­تر خواهد بود.
اسپرم یا نطفه به وسیله­ی دستگاهی از داخل بدن چنین زنبورهای نر بالغ و فعالی مکیده شده و به داخل بدن و دستگاه تناسلی بهترین و فعال­ترین ملکه­ها تزریق می­گردد. به این طریق هیچ جای شک و تردیدی باقی نمی­ماند. بنابراین تلقیح مصنوعی تنها راهی است که در آن اجداد ملکه و اجداد نرها کاملاً معلوم است. از آنجایی که خواص توارثی ملکه و نرهای مورد استفاده از سالهای پیش بررسی شده­اند، در نتیجه خواص جمعیت­هایی که ملکه تلقیح شده به زودیتشکیل خواهد داد از قبل معلوم و مقدار محصولی را که در شرایط عادی طبیعی خواهند آورد تقریبا ً آشکار است.
نقطه ضعف این روش این است که ملکه­های تلقیح شده معمولاً تنها برای یک سال قادر به تخم­گذاری صحیح می­باشند که در این مدت، هم تخم ن و هم تخم ماده می­گذارند. اغلب از اوایل سال دوم فقط تخم نر می­گذارند، چون اسپرم موجود در کیسه­ی ذخیره نطفه­ی ملکه گویا به اتمام می­رسد چراکه کیسه­ی ذخیره نطفه قادر به جذب همه نطفه­هایی که به طور مصنوعی به بدن ملکه تزریق شده نیست و مقداری را که می­تواند جذب کند به زحمت برای یک سال کافی است. امید این است که نقض فوق به تدریج و با پیشرفت علم رفع گردد.
در سال­هایی که نخستین آزمایش­های تلقیح مصنوعی صورت می­گرفت متخصصین همیشه با ناکامی مواجه بودند. این وضع سال­ها ادامه داشت به طوری که عده­ای از محققین ادامه­ی کار را بی­نتیجه و تلقیح مصنوعی در ملکه زنبورعسل را غیر ممکن اعلام کردند. در مقابل، عده­ای دیگر ناامید نشده و تنها روش تحقیقات را تغییر دادند. به این طریق که با تشریح دقیق دستگاه تناسلی ملکه پی بردند که در قسمت جلوی دستگاه تناسلی آن چین­های زیادی وجود دارد که مانع ورود سوزن دستگاه تلقیح­کننده به قسمتی می­گردد که نطفه باید در آنجا ریخته شود تا به­وسیله­ی ماهیچه­های ظریف اطراف کیسه­ی ذخیره اسپرم پمپ شده و به داخل کیسه برای ذخیره شدن فرستاده شود و ملکه از آن ر تولید زنبورهای ماده استفاده کند.
با اطلاع از این موضوع امروزه در تلقیح مصنوعی به کمک سوزن دستگاه تلقیح چین­ها را به کناری زده، آن­گاه اسپرم یا نطفه را به داخل دستگاه تناسلی ملکه تزریق می­کنند تا مستقیماً به داخل کیسه­ی ذخیره میکده شوند. ولی همان­طوری که پیش از این هم گفته شد ملکه­های تلقیح مصنوعی تخم­گذاری می­کنند.
اسپرم یا نطفه را در گرمای ۱۲ تا ۱۵ درجه به مدت ۶ ماه می­توان زنده نگه داشت و از آن در زمان لازم در تلقیح مصنوعی استفاده کرد.
دستگاه­های تلقیح مصنوعی مختلفی تاکنون درست شده که از آنها استفاده می­شود ولی به طور کلی و عمومی طرز کار کردن آنها روی این اصول پایه­گذاری شده است:
  • پر محصول­ترین، سالم­ترین و آرام­ترین ملکه­ها انتخاب گردند.(جمعیت مادر)
  • پرمحصول­ترین، سالم­ترین و آرام­ترین نرها انتخاب گردند.(جمعیت پدر)
  • برای دیدن صحیح و انجام کار از بینوکولاز استفاده می­شود.
  • ملکه هنگام تلقیح به کمک گاز CO2 بیهوش می­گردد.
  • اسپرم یا نطفه از دستگاه تناسلی نرهای بالغ (بیضه­ها) به کمک سوزن­های دستگاه تلقیح کنده پمپ می­شود.
  • سوزن دستگاه تلقیح کننده را وارد دستگاه تناسلی ملکه کرده و اسپرم را داخل بدن آن تزریق می­کنند.
  • پس از تزریق، ملکه را از محیط CO2 بیرون آورده و در جعبه­ای با هوای معمولی می­گذارند تا به هوش آید.
  • چند دقیقه پس از به هوش آمدن، وی را داخل جمعیتی که از قبل یتیم و آماده دریافت ملکه است، طبق روش ملکه دادن در قفسه­ی ملکه گذاشته به جمعیت می­دهند، حدود ۲ تا ۳ روز بعد ملکه اولین تخم­ها را خواهد گذاشت.
تولید ملکه با دستگاه یِنتَر
روش ینتر آخرین روشی است که از آن درتولید ملکه به تعداد زیاد استفاده می­شود. این روش حدود ۱۵ سال است که در آلمان شروع شده و در آن ملکه­های خوب جمعیت­های مادر را در زمانی که در حداثر فعالیت هستند(نیمه­ی دوم فروردین و تا اواخر خرداد ماه) در قفسه­ی ینتر حبس می­کنند. فواصل میله­های پلاستیکی قفسه درست مثل فاوصل میله­های پنجره ملکه ۲/۴ میلی­متر است، به طوری که زنبورهای کارگر می­توانند از آنها عبور کنند و به داخل قفسه بروند و یا از آن خارج شوند. تنها ملکه به دلیل ضخامت بدنش قادر به خروج از آن نیست در قفسه حبس می­شود.
داخل قفسه حدود ۱۰۰ الی ۱۵۰ سلول سرباز و پلاستیکی ملکه موجود است که ملکه ناچاراً تخم­هایش را داخل آنها می­گذارد. تک تک سلولها قابل جدا شدن می­باشند. زنبوردار می­تواند سلول­های تخم­دار را فوری از قفسه بیرون آورده و یا این که منتظر باشد تا لاروها متولد شوند و از آنجایی که کارگران می­توانند به داخل قفسه رفت و آمد کنند از آنها پرستاری کرده و داخل سلول­ها را با لاروها و ژله­ی رویال بریزند. آنگاه سلول­ها را با لاروها و ژله رویال از قفسه بیرون آورده و در تولد ملکه استفاده می­کنند. این سلول­ها را با لاروهایشان در قاب پیوند به پهنای فقط یک سانتی­متر می­چسبانندو قاب را در داخل جمعیت­هایی که قبلاً یتیم شده­اند و یا طبقه­ی دوم یک جمعیت قوی که ملکه هم دارد آویزان می­کنند تا کارگان آنها را با ژله­ی رویال تغذیه و به ملکه تبدیل کنند. و برایشان سلول­های ملکه ساخته و و سر آنها را نیز ببندند
سلول­های سربسته ملکه­ها را به چوب پنبه­ها چسبانده، آنها را در داخل قفسه­های ملکه می­گذارند. قفسه­ها را یا داخل قاب پرورش ملکه گذاشته و در کندو آویزان می­کنند تا با استفاده از گرمای داخلی کندو به رشدشان ادامه دهند و ملکه­ها متولد گردند و یا اینکه در داخل انکوباتور با گرمای ۳۵ درجه می­گذارند تا ملکه­ها متولد شوند.ارجحیت این روش نسبت به سایر روش­ها در این است که :
  • نیازی به پیوند که نسبتاً مشکل می­باشد نیست.
  • در پیوند، سن لاروها را حدس می­زنند. در این روش سن لاروها دقیقاً معلوم است.
  • در صورت صحیح کار کردن، روزانه از هر ملکه صدها تخم برای تولید ملکه به دست می­آید.
هدف اصلی روش ینتر همانطوری که گفته شد پیدا کردن راهی است برای تهیه­ی لاروهای خوب جهت تولید ملکه بدون آنکه نیازی به پیوند باشد. چون پیوند کردن لاروها هم دقت زیاد لازم دارد، هم­بینایی چشم­ها باید قوی باشد تا لاروها خوب دیده شوند و هم اینکه باید تمرین و تجربه­ی کافی برای تشخیص سن لاروها را داشت و این کاری نیست که به آسانی از عهده­ی هر زنبوردار برآید. روش ینتر زنبوردارها را به این هدف خیلی نزدیک می­کند. برای انجام آن قفسه را به یک قاب خالی می­بندند و به دو طرفش موم پرچ شده می­چسبانند تا زنبورهای جوان در اطرافش جمع شوند و به داخل قفسه رفته، لاروها را پرستاری کنند.
روشفرانسوی: در این دستگاه اصلی ینتر متر تغییر می­کند، تنها به جای سلول­های پلاستیکی از سلول­های مومی ملکه­ای که درست کردن آن کار مشکلی نیست استفاده می­شود.
قواعد جابه­جا کردن زنبورها
از جابه­جا کردن کندوها، به فاصله­های کمتر از ۱۰ کیلومتر، به ویژه در داخل زنبورستان به فاصله­های چندمتری به هر دلیلی و در هر ماه و فصلی که باشد باید احتراز کرد. زیرا زنبورهای قادر به پرواز هر جمعیت دوباره به محل استقرار قبلی کندوهایشان برمی­گردند.
زنبورهای قادر به پرواز برای پیدا کردن و تشخیص کندوی خود از سایر کندوها یک لوله هوایی تجسمی در مغزشان رسم می­کنند که انتهای آن به سوراخ پروازشان ختم می­گردد، هنگام بازگشت وقتی که به نزدیکی کندوهایشان رسیدند خود را به داخل همان لوله­های تجسمی انداخته و در سوراخ پرواز پیاده می­شوند. هرگاه کندو حتی تنها یک متر به راست یا چپ منتقل گردد، زنبورها هنگام بازگشت از راه لوله­ی پرواز تجسمی در نقطه­ای که سوراخ پرواز قرار داشت کندوهایشان را جستجو می­کنند ولی اثری از آن نمی­بینند. ناچار به عقب پرواز کرده و دوباره و سه باره و چندباره خودشان را به داخل همان لوله هوایی تجسمی انداخته باز در محل سوراخ پرواز سابق پیاده می­شوند بدون آنکه موفق به پیدا کردن کندوهای­شان گردند. گیج و متحیر آن قدر این کار را تکرار می­کنند تا خسته شوند. آنگاه با پا کمی به راست و چپ و جلو وعقب می­روند تا سرانجام کندوهایشان را پیدا کنند. البته اگر فاصله­ی محل تنها ۱ متر باشد. در فاصله­های ۱۰۰ متری و بیشتر هرگز کندوهایشان را پیدا نمی­کنند و معمولاً تلف می­شوند. به خصوص اگر کندوی دیگری در آن نزدیکی و یا به فاصله­ی حداکثر چندمتری وجود نداشته باشد. پس از پیدا کردن سوراخ پرواز بوی ملکه­شان را تشخیص می­دهند. از این زمان به بعد لوله­ی پرواز تازه­ای در داخل مغزشان ترسیم و برای رفت و آمد از آن استفاده می­کنند و لوله­ی پرواز سابق را فراموش می­کنند.حال اگر کندو را دوباره به محل اولش برگردانند باز زنبورها گرفتار همان سرگردانی قبلی می­شوند تا آن را دوباره پیدا کنند.
به طور کلی زنبورداران این قانون را دانسته باشند که انتقال کندو از نقطه­ای به نقطه­ی دیگر تنها در صورتی مجاز است که فاصله­ی مستقیم بین این دو نقطه اقلاً ۱۰ کیلومتر باشد. زیرا شعاع پرواز زنبورعسل کارگر حدود ۴ کیلومتر است.
با در نظر گرفتن شعاع ۴ کیلومتری پرواز کارگران می­بایستی معمولاً فاصله­ی انتقال کندو به خط مستقیم را ۸ کیلومتر گرفت. بهتر است این فاصله را ۲ کیلومتر اضافه­تر یعنی ۱۰ کیلومتر گرفت که به هیچ­وجه امکان بازگشت کارگران به محل قبلشان وجود نداشته باشد.
پرواز دفع مدفوع زمستانی
در مناطق سردسیر کشور ما مثل شهرها و دهات مختلف آذربایجان، خراسان، اراک و همدان و کردستان و.. دوره سرمای مداوم زمستان می­تواند در بعضی از سالها بیش از یک ماه طول بکشد یعنی؛ مدت یک ماه یا بیشتر دمای هوا چه در روز و چخ در شب هیچ وقت از ۴ الی ۵ درجه بالای صفر تجاوز نکند. در نتیجه زنبورعسل نمی­تواند کندویش را برای دفع مدفوع ترک کند.
زنبور سالم تنها در خارج از کندو، آن هم در حال پرواز قادر به دفع مدفوع می­باشد ، بنابراین به ناچار باید آنقدر در کندو بنشیند و منتظر بماند تا گرمای هوا به بیش از ۸ درجه بالای صفر برسد. در این موقع زنبوربه سرعت از کندو خارج و تا چند متری آن پرواز کرده و خیلی تند در حال پرواز مدفوعش را دفع کرده فوری به کندو باز می­گردد.
در سرمای کمتر از ۸ درجه سانتی­گراد عضلاتی که پرهای زنبورعسل را ۲۰۰ بار در ثانیه حرکت می­دهند فلج شده و قادر به پرواز نیست.
عسل ماده­ای است که تقریباً همه­ی مواد موجود در آن جذب بدن انسان یا زنبورعسل می­شود. تنها مقدار فوق­العاده کمی از آن غیرقابل جذب بوده و باید دفع گردد. در سرمای زیاد و به ویژه مداوم که زنبورقادر به خروج از کندو و دفع مدفوعش نیست مدفوع آن به تدریج و روز به روز در نزدیکی مخرج در محفظه­ای کیسه مانند به نام مخزن، جمع و نگهداری می­شوند تا در اولین گرمای مناسب هوا زنبور پرواز کرده و آن را دفع کند.
سه عدد غده موجود در این مخزن که ما آنها را به نام غده­های مخزنی می­نامیم با ترشحات خود مانع پوسید
ی محتویات مخزن می­گردند؛ زیرا پوسیدگی آن باعث مرگ زنبور خواهد شد زنبورعسل قادر است به کمک غده­های مخزنی مدفوعش را به مدت تقریبی یک الی دو ماه نگهداری کرده و در فرصتی مناسب در ظهر یک روز آفتابی به خارج از کندو پرواز کرده و آن را دفع کند.
نقش زنبورعسل در ازدیاد میوه و بذرها
زنبورعسل در جستجوی شهد روی درختان میوه از گلی به گل دیگر پرواز می­کند. موهای فراوان بدنش هنگام جمع­آوری شهد با گرده­های گل (سلول­های نری گل) تماس پیدا کرده و تعداد زیادی به آنها می­چسبند که پس از پرواز وی به گل مجاور چند عددش بر روی مادگی آن انتقال یافته و تنها یکی از آنها مادگی «تخم» را بارور و تبدیل به میوه می­کند.
باغ سیبی را که در آن تمام مراقبت­های لازم مانند شخم، کود، سم­پاشی، و غیره و.. انجام شده ولی زنبورعسل برای باروری گلها در نزدیکی آن مستقر نشده باشد هکتاری حدود ۵ تن محصول می­دهد. استقرار ۲ کندو با جمعیت­های قوی در همین باغ می­تواند محصول را تا ۵۰ تن سیب در هکتار و حتی بیشتر بالا ببرد.
در آزمایشی که در سال ۱۳۴۸ در گرگان در یکی از مزارع گل آفتا­گردان به وسعت تقریبی یک هکتار انجام گرفت، مقدار پوکی دانه­های گل آفتاب­گردان که در سالهای پیش بدون زنبورعسل بیش از ۷۰% بود، پس از انتقال ۳ کندوی قوی به آنجا و در نتیجه­ی گرده­افشانی کامل به ۳% تقلیل یافت.
به عبارت دیگر مزرعه­ای که بدون زنبورعسل سابقاً محصول آن ۴۵۰ کیلو بذر مغزدار گل آفتاب­گردان در هر هکتار بود، پس از گذاشتن کندوی زنبورعسل در کنار آن مقدار محصول آن به ۱۵۰۰کیلو رسید که تفاوت ۱۰۵۰ کیلو محصول اضافی، به کمک زنبورعسل به دست امد، یعنی محصولش بیش از ۳ برابر شد.
آزمایش فوق اهمیت زنبورعسل را در بالابردن مقدار محصول بذر میوه به خوبی آشکار می­کند. این را هم باید اضافه کرد که علاوه بر آن محصول هر کندو ۱۱ کیلو عسل بود.
یکی از ویژگی­های مهم زنبورعسل این است که هنگامی که جمع­آوری شهد از روی گلهای سیب را شروع کرد، دیگر توجهی به گلهای سایر درختان(مثلاً گلابی یا هلو و غیره ..) که در نزدیکی یا داخل باغ هستند، ندارد و روی آنها نمی­نشیند. تنها زمانی به سایر گلها روی می­آوردکه آخرین گل شهددار سیب را بارور کرده باشد.
این یک خاصیت عالی و فوق­العاده مهم زنبورعسل است که ما آن را «ثابت گلی» می­نامیم و باعث می­شود که همیشه گرده (سلول نر) هر گل روی مادگی همان نو گل انتقال یابد و می­دانیم که تنها در این صورت باروی گل و در نتیجه تشکیل میوه امکان­­پذیر می­گردد.
سایر حشراتی که در گرده­افشانی گلها و درختان میوه موثرند فاقد این خاصیت مهم هستند. مثلاً زنبورهای غیرعسلی از گل هلو بر روی گل گیلاس و یا از گل سیب روی گل آلو پرواز می­کند و این واضح است که انتقال گرده گل هلو بر روی مادگی گل گیلاس نمی­تواندباعث تشکیل میوه گردد.
به طور کلی در میوه­ها و بذرها جمعاً ۱% گرده­افشانی به وسیله­ی باد، ۶% گرده افشانی به وسیله­ی همه حشرات منهای زنبورعسل و ۹۳ % گرده­افشانی تنها به وسیله­ی زنبورعسل انجام می­گیرد.
نتیجه این که زنبورعسل در سطح اقتصاد ملی کشور ما با تفاوت خیلی زیاد، از لحاظ تولید میوه بیشتر مطرح است تا تولیدعسل و کشوری که قسمت زیادی از تولیدات کشاورزی مورد لزومش(گندم، برنج، ذرت، گوشت و غیره و…) را ناچاراً از خارج وارد می­کند، در صورتی که زنبورداری را توسعه  دهد تنها به برکت وجود زنبورعسل و فعالیت­های غیرقابل تصورش از لحاظ محصولات باغی نه تنها خودکفا می­گردد بلکه مقداری از محصولاتش را نیز ب کشورهای دور و نزدیک صادر می­کند.
تعویض ملکه در بهار و پاییز
تعویض ملکه در ۲ موقع از سال در زنبورداری­ها بیشتر از سایر مواقع صورت می­گیرد:
الف -بهار                 ب- پاییز
هریک از این دو، فواید و ضرروهای مخصوص خودشان را دارند ولی ۳ قاعده مهم وجود دارد که زنبوردار باید آنها را دانسته باشد تا در تعویض ملکه­هایش موفق­تر گردد.
  • جمعیت­ها، ملکه­های تازه را در زمان وفور گل­های عسل­خیز و گرده گل در طبیعت به راحتی اما هنگام کمبودشان به سختی قبول می­کنند.
  • زنبورهای مسن و قادر به پرواز، ملکه­ی جدید را به زحمت قبول می­کنند، چون به بوی ملکه­ی قبلی عادت کرده­اند. زنبورهای جوان تازه تولد یافته معمولاً آن را به سادگی و بدون دردسر می­پذیرند، چون هنوز با بوی ملکه­ای خو نگرفته و بدان عادت نکرده­اند.
  • اگر از نیمه­ی دوم اسفند ماه به بعد جمعیت، ملکه داده شود ان را آسان­تر قبول می­کنند.
الف-تعویض بهاره ملکه
ملکه­هاب پیر(مسن تر از ۲سال) و ضعیف یا ناقص را می­توان در فروردین یا حتی د نیمه­ی دوم اسفند ماه عوض کرد. در تعویض بهاره پس از برداشتن ملکه­ی پیر از جمعیتش می­توان ملکه­ی تازه را با همان قفسی که دریافت شده، ولی بدون زنبورهایی که در داخل قفسه و با ملکه هستند، پس از برداشتن چوب پنبه­ای که روی کف سوراخی خمیرشیرین داخلش گذاشته شده زیر سقف کندو بین دو قاب به طریقی که توری قفسه به سمت کف کندو باشد گذاشت تا زنبورها خمیرشیرین را خورده و ملکه را پس از یکی دو روز از قفسه آزاد کرده به داخل جمعیت راه دهند. بعد از ۴ روز می­توان جمعیت را کنترل کرده، دید که آیا ملکه­ی تازه را قبول کرده­اند یا خیر . همان طور که قبلاً خوانده­اید تخم­گذاری ملکه نشان قبول شدنش می­باشد.
خوبی تعویض ملکه در بهار این است که همانطوری که گفته شد جمعیت­ها آن را خیلی راحت­تر می­پذیرند تا در پاییز یا هر فصل دیگر و تعداد تلفات  ملکه­ها در بهار خیلی کمتر از پاییز است.
ب-تعویض پاییزی ملکه
گو اینکه در ایران اوایل بهار ملکه را عوض می­کنند و
و اینکه تعویض ملکه در بهار آسان­تر بوده و تلفات ملکه­ها کمتر است ولی با وجود این بهترین وقت برای این کار مرداد و شهریور، یعنی پس از آغاز سال تازه طبق تقویم زنبورها و جمعیت­ها می­باشد.
ملکه­ی جفت­گیری شده­ای که در این موقع سال به کندو داده می­شود فرصت تمرین تخم­گذاری را در پاییز داشته و از اوایل بهار سال بعد می­تواند با تمام قدرت و به تعاد خیلی زیاد تخم­گذاری کند و جمعیت را به قدرت فوق­العاده­ای برساند، حال آنکه ملکه­ای که در بهار تعویض شد ناچار است در عسن شدت گل و شکوفه مدتی را به تمرین تخم­گذاری بگذارند و در نتیجه یک فصل عسل را بدون بار آوردن کافی از دست بدهد.
راه تعویض ملکه در بهار و پاییز ا هم فرق دارند. در پاییز اول ملکه­ی کندو را برداشته و به اصطلاح جمعیت را یتیم کرد. ۵ روز بعد پستانک­هایی را که زنبورها روی شان­ها زده­اند خراب و با دقت زیاد لاروهای داخل پستانک­ها را بیرون آورده ودور انداخت. ۲۴ ساعت بعد قاب کوچکی به طول ۱۵ و عرض ۱۰ سانتی­متر که یک سمت آن از تور سیمی پوشیده شده به کمک ۴ میخی که در ۴ گوشه­ی قاب زده و سرمیخ­ها را باز گاز انبر بریده­اند را در نقطه­ای از شان که تنهاسلول­های سر بسته کارگران دارد فرو برد. هنگام فرو بردن میخ­ها ملکه جفت­گیری کرده را با دست در زیر قاب فوق گذاشته، آنگاه فوری فشار به قاب داد تا میخ­ها خوب فرو رفته و قاب در آنجا ثابت گردد. زیر قاب باید تنها ملکه باشد. هیچ زنبوری نباید همراه ملکه به زیر قاب رخنه کرده باشد. وضع  قاب، که ما آن را قفسه­ی پاییزی می­نامیم، در روی لاروهای سربسته باید طوری باشد که نه ملکه راه به خارج داشته باشد و نه زنبورها امکان داشته باشند که به زیر قفسه­ بروند . از راه سوراخ­های توری زنبورها می­توانند غذای لازم را به ملکه برسانند.
پس از یکی روز لاروهای سربسته­ی موجود در شان و زیر قفسه کم­کم تبدیل به زنبور کامل گشته و به تدریج از سلول­هایشان خارج و متولد می­شوند. همین زنبورهای جوان که هنوز عادت به بوی ملکه­ای نکرده­اند اطارف ملکه را گرفته و کار تغذیه وی را به عهده می­گیرند به این طریق ملکه داخل جمعیت قبول می­شود.
پس از مدت کوتاهی(دو سه روز) زنبورهایی که از خارج از قفسه هستند موم­ها را از زیر قفسه سوراخ کرده و خودشان را به اطراف ملکه می­رسانند. ولی چون وی بعد روزی است که داخل کندو زنده مانده و حتی اولین تخمها را نیز گذاشته و به علاوه اطراف ملکه را زنبورهای محافظ جوان و قوی گرفته­اند، دیگر نه قادرند و نه در این ک مایلند ملکه را بکشند. در نتیجه تمام جمعیت، آن ملکه را قبول کرده و ملکه نیز به تخم­گذاریش ادامه می­دهد.
قانون چهل­روزی
هرگاه فرض شود که در منطقه­ای در حدود اول اردیبهشت گل و شکوفه­های فراوان برای استفاده زنبورها(مثلاً گلهای مرکبات در شمال ایران) باز خواهند شد  وبرای حداکثر بهره­برداری از این گلها باید جمعیت ها را از ۴۰ روز پیش به­وسیله تغذیه مصنوعی با خمیرشیرین تحریک به قوی­تر شدن کرد.
هر تخمی را که ملکه داخل سلولی بگذارد به ۲۰ روز زمان نیاز دارد تا تبدیل به یک زنبور کامل گردد، ۲۰ روز دیگر هم زنبورکامل داخل کندویش کار می­کند تا قادر به پرواز شده و باآوری از خارج کندو را شروع کند. با این حساب روزی را که ملکه تخم بگذارد ۴۰ روز بعدش تبدیل به یک زنبورکارگر بارآور خواهد شد. پس برای بهره­برداری از گلهای مرکبات در شمال ایران باید جمعیت­ها را از ۴۰ روز بیشتر یعنی از بیستم اسفند ماه تحریک به قوی شدن کرد ولی این تنها یک حساب است که قانونی را (قانون چهل روزی) نشان می­دهد. بهتراین است که این کار را خیلی زودتر مثلاً از اول اسفند ماه شروع کردتا جمعیت در اوایل اردیبهشت واقعاً در نهایت قدرت بوده و بتواند از گلهای درختان مرکبات شمال بیشترین شهد را به کندویش بیاورد.
تولید دائمی ملکه به وسیله­ی هر جمعیت
متد سوئدی: در کندوهای معمولی با قویترین جمعیت­ها ( وروش­های متداول) می­توان سالیانه حداکثر ۳ بار پشت سر هم و هر بار حدود ۳۰ عدد ملکه تولید کرد که سالیانه ۹۰ تا ۱۰۰ ملکه از هر کندو می­شود. پس از آن باید ملکه را به کندویش برگرداند و یا به جمعیت ملکه­ی تازه جفت­گیری  کرده­ای داد تا روال زندگی عادی­اش را که مدتی(به دلیل تولید ملکه) مختل شده بود از سرگیرد. در غیر این صورت پس از مدتی کارگران شروع به تخم­گذاری می­کنند که از تخم­هایشان تنها زنبورهای نر به وجود خواهند آمد و چنین جمعیتی را معمولاً از بین رفته باید دانست.
برای جلوگیری از این مشکل، روش دیگری پیشنهاد می­گردد (متد سوئدی) که به کمک آن می­توان از هر جمعیت به تعداد خیلی زیادتر و در تمام سال که گرمای هوای محیط اجازه دهد و شهد گرده گل به اندازه کافی وجود داشته باشد ملکه تولید کرد. هرگاه در طبیعت شهد و گرده گل کم بود و کمک تغذیه مصنوعی هم می­توان به همان هدف رسید . این روش به قرار زیر است:
برای این کار از کندوی بزرگ یک طبقه­ای که ۲ برابر کندوی معمولی و با ۲۰ قاب است استفاده می­گردد.زنبورهای جمعیت خیلی قوی را داخل آن می­ریزند. ملکه را وسط کندو همراه ۲ شان کاملاً خالی از عسل و گرده گل و لارو گذاشته و دو طرف شان­ها ۲ عدد پنجره ملکه می­گذارند. به طوری که وی به هیچ­وجه نتواند از آنها عبور کرده و به نقاط دیگر کندو برود و همه­ی امکانات فعالیت و تخم­گذاریش به همین دو قاب خالی محدود گردد. ولی زنبورهای کارگر می­توانند از پنجره­ها عبور کرده و به ملکه دسترسی داشته باشند و وی را تغذیه کنند.
هرگاه جمعیتی خیلی قوی نبود، با آویزان کردن شان­هایی با لاروهای سربسته(از دیگر جمعیت­ها) ولی بدون زنبورهایی که روی آن نشسته­اند جمعیت را تو=قویت می­کنند.
ملکه ناچار است تنها در همان ۲ شان خالی تخم­گذاری کند. شان­ها را پس از تخم­گذاری فوری برداشته، داخل کندوهای دیگر آویزان می­کنندتا بقیه رشدشان را آنجا ادامه دهند و بازهم باید فوراً ۲ شان خالی جایگزین شود تا ملکه امکان ادامه، تخم­گذاری را داشته باشد. این کار را مرتباً و دایماً با کنترل دقیق ادامه می­دهند.
شان­های منتقل شده در کندوی تازه تا زمانی که کارگاران سر سلول­ها را با مو بپوشانند، آنجا باقی می­مانند آنگاه آنها را دوباره به کندوی بزرگ بر می­گردانند تا پس از چند روز زنبورهای متلود شده، لاروهایی را که در سلول­های ملکه در حال رشند، تغذیه کنند ولی این بار خارج از فاصله بین دو پنجره ملکه در نقطه­ای منسب و پر از زنبورآویزان می­شوند.
شان­های با سلول­های سربسته را باید از سایر جمعیت­ها، به تعداد مورد لزوم، مداوم برداشته و داخل کندوی بزرگ آویزان کرد تا زنبورهایشان پس از تولد بتوانند به پرستاری لاروهایی که قرار است تبدیل به ملکه شوند بپردازند.
انتقال شان­ها با سلول­های سربسته باید در تمام فصل­هایی که در کندوی بزرگ ملکه تولید می­شود(در شرایط ایران مرکزی و شمالی حدود ۶ ماه) ادامه داشته باشد تا همیشه به تعداد کافی زنبورهای پرستار(کارگر جوان) برایت غذیه لاروهای ملکه وجود داشته باشد.
قاب­های پیوند را پس از پیوند کردن لاروهایی از جمعیت­های پرمحصول و آرام به داخل سلول­هایشان (فصل تکنولوژی) در کندوی بزرگ آویزان می­کنندو تا به وسیله­ی زنبورهای پرستارخوب تغذیه شوند. این قاب­ها آنقدردر کندو باقی خواهند ماند تا سر سلول­های ملکه­شان به وسیله­ی کارگران با موم بسته شوند. آنگاه آنها را بیرون آورده هریک از سلول­های سربسته­ی ملکه را داخل یک قفسه­ی ملکه می­گذارندو تعداد ۱۶ تا ۲۰ عدد شان را داخل یک قاب پرورش ملکه در طبقه دوم یک کندوی قوی و ۲ طبقه آویزان می­کنند تا ملکه­ها با استفاده از گرمای ۳۵ درجه داخلی کندو و یکی پس از دیگری تولد یابند. در کندوی ۲ طبقه به جای یک قاب پرورش ملکه می­توان ۲ یا ۳ قاب هم آویزان کرد.
در کندوی بزرگ، بسته به قدرت جمعیت به جای ۲ قاب پیوند می­توان ۳ یا ۴ قاب پیوند آویزان کرده و به محض بسته شدن سر سلول­های ملکه، قاب­ها را به کندوهای ۲ طبقه انتقال داد و فوری به جایی آن دوباره قاب­های پیوند با سلول­های سرباز پیوند شدهبا لارو آویزان کرده و این کار را سالیانه تا اوایل فصل نرکشی ادامه داد. لاروها را معمولاً در سلول­هایی پلاستیکی و با سلول­هایی که مصنوعاٌ با موم درست شده­اند(فصل تکنولوژی) پیوند می­کنند.

Add Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *

عضویت در خبرنامه دریافت هفتگی اخبار
دنبال کنید